BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:31 گرينويچ - شنبه 03 فوريه 2007 - 14 بهمن 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
از جاده ابريشم تا جاده نايلون، روايت يک طراح ايرانی در سوئيس

.
يکی از صفحات کتاب
"جاده نايلون" نام کتاب مصوری است که به تازگی توسط پارسوآ باشی در سوئيس منتشر شده است.

خانم باشی که در ايران سال ها به عنوان طراح مشغول به کار بوده و با طرح های جلد کتاب هايی چون "زنان، مشارکت سياسی ، موانع و امکانات" و يا پوسترهای همايش ها در ميان اهل کتاب و فرهنگ در ايران شناخته شده است، در رشته گرافيک تحصيل و فعاليت کرده است. پارسوآ باشی در سال ۲۰۰4 در پی آشنايی با همسر سوئيسی اش به اين کشور آمده است.

هر سال به شانزده اثر از داخل سوئيس که به نوعی به موضوعات هنر، هويت و مهاجرت پرداخته اند از سوی موسسه فرهنگی پروهلوتيا جايزه ای به ارزش پنج هزار تا ۳۰هزار فرانک تعلق می گيرد. "جاده نايلون" جايزه ۲۰هزار فرانکی را از آن خود کرده است.

عنوان کتاب

کتاب که نامش در وهله نخست تضادی آشکار با "جاده ابريشم " را در ذهن ايجاد می کند، با ماجرای سفر طراح به سوئيس آغاز می شود و به خوددرگيری های نويسنده در طی يک دوران چهل ساله که در برگيرنده بخشی از تاريخ معاصر ايران نيز هست، می پردازد.

باشی در اين نخستين کتابش، به تضاد فرهنگی دو جامعه ايران و سوئيس می پردازد. نويسنده با ديدی انتقادی و گاهی با زبان طنز به تفاوت های دو فرهنگ و به ويژه مصرفی بودن کشور دوم، نوع روابط دو جنس و اصولا مد گرا بودن آن پرداخته است.

خانم باشی خود درباره عنوان کتابش چنين می گويد:" عنوان کتاب را با الهام از "جاده ابريشم" که سمبل ارتباط تاريخی- فرهنگی بين شرق و غرب بوده است، انتخاب کردم."

از آنجا که بين عامه مردم سوئيس ايران به عنوان کشوری در خاورميانه تنها تداعی کننده آنچه از آن همچنان به عنوان "جهان سوم" ياد می شود، است، وی بر اين موضوع چنين تاکيد کرده است: "می خواستم مخاطبانم کتاب را به خاطر محتوايش انتخاب کنند و بخوانند؛ نه مثلا به خاطر عکس صورت يک زن با روبنده و شتر و صحرا و غيره."

کليشه ها و نمادها

در حاليکه کتاب به خوبی سعی کرده است تا با نمادهای ايرانی با مخاطب ناآشنا ارتباط عميقی برقرار کند، پارسوآ باشی در رابطه با تفاوت فرهنگی و تفاوت نمادها در اثر اخير خود چنين می گويد:"در واقع تفاوت نمادها- که من آنها را کدهای فرهنگی می نامم- خود سهم اصلی شکل دهنده و در واقع به وجود آورنده کار من بوده اند."

وی در پاسخ به اين پرسش که آيا اين تفاوت ها مشکلی در کار او ايجاد کرده اند گفت:" اگر برايم مزاحمتی ايجاد می کردند_ مثل نمونه ديدن پوسترهای برهنگی زنان_ سعی در نقد آنها از منظر يک انسان شرقی داشته ام، بی اينکه داعيه حکم دادن داشته باشم. و اگر به نظرم مثبت بودند، در مقايسه نمادهای منفی شرقی _در اينجا ايران_ سعی در نقد نقاط منفی شرقی کرده ام_ مثل آگاهی اروپايی های روشنفکر از سياست در جهان خارج در مقابل غرور بی اندازه ی تاريخی بعضی ايرانی ها که در عين حال چيز زيادی از وقايع جاری حتی مملکت خودشان نمی دانند."

در عين حال با وجود تاکيد بسيار نويسنده بر ايرانی با تمدن چند هزار ساله و شناساندن آن به مخاطب گاه در برخی نمادها فرهنگ ايرانی تبديل به فرهنگ اسلامی شده است.

تاريخ معاصر

کتاب اگرچه بر پايه خاطرات و خوددرمانی نويسنده و طراح شکل گرفته است، اما اصولا سعی در شناسايی تاريخ معاصر ايران به خواننده اروپايی دارد که موفق نيز به نظر می رسد. و به همين دليل در بخش آغازين به طرز ماهرانه ای با خود کودکی اش روبرو می شود و مخاطب را نيز در فراز و نشيب های درگيری هايش با جامعه فعلی و جايی که کودکی اش را گذرانده بود به طرز عميقی متاثر می کند. اما اين کودک همان است که او را به خود اصلی اش باز می گرداند و به او خاطر نشان می کند که هميشه و در هر کجای دنيا با او باقی خواهد ماند: "و من نمی توانستم گذشته ام را انکار کنم. بايد روزها و شبهايی را که با آنها _با خودم_ گذرانده بودم به ياد می آوردم."

پارسوآ باشی
پارسوآ باشی

به همين ترتيب "پارسوای کوچک"، "پارسوای نوجوان" و "پارسوای جوان" در بخش های مختلف کتاب به يادآوری خاطرات، انتقادات و آرزوهای شايد برباد رفته نويسنده و گرافيست، می پردازد و از سوی ديگر "پارسوای فعلی" به پاسخگويی برمی آيد که در اين ميان گاه از مجاب کردن آنها باز می ماند و گاه درگيری را به بهترين شکل خاتمه می دهد.

هفته نامه آلمانی زبان اشپيگل در معرفی "جاده نايلون" آورده است:" هر کس ديگری در چنين شرايطی شايد به يک روانشناس مراجعه می کند، اما باشی برعکس به ايجاد يک کتاب مصور روی آورده است."

پارسوآ باشی درباره انگيزه انتشار چينين کتابی گفته است:" در واقع انگيزه اصلی من يک محرک درونی بود در مقابله با بحران هويتی که در ماه های اوليه ورود به اروپا دچارش شده بودم. من از يک زندگی مستقل و کاری بسيار فعال و پرتحرک که تماس مستقيم با لايه روشنفکر جامعه داشت بعنوان يک طراح "خود کارفرما" در موزه های نشر، هنرهای نمايشی و موسيقی و ميراث فرهنگی به يک خلا ناشناخته وارد شده بودم. در نتيجه دچار يک ديالوگ دائمی با خودم درباره خودم، گذشته ام، مقايسه خود امروزم با روزهای گذشته ام در شرايط ايران در سال های مختلف شده بودم که کم کم مزاحمم می شد."

خلاصه کتاب

بخش نخست کتاب، شرح تقابل نويسنده با جامعه سوئيس و گويای تجربه ای است که هر کس ديگری به عنوان مهاجر می تواند آن را از سر بگذراند؛ ياد گيری زبان و به ويژه در بخش آلمانی زبان سوئيس مشکل ويژه دوگانگی زبان (بين زبان رسمی که اصطلاحا آلمانی اصيل گفته می شود و لهجه محلی که درک آن را برای آلمانی زبان های غير سوئيسی مشکل می کند و مردم به آن زبان تکلم می کنند) و تلاش برای برقراری ارتباط با جامعه جديد، از آن جمله است.

نويسنده در اين بخش از یأس اوليه خود برای فراگيری زبان تا حدودی دشوار و کمتر قاعده پذير آلمانی از سويی و برخورد با لهجه محلی که عملا سد ديگری در برابر سازگاری اجتماعی وی در بدو ورود به زوريخ است، سخن می راند؛ در نتيجه به تنبلی روی می آورد و اوقاتش را به خواندن وب سايت های فارسی و کتاب های فارسی خود می گذراند.

در ميانه اين یأس و انفعال است که ناگهان با کودکی پارسوای پر شر و شور روبرو می شود؛ خود کودکی که بخش گمشده ای از خود بالغ او به حساب می آمد و بار ديگر او را با خود به دنيای تجارب و خاطراتش فرو می برد تا از پس اين تخليه روانی، راهی تازه پيش پای او بگذارد؛ راهی که دريچه تازه ای از درک موقعيت خود برای روبرو شدن با اين جامعه جديد به وی نشان می دهد.

از همين جاست که سفر ما با پارسوآ در اين جاده آغاز می شود. سفری که نه تنها کشف خود بلکه نقبی به تاريخ دهه های گذشته ايران و تجارب مشترک يک نسل است.

در بخش دوم کتاب که کم حجم ترين بخش آن نيز هست، به موضوعاتی که نويسنده را در سوئيس بيش از همه متعجب ساخته، پرداخته شده است. يکی از اين موضوعات پوشش اخبار در راديو سراسری سوئيس است که در مقايسه با اخبار ديگر کشورها و به ويژه ايران گاهی تعجب هر شنونده خارجی را برمی انگيزد؛ اينکه چند گورخر در استانی از سوئيس به بيماری ناشناخته ای دچار شده اند. نوجوانی پارسوآ او را در اين بخش همراهی می کند و به خاطرش می آورد که اخبار روزانه راديو در ايران در هنگامه جنگ و درگيريهای سياسی چگونه بود.

