BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:07 گرينويچ - شنبه 05 مه 2007 - 15 اردیبهشت 1386
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سی امین سالروز درگذشت محمدعلی امیرجاهد

محمدعلی اميرجاهد
شاید امیرجاهد آنچه را غیرمجاز یا خطرناک تشخیص می داده بدون نام انتشار داده باشد
معمولاً وقتی صحبت از موسیقی دوره مشروطیت به میان می آید همه به یاد عارف قزوینی می افتند، حق هم همین است، او برجسته ترین چهره را دارد، چون آيینه دار جنبش مشروطیت است، پیش از آن آغاز کرده، با آن همراه شده و پس از آن نیز همواره از ارزشهای میهنی و انسانی آن دفاع کرده است.

با این همه، عارف تنها نبوده اگرچه تاثیر گذارترین بوده است.

اگر دوره جنبش مشروطه را از سال 1280 خورشیدی سرآغاز جوانه زدن شور و حال انقلابی تا نخستین سالهای قرن جاری خورشیدی - در جمع چیزی حدود 25 سال بدانیم، به موسیقيدانان و ترانه پردازان دیگری نیز برمی خوریم که در همین دوره رشد کرده، از رویدادهای جنبش تأثیر پذیرفته و زمینه پرورش نوع تاره ای از موسیقی ملی را فراهم آورده اند.

از جمله آنان باید از موسیقیدانی یاد کرد که دستی توانا در ترانه پردازی داشته و مثل عارف شعر و موسیقی را غالباً خود پیوند می زده و در پرورش شیوه های نو در آفرینش کوشش بسیار به کار زده است: محمدعلی امیرجاهد که اردیبهشت امسال، سی سال از مرگش می گذرد.

امیر جاهد در سال 1275 ده سال پیش از برپايی انقلاب مشروطیت در تهران زاده شد و تحصیلات خود را در دارالفنون گذراند.

او با مرگ زودرس پدر به کار خبرنگاری در روزنامه های غالباً سیاسی پرداخت، آن هم در سالهایی که روزنامه ها سرشار از احساسات میهنی بوده است.

همین فضاست که امیر جاهد را که ذوق ادبی و شاعرانه داشته زیر تأثیر گرفته و بمرور از او شاعری وطنی پدید آورده است.

امیرجاهد که خود مدرسه دیده نبود، در هنرستان آزاد موسیقی ملی شاگردان بسیاری پرورش داد

او از سال 1299 به عنوان دبیر در مجلس شورای ملی به کار پرداخت و از سال 1305 مستقلاً سالنامه پارس را انتشار داد که در جمع، بیست و هشت سال دوام پیدا کرد.

سالنامه پارس علاوه بر ویژگيهای سالنامه ای، آئینه تمام نمای تصنیفهای او نیز هست، چون آنها را در خود دارد.

بعدها امیرجاهد این تصنیفها را در دو نوبت در دیوان خود انتشار داد.

او در سال 1330 پس از رسیدن به بازنشستگی، انجمن اشاعه و اعتلای موسیقی را در اداره هنرهای زیبای کشور بنیاد کرد و چند سالی بعد آن را به هنرستان آزاد و شبانه موسیقی ملی تبدیل کرد که چند سالی خود سرپرستی آن را بر عهده داشت.

امیرجاهد که خود مدرسه دیده نبود، در هنرستان آزاد موسیقی ملی شاگردان بسیاری پرورش داد.

در جبهه ای دیگر

دو چیز را می توان با همه تفاوتها، وجه مشترک در ترانه پردازيهای عارف و امیرجاهد به شمار آورد.

نخست آنکه سرچشمه احساس و اندیشه هر دو یکی است، هر دو از آرمان جنبش مشروطه تأثیر پذیرفته اند.

دوم آنکه هر دو استقلال عمل داشته و شعر و موسیقی ترانه را خود می آفریده اند، شاعران دیگر چون محمدتقی بهار و وحید دستگردی توفیق آشنایی با موسیقی را نداشتند و می بایست متنهای خود را با آهنگهای دیگران هماهنگ می کردند که در عمل با دشواريهایی روبرو می شدند.

همه اینان به هدف اصلی خود که بالا بردن سطح آگاهی در جامعه و حفظ ارزشهای جنبش مشروطیت بود وفادار ماندند و حتی هنگامی که از میان آشفتگيهای برخاسته از جنبش، به ناگزیر استبداد تازه ای سر برآورد، ترانه های اینان همچنان به عنوان وسیله تأثیرگذار مبارزه برای آزادی باقی ماند.

روشنفکران در برابر استبداد تازه و با بررسی علل بر آمدن دوباره آن، برای "بازسازی فرهنگی" اولویت ویژه ای قائل شدند، شاعران و تصنیف سازان نیز در پیروی از گرایشهای تازه و برای در امان ماندن از سانسور و پیگرد، به جای مسائل عریان سیاسی، به "اجتماعیات" و "اخلاقیات" رو می آوردند.

اگر در جبهه سیاست نمی شد جنگید، در جبهه جهل و خرافات می شد؛ در نگاهی ژرفتر مبارزه در این جبهه و در آن روزگار اهمیت ویژه ای پیدا می کرد.

مقایسه میان ایران پیش و پس از اسلام ، شور "غمبارانه ای" پدید آورد که می توانست محتوایی برانگیزاننده برای تصنیف سازان باشد، در میان مبارزان این جبهه، محمدعلی امیرجاهد، در صدر نشسته است.

او در تصنیف دشتی خود با عنوان "در ملک ایران"، همه درد ایران را در "جهل عمومی" جستجو می کند:

در ملکی که مهد شیران، نامیده شده
تا چند باید افتان و خیزان بود
داد از جهالت که قدر خود ندانیم
در زندگانی شبیه مردگانیم و ...
با چشم بینا در کوره راه دوانیم
زیرا که از معرفت دوریم
به جهل مستوریم و ...
به مجمع جهانیان چه (چو) عضو رنجوریم

در تصنیف اصفهان با عنوان "ای نوع بشر" امیرجاهد از حد ایران و ایرانی فراتر می رود و ابنای بشر را مورد خطاب و سرزنش قرار می دهد:

چرا انسان چنین بی خرد است و قدر آدمیت را نمی داند؟
چرا جز حرص و آز و شهوت در اندیشه ندارد؟
چرا دلها را می شکند و این همه خون می ریزد؟

در همین تصنیف است که امیرجاهد تصویری تیره از جامعه بشری عرضه می کند که همیشه ترجیح بند اندیشه وران چپ بوده است:

گرسنه گروهی به قرض جوی جان سپردند
گروه دگر حاصل رنج آنان شمرند
بینی چه سان فقير و مفلوک، ملوک و مملوک، زحال هم بی خبرند؟

امیرجاهد همچون عارف حتی در عاشقانه های خود از حال بشر و وطن غافل نمی ماند، در مشهورترین تصنیف خود که در سوگ ایرج میرزا ساخته و قمرالملوک وزیری با صدای تأثیرگذار خود خوانده است، باز اشارات صریحی به وطن دارد:

تا کی به هر انجمن
نیلی کنم پیرهن

نوشم به یاد وطن
جامی پر از خون

اوباش هر رهگذر
بگذاردم سر به سر

مانند مجنون ...

و بعد به یاد ایرج می افتد:

ای گنج دانش
ایرج کجايی؟

در سینه خاک
پنهان چرايی

تا بوده در این
دنیای فانی

کی برده از جوانان
به جز رنج جدایی

تصنیف بی شناسنامه

با همه آنچه گفتیم، امیرجاهد صراحت و بی پروایی عارف را در برخورد با ناهنجاريها نداشته و غالباً حرفهای خود را در کلی گویيهای اخلاقی پنهان کرده است، تصنیفهایی بدون امضای او ولی در سبک و روش او از آن سالها باقی مانده که جه بسا واقعاً از او باشد.

شاید امیرجاهد آنچه را غیرمجاز یا خطرناک تشخیص می داده بدون نام انتشار داده باشد.

اگر هم چنین نبوده باشد، می توان دست کم برآن بود که سازندگان اصلی تصنیفها سخت زیر تأثیر اندیشه های او بوده اند.

یکی از این تصنیفهای بدون شناسنامه "دختران سیروس" نام دارد که آن را در سالهای اخیر زويا ثابت در آمریکا و گیسو شاکری در اروپا بازخوانی کرده اند و رنگ و بوی امیرجاهدی در آن جلوه بسیار دارد؛ از دختران سیروس و ساسان می گوید که زیر دست مردان محبوس مانده اند.

آن ها را فرا می خواند که "خموشی" را بشکنند، حجاب را به یک سو نهند، از خواب غفلت و بندگی بیدار شوند و دشمنان واقفی خود را بشناسند.

در تکه ای از تصنیف حتی زنان به انقلابی دیگر فراخوانده شده اند.

مملکت خواب است
ملتش به خواب است

ای زنان ملت
وقت انقلاب است

بخت با محمدعلی امیرجاهد یار بود که همزمان با او خواننده برجسته ای چون قمرالملوک وزیری نیز سر بر آورد.

این هر دو به یاری یکدیگر شتافتند، قمر با خواندن تصنیفهایی از نوع دیگر توجه روشنفکران زمانه را بسوی خود جلب کرد و امیرجاهد نیز با بهره وری از تأثیرگذارترین صدای زمانه توانست بهترین اجراها را به تصنیفهای خود بدهد و شتابنده به شهرت برسد.

بیشترین تصنیفهایی که قمر خوانده و می گویند دويست تصنيف بوده ساخته و پرداخته امیرجاهد است.

برخی از معروفترین این تصنیفها را محمدرضا شجریان، هنگامه اخوان و سروش ایزدی (سوسن مطلوبی) در سالهای پيش از انقلاب بازخوانی کرده اند.

قمرالملوک وزيریموسيقی
قمری در آسمان موسيقی ايران؛ به مناسبت سالروز درگذشت قمرالملوک وزيری
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران