|
جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات اهدا شد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات در مراسمی کوچک در ساختمان سابق روزنامه شرق اهدا شد، اما این مراسم به قول برگزار کنندگانش یک سورپریز داشت، حضور بهمن شعله ور نویسنده ایرانی مقیم آمریکا که پس از چهار دهه به ایران سفر کرده است. جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات که هر سال از یکی از پیشکسوتان ادبیات داستانی ایران تقدیر می کند، امسال علی اشرف درویشیان را برای تقدیر انتخاب کرده و این موضوع را پیش تر اعلام کرده بود. چندی پیش نیز در مراسم جایزه مهرگان از درویشیان تجلیل شد. به همین دلیل پیش بینی می شد که بخش تجلیل از پیشکسوتان، مخصوصا با توجه به غیبت درویشیان، از رونق چندانی برخوردار نشود. اما حضور بهمن شعله ور و استقبال حاضران از او به این بخش هم رونق داد و در این بخش از دو نویسنده پیشکسوت تجلیل شد. برندگان سورپریز منتقدان و نویسندگان هنگامی کامل شد که نوبت به اهدای جوایز رسید. آنان جایزه بهترین رمان را به حسن بنی عامری برای کتاب "فرشته ها بوی پرتقال می دهند" اهدا کردند که به خاطر توزیع دیرهنگام در جوایز دیگر مورد بررسی قرار نگرفته بود. این کتاب یک هفته بعد از اعلام اسامی نامزد های جایزه منتقدان و نویسندگان توسط آنان مورد بررسی قرار گرفته و فهرست نامزد های این جایزه را تغییر داد. حسن بنی عامری از نسل نویسندگان بعد از انقلاب سال 1357 است که نویسندگی را با داستان های ایدئولوژیک آغاز کردند اما رفته رفته به ادبیات مدرن جذب شدند. "حلقه كنفی" نوشته وحيد پاکطينت، "سالمرگی" نوشته اصغر الهی، "ميم" نوشته علیمراد فدايینيا، "عقرب روی پلههای راهآهن انديمشک يا..."، نوشته حسين مرتضاييان آبكنار، دیگر نامزد های این جایزه در بخش رمان بودند. جایزه مجموعه داستان نیز به آذردخت بهرامی رسید برای نوشتن کتاب "شب هاي چهارشنبه". در این بخش "زندگی مطابق خواسته تو پيش می رود" اميرحسين خورشيدفر، "شبهای چهارشنبه" آذردخت بهرامی، و "عسكرگريز" محمدآصف سلطانزاده، به عنوان نامزد معرفی شده بودند. جوایز برگزیدگان را احمد غلامی دبیر جایزه، محمود دولت آبادی و فرزانه طاهری اهدا کردند. حسن بنی عامری هنگام دریافت جایزه در سخنان کوتاهی ضمن اشاراتی به سابقه فرهنگی ایران گفت "خوشحال است که "ایران پوست تمام داستان نویسانش خیلی کلفت است" و افزود "اما خوشحال نیستم که داستان دوستانمان پشت در می ماند و گفت جایزه را به این خاطر گرفته است که بقیه داستان های خیلی از دوستان پشت در مانده بود." سالی سبک برای داوران مراسم با ارائه گزارشی از دوره هشتم جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات آغاز شد. حسن شهسواری نویسنده و عضو هیات داوران با گفتن این جمله که کار ما امسال خیلی سبک بود، به کاهش شدید آثار داستانی در سال گذشته اشاره کرد و گفت ما سال های قبل حدود 500 اثر را فهرست می کردیم که 300 اثر قابل بررسی در میان آن بود، اما امسال کم تر از 50 داستان و کمی بیش از 30 رمان قابل بررسی بود. او سپس به چگونگی داوری و انتخاب آثار پرداخت.
نوبت به تجلیل از علی اشرف درویشیان که رسید او به خاطر بیماری نتوانسته بود در مراسم حضور داشته باشد. یونس تراکمه نویسنده و عضو هیات داوران متنی را درباره درویشیان آماده کرده بود که خواند. او در متنش با اشاره به گذشته داستان نویسی در ایران و به طور مشخص جمالزاده و با اشاره به این که هر نویسنده ای دغدغه ای دارد نوشته بود: در اولین مطلبی که از آقای درویشیان چاپ شد با دغدغه های این نویسنده آشنا می شویم. با نویسنده ای آشنا می شویم که زخم خورده است از بی عدالتی های اجتماعی. او هم چنین در متنش نوشته بود: در داستان های اولیه درویشیان با نویسنده ای خشمگین روبه رو هستیم که برای بیان دغدغه هایش که همان فقر حاصل از بی عدالتی های اجتماعی است، ابایی ندارد که داستان و داستان نویسی را وسیله بیان شعارها و اعتراض هایش قرار دهد. او هم چنین نوشته بود: در تمام این 40 سال نویسندگی درویشیان با نویسنده ای طرفیم که فارغ از این دغدغه اصلی چیزی ننوشته. اهمیت درویشیان در اصالت این دغدغه است و در درگیری او با زخمی که فقر و بی عدالتی بر جان و روان انسان ها می زند. زخمی که از این بی عدالتی ها بر جسم و روان انسان ها می بیند آن چنان عمیق است که جز با داستانی کردن آن و داستان این زخم را نوشتن آرام نمی گیرد. سپس در حالی که مجری اشاره به کسالت محمود دولت آبادی می کرد از او برای سخن گفتن دعوت کرد. او قبل از هر چیز اعلام کرد که کسالتی ندارم، یعنی نمرده ام و سپس از حضور بهمن شعله ور در جمع ابراز خوشحالی کرد و سپس به بیماری علی اشرف درویشیان اشاره کرد و گفت که او دوباره زنده شده است و بعد گفت که درویشیان را که در مراسم جایزه مهرگان دیدم گفت که تصمیم گرفته ام که خوب شوم. او سپس با گفتن این جمله که تنها تکلیف و وظیفه نویسنده نوشتن است، به نقد کسانی پرداخت که از وظیفه نویسنده سوال می کنند و سپس در جواب آنان گفت که در این جامعه فاسد مهم ترین تشخص برای شخصیت هایی مثل علی اشرف درویشیان و هوشنگ گلشیری این است که آنان مردانی بودند و هستند که با قناعت زیستند و جان خودشان را در کلامشان به ارمغان گذاشتند و امیدوارم که ما و آیندگان لیاقت دریافت آن ها را داشته باشیم. تجلیل بهمن شعله ور سپس نوبت به تجلیل از بهمن شعله ور رسید. مهدی یزدانی خرم برای سخن گفتن درباره شعله ور روی سن رفت و درباره او گفت. درباره رمان پیشرو "سفر شب" که تنها رمان شهری و تهرانی بود، درباره ترجمه های شعله ور از ویلیام فاکنر و تی اس الیوت و درباره این که او دکترای زبان انگلیسی و روانپزشکی دارد و درباره فعالیت های سیاسی او در رژیم گذشته و این که سخنگوی جبهه ملی در آمریکا بوده و از این که دبیر اقتصادی پیمان سنتو بوده و پس از نوشتن رمانش ناچار به ترک این پست شده است و درباره این که روانکاو سربازان طبقه پایین آمریکایی در جنگ ویتنام بوده و درباره شعرهای او و درباره این که قرار است که سفر شب تجدید چاپ شود، البته سانسور اگر بگذارد. بعد هم خود بهمن شعله وربرای سخن گفتن دعوت شد و سر حال و سرزنده روی سن آمد و گفت که قرار نبوده حرفی بزند و آماده نیست و نمی داند باید از چی حرف بزند که محمود دولت آبادی از کارهایش پرسید و او شروع کرد گزارشی از آثارش ارائه داد. از رمان آخرش گفت که نامزد پولیتزر شده بوده، اما به خاطر این که در یک بخشش یک شاعر فلسطینی خودکشی می کند، توفیقی حاصل نکرده است. از 6-7 کتاب شعرش گفت که به زبان انگلیسی سروده و از تعطیل شدن نشریات در ایران و سخت گیری های مجوز کتاب گله کرد. محمود دولت آبادی پرسید که آیا به فارسی هم می نویسید؟ که جواب این بود فقط دو تا شعر به فارسی دارم به ترجمه شاملو. "دوستم احمد شاملو در پرینستون پیشم بود و از بی کاری فوق العاده افسرده بود چون زبان نمی دانست و نمی توانست آن جا کار کند. پیشنهاد داد که کتاب اول شعرم را ترجمه کنیم، با وجود این که افتخاری بود اما نشد. او یک ترجمه از کار خودش خواند، شعر نو را به شعر موزون و مقفی ترجمه کرده بود." جایزه ای هم به بهمن شعله ور و علی اشرف درویشیان اهدا شد که جایزه درویشیان را حسن کیایان مدیر نشر چشمه به نمایندگی از او گرفت. سال بد بیانیه منتقدان و نویسندگان با این جمله شروع می شد: سال 1385 برای ادبیات سال بدی بود. میزان و کیفیت آثار منتشر شده در حوزه های رمان و داستان کوتاه در این سال بیانگر این وضعیت بود که روند رکود و رخوتی که از دو سال پیش فضای ادبیات ایران را در برگرفته، نه تنها ترمیم نشده که عمیق تر هم شده است. در این بیانیه همچنین به مسائل و مشکلات نشر مثل ممیزی، اعمال نظرهای سلیقه ای و متزلزل شدن جایگاه نشر اشاره شده بود. در بخش دیگری از این بیانیه به اهمیت جوایز ادبی در فضای بسته کنونی اشاره شده و آمده بود: جوایز با زنده نگه داشتن شور و هیجان بر آمده از امر نوشتن و حاشیه های آن باب گفت و گو درباره ادبیات را ایجاد و کارکردی روشنگرانه و روشنفکرانه یافته اند. |
مطالب مرتبط نامزدهای جایزه ادبی مهرگان اعلام شدند23 اکتبر، 2007 | فرهنگ و هنر نویسنده ایرلندی برنده جایزه بوکر 200717 اکتبر، 2007 | فرهنگ و هنر نامزدهای جایزه ادبی گلشیری اعلام شد 01 اکتبر، 2007 | فرهنگ و هنر گور ویدال برنده جایزه ادبی پن/بوردرز شد11 آوريل، 2007 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||