در بخش سوم نويسنده/ طراح به موضوع موج فرار، پناهندگی و مهاجرت ايرانيان به غرب در سال های پس از انقلاب ۱۳۵۷ می پردازد و مقاومت او در برابر اين موج و آرزويش برای تحصيل در دانشکده هنر سخن می راند.

اگرچه نويسنده در بازگويی تاريخ معاصر به مخاطب ناآشنا دقت بسياری به کار برده است اما در اين بخش از کتاب صرفا به بيان نظر شخصی خود پرداخته و تاکيدی منفی بر مهاجرت شده است. وی به احساس تنهايی اش در هنگام مهاجرت شمار بسياری از دوستان و افراد خانواده اش در آن زمان می پردازد و در پاسخ پارسوآی جوان که از وی می پرسد سخت ترين تجربه وی از مهاجرت چه بوده است، پاسخ می دهد زبان خارجی؛ چرا که هنوز امکان ابراز احساسات و هيجانات اش که در زبان مادری به خوبی بيان می شد، نبود.

در بخش بعدی، پارسوآ تجربه ازدواج ناموفق خود را مرور می کند. تهران ۱۹۸۹، پارسوآ دانشجوی گرافيک در دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران است. در زمانی که هر گونه رابطه ای بين پسران و دختران تحمل نمی شد و او تجربه شلاق خوردن برای همراه شدن با يک دانشجوی پسر برای خريد لوازم طراحی مورد نياز کلاس را هم پشت سر گذاشته بود، سرانجام به اصرار همکار ارشدی در يک موسسه طراحی، بدون شناخت عميق از شخصيت او ازدواج می کند. حاصل، درک اختلاف فرهنگی عميق و بدل شدن زندگی اش به جهنمی می شود که با وجود يک کودک به طلاق می انجامد و در اينجا نيز نويسنده به قوانين اسلامی سپردن کودک به پدر اشاره می کند و درد و رنجی که فراق دخترش بر وی تحميل کرده است که تا به امروز نيز با ديدن هر کودکی در خيابان های زوريخ اين زخم کهنه سر باز می کند.

به اين ترتيب وی که پيش از اين طراح جلد کتاب هايی چون "خشونت عليه زنان" مهرانگيز کار بود، به خوبی نشان می دهد که چگونه زمانی خود نيز دستخوش ناملايمات قوانين دادگاه های
خانواده در ايران شده است.

يکی از صفحات کتاب

در اين ميانه باشی اشاره ای هم دارد به موضوعی بسيار بحث برانگيز و قابل تامل و آن نوستالژی عظمت طلبی يا پان ايرانيسم مفرط در بين بخشی از ايرانيان ساکن اروپا است.

وی به برخورد خود با دختر ايرانی و دوست پسر سوئيسی اش اشاره می کند که هنگامی که پسر از پاسکال ياد می کند، دختر ايرانی در پاسخ به وی می گويد که تئوری های رياضی مورد بحث ۵۰۰ سال پيش از آن از سوی عمر خيام ايرانی تدوين شده است و ناگهان وی را با مظاهر تاريخ و تمدن چند هزار ساله ايرانی بمباران می کند.

پيشداوری برخی از سوئيسی ها در باره ايران که آن را کشوری فقير، بيابانی و عقب مانده تصور می کنند، واکنشی چنين افراطی را نيز به دنبال می آورد که کم و بيش در ميان ايرانيان ساير کشورهای غربی نيز می توان مشابه آن را يافت.

اما باشی در اينجا به درستی به سوالی اصولی اشاره می کند و آن اينکه چگونه مظاهر اين تمدن و فرهنگ ۲۵۰۰ ساله به سرعت درهم ريخت. البته در اينجا نويسنده وارد بحث ديگری می شود که به رغم روحيه منتقد خود مخاطب ش را به مدارا فرا می خواند و آن اينکه تصوير کردن چهره ای منفی از هر نوع اسلامی سبب افزايش فشار تبليغاتی برای پروپاگاندای راست گرايان عليه شرقی ها خواهد شد.

در بخش های انتهايی کتاب، پارسوای کنونی با پارسوای نوجوان کمونيست روبرو می شود، نوجوانی که از زندگی سرمايه داری او در قلب جامعه سرمايه داری جهان خشمگين است.

و از طريق او است که با بخشی از دوران نوجوانی نويسنده و هواداری اش از يک جريان چپ آشنا می شويم: تعارض های زندگی در اين دوران کوتاه بين پيروی از مد و خوشی های زندگی تا ناچار بودن به پوشيدن لباس های ساده و مشخص کمونيست ها و گذر از مرزهای قراردادی زندگی کمونيستی که با طنزی دلنشين به خوبی در چندين صفحه آمده که در برگيرنده يک دوران چند ساله از زندگی او است که تاثيراتش را هنوز در رويکردش به زندگی در جامعه سرمايه داری تازه نشان می دهد.

باشی به خوبی نشان داده است که چگونه در برخورد با مصرف گرايی و تجمل گرايی سرمايه داری زوريخ ناگهان سر وکله پارسوآی سيزده ساله کمونيست پيدا می شود.

هفته نامه آلمانی اشپيگل با اشاره به زبان طنز پارسوآ باشی در اين کتاب، نوشته است:" نگاه طنزآميز باشی، 'جاده نايلون' را به نمايی از پويايی های جامعه بدل کرده است."

کتاب مصور، زبان ساده

اگرچه اصولا زبان کتاب مصور برای جذب بهتر مخاطب زبانی ساده است اما به نظر می رسد خانم باشی از مخاطب خود تصور ديگری در ذهن دارد. وی اگرچه زبان ساده را برای نوشتار برگزيده است اما موضوعات مطرح شده ی او هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را در بر می گيرد.

وی درباره مخاطبان مورد تصور خود چنين می گويد:" اولين مخاطب اصلی کار "خودم" بودم. مثل خاطره يا روزانه نويسی که شخص برای خودش می نويسد. بعد دوستان نزديک و کسانی که باهاشون زندگی می کردم. حالا که کتاب منتشر شده است، تصور می کنم مخاطبان آن قشر روشنفکر، کنجکاو و عمدتا مردمی با ذهن باز و شايد چپ گرای غربی باشند که بسيار به شناخت جوامع خاورزمين تمايل دارند."

بازخوردها

ويژگی ديگر "جاده نايلون" نقدهای گذرا از جامعه سوئيس است که به هر ترتيب نويسنده ای را که زمانی قادر به ابراز عقايدش به اطرافيانش نبود اينک به مخاطب غربی اش پيوند می دهد و کنجکاوی مخاطبان را درباره نظريات يک شرقی درباره زندگی هرچند روزمره غرب برمی انگيزد.

به اين ترتيب براساس شمار نقدهای نوشته شده بر "جاده نايلون" به نظر می رسد اين کتاب در کشورهای آلمانی زبان توجه بسياری را به خود جلب کرده است. پارسوآ باشی در اين باره چنين توضيح داده است:" من در واقع از اين حجم توجه مطبوعات، راديو و تلويزيون و سايت های اينترنتی در سوئيس، اتريش و آلمان به کارم شگفت زده شدم. از تعداد حدود سی نقدی که ديده ام حتی يک نقد منفی هم نديده ام که البته کمی مشکوکم می کند؛ چون خودم شخصا نقايص بسياری در کار می بينم که فقط بعد از اينکه از آن فاصله گرفته ام _ به لحاظ زمانی _ قادر به ديدن شان هستم، در غير اين صورت حتما مرتکب آنها نمی شدم."

وی درباره اين که آيا کتاب توانسته اهداف مورد نظر او را در ميان اطرافيانش تامين کند، می گويد:" فکر می کنم بله. من قصدم نشان دادن توانايی انسان شرقی در توضيح خود، تحليل پيرامون خود و شکستن کليشه های غربی در مورد مردمان شرق بود؛ کليشه هايی که انسان شرقی را اعم از آسيايی يا آفريقايی موجوداتی بدون گذشته، فاقد قدرت تحليل و ساده می انگارد. خواستم بگويم که در عين وقوف به کليشه های غرب دربرابر شرق، صادقانه کليشه های شرقی ها برای غربی ها را هم متذکر شويم و آنها را نقد کنيم."

اين کتاب که نخستين اثر پارسوآ باشی در زمينه نويسندگی است توسط انتشارات کين اونت ابر چاپ و منتشر شده است. کتاب ۱۲۸ صفحه دارد و در کتابفروشی های آلمان، اتريش و بخش های آلمانی زبان سوئيس عرضه شده است.

به گفته نويسنده "جاده نايلون" قرار است اين کتاب به زبان های انگليسی و فرانسه نيز منتشر شود.

مطالب مرتبط
برگزيده کتابهای روز آمريکا
07 اکتبر، 2004 | فرهنگ و هنر
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران