BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 21:34 گرينويچ - يکشنبه 14 اکتبر 2007 - 22 مهر 1386
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
وندیدا: راک ایرانی، هدف جهانی

اردیبهشت ۱۳۸۲ اولین نجوای گروه "وندیدا" در ایران به گوش رسید. هدفشان جهانی شدن و یافتن مخاطب بیشتر در دنیا است.


یک اتفاق ساده و یک کنجکاوی در اینترنت باعث آشنایی ام با گروه وندیدا شد. قبل از اینکه خودشان را ببینم سایتشان توجهم را جلب کرد. با دیدن سایتشان فکر کردم خارج از ایران فعالیت می کنند. اما بعد فهمیدم در یکی از خانه های تهران همه این کارها انجام می شود. معمولاً خواننده ها و گروهها وقتی آلبومشان کامل می شود برای خودشان سایت اختصاصی درست می کنند ولی گروه "وندیدا" همزمان با کامل شدن آلبومشان سایتشان را هم کامل می کنند.

قرارم در سوییت یکی از چهار عضو گروه بود. همه بچه ها دانشجو اند و هرکدام در شهرهای مختلفی مشغول به تحصیل هستند. به همین دلیل بهترین زمان برای ملاقات ها و دیدن تمرین آن ها تعطیلات آخر هفته است. با چهره هایشان قبل ازآنکه خودشان را ببینم در سایتشان آشنا شده بودم. در اولین نگاه هر چهارتا را شناختم.

اعضای گروه راک وندیدا
"علی، بیس می زنم و ۲۳ سالم است."
"پدرام، می خونم و گیتار می زنم ، همین خوشبختم"
"منم خوشبختم، محمدرضا هستم، بهم می گن "ممزی"، البته " تریک " هم میگن. توی دانشگاه بعضی وقتها چرکولک هم می گفتند. لید گیتار می زنم، بک وکال می خونم و چند تا از موزیک ها را با پدرام ساختم."
"منم علیرضا هستم ، درامر گروه ."

خنده و شوخ طبعی آنها در اول صحبتها چندین بار جریان مصاحبه را از خط خودش خارج کرد و باعث شد از هر دری حرف بزنیم. اولین نکته ای که با دیدن سایتشان توجهم را جلب کرده بود با آنها درمیان گذاشتم. چشمانی با آرایش سیاه، عکسهایی است که از گروه وندیدا درسایتشان وجود دارد، دلیلش را از پدرام پرسیدم و او گفت: یکدفعه پیش اومد . من عکس اینجوری زیاد دیده بودم و همون آخرین لحظه با مداد چشم وسایه سیاه عکاسمان این کار را انجام دادیم . البته علیرضا حاضر به انجام این کار نشد چون می خواست به مهمانی برود به همین دلیل در عکسها عینک زده.

از ابتدا بیشتر حرفها را پدرام و محمد رضا گفتند و علی و علیرضا، با شیطنت هایشان آنها را همراهی می کردند.

پدرام درباره تاریخچه وندیدا گفت: برادرم به موسیقی راک گوش می داد و با این سبک آشنا بود، من هم علاقه مند شدم و شروع کردم به گیتار زدن و خوندن تا اینکه با محمد رضا در دبیرستان هم کلاسی شدم و اون هم گیتار میزد. محمد رضا ادامه داد: قبل از اینکه گیتار بیاد وسط، کل موزیک های مشترکی که بیشتر متالیکا بود و دوست داشتیم ریتمهاش را سر کلاس با دهن و دست می زدیم و می خواندیم. خلاصه کلاس را بهم می ریختم.

پدرام و محمدرضا

اولین بار برای عید مبعث توی مدرسه رفتیم آهنگ “Nothing Else Matters “ متالیکا را اجرا کردیم. اون موقع مدیر مدرسه ناخود آگاه ما را تشویق به ادامه این کار کرد به جای تنبیه و بازخواست، به ما گفت برای جلسه اولیا و مربیان هفته بعد هم دوباره آنرا اجرا کنیم. با علیرضا، که به درام علاقه داشت از طریق پسر خاله اش آشنا شدیم .علی، هم محله ای محمد رضا بود و کم کم علاقه مند شد به بیس زدن و از ۲۸/۲/۱۳۸۲ ما چهار تا کارمان را شروع کردیم. ما الان هم کار خودمان را مثل گذشته ادامه می دهیم، چون جو دانشگاه هیچ فرقی با دبیرستان برای ما نداره.

نخستین تجربه

پدرام که حالا به سخنگوی وندیدا تبدیل شده بود و هیچ نکته ای را جا نمی انداخت درباره شروع کارهای گروه وندیدا گفت: من یک آهنگ پاپ از ترانه لحظه دیدار اخوان ثالث شنیدم ، از شعرش خوشم اومد و با موزیک راک آن را امتحان کردم . به محمدرضا پیشنهاد دادم که باهم روی این سبک کار کنیم . او هم پذیرفت و بعد از یکسال کم کم درست شد. البته به دلیل مسائل و مشکلات مالی خیلی کند پیش رفت . درحقیقت آهنگ اول یک ماهه تمام شد ولی یکسال طول کشید تا ضبط بشه. اون آهنگ برای ما تجربه بود چون گروهی کار کردن هم روش مخصوص خودش را دارد.
از نظر نواختن ما وفتی وارد گروه شدیم ساززدنمان کامل بود. محمدرضا گفت : من از شش سالگی پیانو می زدم و برای گیتار هم پیش استاد های مختلف رفتم ولی خودم روی گیتار کار کردم . پدرام هم گیتار زدن را از پسر دایی هایش یاد گرفت.من و پدرام خودمان تمرین می کردیم . از هر استادی یک نکته گرفتیم و این خودش رمز پیشرفت ما ست ، علی و علیرضا هم آموزش های لازم را دیده بودند. ولی وقتی در گروه نواختنیم، کم کم به شخصیت گروهمان رسیدیم.

علی اکبر

نجوای وندیدا

اسم گروه در ابتدا "نجوا" بود. روند کار را بعد از ساختن دو کار فارسی تغییر دایدم . با شعرهای انگلیسی شروع کردیم چون می خواستیم جهانی شویم . با این تصمیم تازه ، نام " نجوا" دیگر مناسب نبود و اسم گروه را به " وندیدا " تغییر دادیم . اسم فصل آخر کتاب اوستا "وندیداد" است یعنی" دیو ستیز ". محمدرضا گفت : دیدم "دال" آخر " وندیداد" اذیت می کنه و حذفش کردم و شد " وندیدا ". با وجود اینکه کارهای ما انگلیسی است ولی چون ایرانی هستیم اسم گروهمان را فارسی انتخاب کردیم .

محمدرضا گفت: قبل از ما گروههای دیگری بودند که راک را فارسی بخوانند مثل گروه " اوهام " که شعرهای حافظ را کار کردند ولی ما توانایی ترانه گفتن به زبان انگلیسی را داریم و با این روش مخاطب بیشتری پیدا می کنیم . به نظر من با سبک راک ، زبان انگلیسی بیشتر می نشیند.

راه و روش چهار دیوستیز

موزیک راک وهوی متال از زمان جنگ آمده و موسیقی اعتراض هستند . شعرهای ما بیشتر اجتماعی است ، موزیک معترض نمی سازیم و بیشتر کارهایمان یک راه و روش است. محمدرضا که ترانه ها را می نویسد و سپس با پدرام و بقیه گروه مطرح می کند گفت : البته اول موزیک ساخته می شود و بعد روی آن ترانه می گذاریم . چون همدیگر را کامل می شناسیم کارهایمان خود به خود پیش می رود و می دانیم از همدیگر چه چیزی می خواهیم.


وندیدا می نوازد

گروه وندبدا به جز دو کار اول فارسی شان، تا به حال پنج موزیک انگلیسی ساخته است. oment , Adapt me , From now on , No more to say و آخریش هم هنور اسمی ندارد. No more to say ، جریان آدمی است که مثبت نگر است ولی جو اطرافش منفی است ، در مشکلات گیر می افتد و آخرمی گوید " "No more to say". محمدرضا در توضیح کارهایشان گفت: کسانی که کارهای ما را گوش می دهند ، به گونه ای خودشان این مسائل را در زندگیشان دارند و حس می کنند.

Adapt me ، این آهنگ برای معاون دانشگاهی که محمد رضا در آن درس می خواند ساخته شده بود . او گفت: می خواست تیپ و ظاهر مرا تغییر بده ، آخر سر هم یا جای من بود یا او. بالاخره به خاطر مسائل فساد اخلاقی اخراج شد. البته هیچوقت این آهنگ ما را نشنید . در حقیقت این آهنگ مخاطبش آدمهایی هستند که درمدرسه، دانشگاه ویا جامعه می خواهند همه دنباله روی خطی باشند که آنها می گویند . ما طاقت نداریم و اصلاً اینطوری نیستیم.

Moment ، راجع به زندگی است . چه اتفاقهایی می افتد و چه چیزهایی را از دست می دهیم و حالا چگونه زندگی کنیم. From now on، از حالا به بعد ، یک حالت مقایسه ای دارد با افراد مختلف که هرکدام اشکالی در زندگشیان است ولی شاعر می گوید من اینجوری نیستم و زندگی می کنم.

همه اعضای گروه وندیدا برای ساختن موزیک ها یشان یکسال پولهایشان را جمع کردند، به قول خودشان "پول توجیبی هایمان یکسال خرج نشد و این سخترین کاربرایمان بود ولی به خاطرعشق به آهنگهایمان تحمل کردیم ". در حقیقت موزیک برای آنها همه چیز است . همه این سختیها ها برای رسیدن به هدف آخرشان یعنی جهانی شدن است . در گروه وندیدا همه چیز حس دارد. نت های هر آهنگی که می نوازند، از درونشان سرچشمه گرفته است.

اروین خاچیکیاناروین خاچیکیان
در گروه System of a down
فردفرد؛ پایتخت زیر زمین ایرانی
گفتگو با آهنگساز و خواننده سبک نیو متال
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران