BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده:
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نگاهی به فيلم 'ايران: يک انقلاب سينمايی'

سوسن تسليمی در نمايی از فيلم باشو، غريبه کوچک
نمايی از فيلم باشو، غريبه کوچک
فيلم 'ايران: يک انقلاب سينمايی' ساخته نادر تکميل همايون که هفته گذشته (نوزدهم ماه مه) در شبکه تلويزيونی "آرته" نمايش داده شد، با وجود کمبودها و نارسايی هايش از ديدنی ترين فيلم هايی است که درباره سينمای ايران ساخته شده است.

اين فيلم مستند صد دقيقه ای را که از همکاری سخاوتمندانه فيلمخانه ملی ايران و آرشيو تلويزيون برخوردار بوده است، "بابک کريمی" تدوين کرده و موسيقی متن آن ساخته "کريستف ژولين" آهنگساز فرانسوی است.

بابک کريمی که به نظر می رسد بيش از يک تدوينگر در تهيه فيلم نقش داشته است، گفت که حدود پنج ماه وقتش را صرف انتخاب صحنه ها و تدوين فيلم کرده است.

فيلم را که بيشتر نگاه شخصی نادر تکميل همايون به حدود هشتاد سال فيلمسازی ايرانيان است نبايد تاريخ سينمای ايران انگاشت.

او در گفتگويی با من ضمن بيان اين نکته که فيلمش يک دائره المعارف سينما نيست گفت :"آنچه برای من مهم بود اين بود که از دريچه سينما بتوان داستان مردها و زن های ايرانی را تعريف کنم و به همين خاطر توجه بيشتر من روی فيلمسازان و حرفها و حکايت های آنان بود و می دانستم که گذاشتن تکه هايی از آثار اين فيلمسازان می تواند آينه ای باشد که جامعه ايران را نشان می دهد."

بهرام بيضايی
بهرام بيضايی

در فيلم با سيزده فيلمساز، پنج مسئول سابق سينما در وزارت ارشاد و سه منتقد و مورخ سينمای ايران گفتگو می شود و قطعاتی از بيش از پنجاه فيلم سينمايی و مستند در آن گنجانده شده است.

اما با توجه به اين گفتگوها و با توجه به صحنه هايی که از فيلمهای قبل از انقلاب انتخاب کرده اند می توان گفت که فيلم ايران يک انقلاب سينمايی برای تماشاگر غير ايرانی و حتی برای ايرانيانی که تجربه ايران پيش از انقلاب و سينمای آن را ندارند، فيلمی نارسا و حتی گاه گمراه کننده است.

نادر تکميل همايون که اکنون سی و هشت ساله است می گويد بعد از دسترسی اش به فيلمخانه ملی ايران و مشاهده بسياری از فيلمهای پيش از انقلاب، دريافت که خلاف آنچه هميشه شنيده بود، آن سينما يک سينمای ملعون و منحط، با زنان برهنه و شوهران ميگسار نبوده است و او حالا در فيلمش سعی ميکند هيجان حاصل از تماشای آن فيلمها را به ديگران منتقل کند. و آن گمراه کنندگی ها و نارسايی هايی را که به آن اشاره کردم از همين جا شروع می شود.

تکميل همايون که سينمای ايران را آينه و شکل دهنده و سخنگوی جامعه ايران می داند و تحليل سينمای ايران برای او، معنای تحليل جامعه ايران را می دهد، توجهی به انبوه فيلم های خانوادگی و اخلاقی يا کمدی های مردم پسند نمی کند. در فيلم او به نقش زنان، زنانی که هفتاد - هشتاد سال پيش به خاطر بازی در اولين فيلمهای ايرانی مورد توهين و تحقير قرار گرفته و زنانی که در سالهای اخير در جشنواره ها و رسانه های جهان ستايش می شوند، توجه شايسته ای نشده است. صحنه های بسياری از لوندی های زنان رقاص کاباره ها را در فيلم می بينيم اما به عنوان مثال، کمترين اثری از فيلم خانه خدا ساخته ابوالقاسم رضايی يا ايران، سرزمين اديان ساخته منوچهر طياب و بسيار فيلمهای به قول امروزی ها "معنا گرا" ی ديگر به چشم نمی خورد.

رخشان بنی اعتماد
رخشان بنی اعتماد

نگاه فيلم بيشتر به بی توجهی سينمای پيش از انقلاب به مشکلات اجتماعی جامعه است و سعی دارد چنين القا کند که وقتی کارگردانان در فيلمهايشان نارسايی های اجتماعی و بی توجهی دولت ها به طبقه محروم جامعه و لزوم مقابله با بی عدالتی و زورگويی را مطرح کردند، مردم به قدرت خود پی بردند و نطفه های انقلاب بسته شد. و به عنوان شاهد اين مدعا از دو فيلم سفرسنگ ساخته مسعود کيميايی و کندو ساخته فريدون گله نام برده می شود و هر دو کارگردان از فيلمهايشان کم و بيش به عنوان پيش آهنگ و پيش گوی انقلاب ياد می کنند.

بخش عمده ای از فيلم به نمايش رويدادهای انقلاب: خروج شاه با چشمان گريان، ورود آيت الله خمينی با آن استقبال حيرت انگيز و يا مراسم مرگ او، و همينطور جنگ ايران و عراق با آن همه کشته و آن گورستانهای وسيع اختصاص يافته است و در روزشمار تاريخ ايران استفاده از فيلمهای آرشيوی از قبيل بازديدهای رضا شاه همراه وليعهدش از فعاليت های نوسازی ايران بر جاذبه فيلم افزوده است.

در جای جای فيلم، فيلمسازان و مقامات دولتی مسئول سينما اظهارنظرهايی می کنند که برای آشنايی بيشتر با سينمای امروز ايران شنيدنی است.

در زمينه پيشرفت سينمای ايران:

محسن مخملباف: از دلائلی که سينمای بعد از انقلاب رشد کرد، مهم ترين اش اين بود که جلو فيلمهای هاليوود گرفته شد.

محمد حيدريان (مدير سابق امور سينمايی وزارت ارشاد): انجمن سينمای جوان که يک تشکل سينمايی بود نزديک به سالی پنچ هزار نيرو را آموزش می داد و من فکر می کنم تا کنون نود هزار سينماگر را آموزش داده باشد.

ابراهيم حاتمی کيا
ابراهيم حاتمی کيا

در زمينه سانسور فيلم:

بهرام بيضايی: ۴۷ مورد گفته بودند که از باشو حذف کنم، يکی اينکه چرا در اين روستا اذان نمی گويند و نماز نمی خوانند.

جعفرپناهی : خاتمی تازه روی کار آمده بود و "پز" روشنفکری و "جو" داد و بيداد آزادی بوجود آمده بود، اما توی کار ديديم جلو همه گرفته می شود و شرايط بدتر هم می شود.

رخشان بنی اعتماد: باری که روی دوش من به عنوان يک فيلمساز هست کاملا ً با يک فيلمساز غربی فرق می کند من چه بخواهم و چه نخواهم بايد جوابگو باشم.

در زمينه حضور در جشنواره ها

ابراهيم حاتمی کيا : بالا رفتن پرچم ايران در لوکارنو برايشان به مراتب مهم تر است تا اينکه در آن فيلم چه گفته می شود.

جعفر پناهی
جعفر پناهی

عليرضا شجاع نوری (مسئول سابق روابط خارجی بنياد فارابی): يک شعار برای خودمان گذاشته بوديم :"به اميد روزی که هيچ فستيوالی بدون فيلم ايرانی نباشد" در کنارش يک شعار ديگر هم داشتيم : "به اميد روزی که هيچ فيلمی بدون فستيوال نماند".

محمد بهشتی (رئيس سابق بنياد فارابی) : ما در سينمايمان توانستيم سوار قطار تمدن بشويم. توانستيم در واگن درجه يک و در کوپه ممتازش بنشينيم. توانستيم دوهزارمين جايزه سينمايی را بگيريم".

و دوربين روی انبوه جوايزی که معمولاً بايد در خانه برندگانش باشد و حالا در ويترين های موزه سينماست، می چرخد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران