|
گفتگو با شهريار عدل درباره نمايشگاه شکوه يک امپراتوری فراموش شده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بعد از بازديدی که به اتفاق شهريار عدل کارشناس بين المللی تاريخ و فرهنگ ايران، از موزه "سرنوچی" پاريس و نمايشگاه کم نظير آن داشتم، گفتگويی با او انجام دادم که بخش هايی از آن را می خوانيد: آقای عدل، اهميت ساسانيان را در تاريخ هنر و فرهنگ ايران چگونه ارزيابی می کنيد؟ اهميت ساسانيان با توجه به اينکه از قرن سوم تا قرن هفتم ميلادی بر ايران سلطنت کردند و امپراتوری بزرگ و وسيعی به وجود آوردند و در دوران آنها هنر و بخصوص هنر معماری به سطح بسيار بالايی رسيد، برای تاريخ ايران بسيار زياد است، اما اينکه آنها را به اصطلاح سازنده يک ايران مضمحل شده بدانيم تصور غلطی است. ايران دوران اشکانی عظمت خودش را داشت و ايران دوران ساسانی هم اهميت خودش را. منتها تبليغات ساسانيان به گونه ای بوده است، و ما هم قبول کرده ايم، که اينها باعث شدند که يک دولت کاملا منحط نابود شود و يک دولت ايرانی بسيار قوی جايگزين آن گردد که تا اندازه ای درست است ولی بطور مطلق درست نيست. تاثير فرهنگی دوران ساسانی را بر ايران اسلامی بعد از حمله اعراب چگونه می بينيد؟ تاثير دوران ساسانی بر دوران اسلامی بسيار بالاست. و البته به مرور که از سقوط دوران ساسانی دور می شويم، يعنی اواسط قرن هفتم ميلادی، اين اهميت کمتر می شود. علت آن هم اين است که هنر معماری ايران و هنرهای بومی ايران، بسيار سازنده و پويا بودند و از يک مرحله وارد مرحله ديگری می شوند. در هنگام سقوط امپراتوری ساسانی، "هنر"ی که هست کاملا ساسانی است. يک قرن بعدش هنوز ساسانی است، دو قرن بعدش هنوز ساسانی است، ولی به مرور کم رنگ می شود چون هنرها، متحول می شوند. مثلا در مورد معماری، ستون هايی که در تاريکخانه دامغان می بينيد، يا در مسجد شوش می بينيد، يا در مسجد ذوران آل بويه جامع اصفهان می بينيد، می شود گفت که هنوز ستون های دوره ساسانی هستند.
در مورد طاق ها هم همين است يعنی انحنای تخم مرغی طاق ها در قرون اوليه بعدا تبديل به طرح جناغی می شود. در مورد اشياء هم همين است. تنگ ها و ظروف طلائی که بعضی از آنها مربوط به قرن های اول و دوم دوران اسلامی هستند، آنچنان به آثار دوران ساسانی شبيه اند که تا مدت های زيادی آنها را به دوران ساسانی نسبت می دادند و حتی هنوز هم در مورد بعضی از آنها شک و ترديد هايی وجود دارد. در مورد فرهنگ هم همين است. اينطور نيست که با رسيدن سپاه عرب به ايران از فردايش همه شروع کنند به الفبای عربی نوشتن. تقريبا صد سال طول می کشد تا کتاب ها و نوشته های ديوانی را به عربی بنويسند. يعنی تا صد سال اول ديوان خراج و هزينه ها به سيستم ايرانی و به زبان پهلوی نوشته می شود و بعد حتی در جاهايی مثل مازندران بيشتر از دو قرن طول می کشد تا نوشته های روی بناها تبديل به خط کوفی شود. بنابراين تبديل هنر ساسانی به هنر دوره اوليه اسلامی ايران چيزی است که حدود دو قرن طول می کشد و همانطور که گفتم آنجنان آثار دويست سال اول شبيه آثار دوران ساسانی است که اصلا نمی شود تشخيص داد که فلان قطعه متعلق به کدام دوره است. مجموعه ای از پارچه ها و لباس های آن دوران را ديديم که خيلی هم خوب و سالم باقی مانده اند و حتی لباس هايی ديديم از کشور های همسايه آن زمان ايران، که با پارچه های ايرانی حاشيه دوزی شده است. از سابقه آنها و از راز دوام آن ها بگوييد. پارجه های دوره ساسانی بسيار نفيس و بسيار زيبا و مثل پارچه های چينی - و شايد با معروفيتی کمتر - در دنيا پخش می شدند، منتها چون ما به امپراتوری روم نزديکتر بوديم، اينها وارد خزانه های امپراتوران روم و بخصوص روم شرقی شدند و بعد وارد خزانه های کليسا های مسيحی شدند و به صورت بخشی يا تمامی لباس اسقف های اعظم کليساها درآمدند و به اين ترتيب است که مقدار زيادی از اين پارچه ها محفوظ ماندند.
اين را بايد به نفيس بودن پارچه های ساسانی نسبت داد که توانستند وارد خزانه های غرب بشوند و به اين ترتيب نجات پيدا کنند. مقدار بسيار کمی هم از اين پارچه ها در کاوش های باستانشناسی پيدا شده است از جمله در مصر، ولی در آنجا بيشتر به صورت حاشيه های تزئينی لباس ديده می شود. در توضيحات نمايشگاه نام تک تک پادشاهانی را که نقش آنها روی ظروف حکاکی شده است ذکر کرده اند در حاليکه هيچ اسم و نشانی دور خود ظرف ديده نمی شود. اين ها را چگونه شناسائی کرده اند؟ جريان به اين ترتيب است که شاهان ساسانی هر کدام تاج مخصوص خودشان را داشتند و چون روی سکه ها نقش اين پادشاهان هست که تاج بر سر دارند، آن را با سکه مقايسه می کنند و در نتيجه معلوم می شود که صاحب نقش کدام پادشاه است. البته اين برای ظروف خيلی نفيس و معروف و بزرگ است چون ظرف هايی هست که در آنها مقداری "فانتزی" به کار رفته و آنها را نمی شود دقيقا گفت که مال کدام پادشاه است. باقيمانده چند قطعه موزائيک در نمايشگاه بود که با قطعات بسيار ريز تهيه شده بود و از جمله آنها قطعه بسيار نفيسی از چهره يک زن نوازنده موسيقی بود، اين موزائيک ها چه کاربردی داشته اند؟ اصليت اينها در واقع از فرهنگ ايران نيست و اصل آنها از فرهنگ يونان و روم می آيد. اينها را که امروز اينجا ديديم از کاخ "بيشاپور" در فارس می آيد و از دوره اول ساسانی هستند، يعنی سال های دويست و شصت - دويست و هفتاد بعد از ميلاد و در کاخ های بيشاپور از آنها استفاده شده بوده است. اينها نوعی سنگفرش يا کف پوش تالارها بوده اند و نقوش آنها هم از همه معروف تر همان زن نوازنده است.
ترتيب آنها هم مثل کاشی های معرق است. يعنی همان طور که کاشی هايی از رنگ های بخصوص را می تراشيدند و با گذاشتن آنها کنار يکديگر، نقوش مختلف چه تزئينی و چه نوشتنی به وجود می آوردند، اينها هم همان است. با قطعات بسيار ريز سنگ های رنگارنگ، نقوش انسان يا گل يا مرغ روی زمين در می آورند و اينها را می چينند و اين نقوش بسيار زيبا را به وجود می آورند ولی همانطور که گفتم چون هنر بومی ايران نيست بعدا از بين می رود. حال آنکه کاشی معرق امروز هست و می دانم که بهترين کاشی های ما همان کاشی های معرق هستند. با توجه به نمايشگاه های متعددی که در سرتاسر جهان درباره اينگونه آثار تاريخی ايران برگزار شده و شما اکثر آنها و يا شايد همه آنها را ديده ايد، اين نمايشگاه را در چه مرتبه ای از اهميت قرار می دهيد؟ اين نمايشگاه دارای ارزش بسيار زيادی است، چون اولا روی يک موضوع بخصوص است ثانيا اين موضوع بخصوص مربوط به زمانی است که هنر ايران در سطح بسيار بالائی بوده است و بعد هم اينها رفته اند و گلچين کرده اند از بهترين موزه های دنيا و بهترين اشياء را آورده اند در اينجا به نمايش گذاشته اند و عنوان آن هم بسيار خوب است: "شکوه يک امپراتوری فراموش شده." اين را هم بايد توجه داشت که اين ايران زمان ساسانی نيست. اين مظهر فرهنگ يک قشر بسيار بالای جامعه ايران است در دوره ساسانی، که فرهنگ آن ها منعکس می شود روی طبقات ديگر و روی هنر بعد ار دوره اسلامی ايران. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||