|
کامران و هومن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پشت صحنه سالن بزرگ آرينای شهر کلن از راهروهای پيچ در پيچ گذشتم و به اتاق کامران و هومن رسيدم البته پيدا کردنشون راحت بود چون از همه اتاقها شلوغتر بود! يکدفعه متوجه شدم که ای بابا ساعت حدودای ۲ شبه و بچه ها دو ساعتی پشت صحنه امضاء دادن و عکس گرفتن و بايد کلی پکر باشن. ولی بچه ها طبق معمول با آغوش باز و روی خوش باهام سلام عليک کردن. از کرامات کامران و هومن همين ملاحظه بيش از حدشونه که حرف نداره و ممکنه از خستگی بميرن ولی تا آخرش با آدم راه ميان. اونجا پشت صحنه، مدير بچه ها پدرام (با قد خيلی بلند) و شهرام که ضربی می زنه (با آرايش هخامنشی) و ويگن که تو گروه جاز می زنه (با کلاه کابويی) همه ديگه داشتن دقيقه شماری می کردن که برگردن هتل، ديگه فکر کنين کامران و هومن چه حالی داشتن!
با اينحال چند دقيقه ای زير نور زيبای چراغ فلورسنت با هم گپ زديم: بچه ها عیدتون مبارک! کامران و هومن: عيد شما هم مبارک. بچه ها، وقتی من جلوی صحنه کنسرت بودم، يک خانمی صدام زد و گفت "خانمی که پشت سر من هست انقدر جيغ زده که من کر شدم!" اين رو گفتم که بدونين مردم امشب خيلی هيجان زده بودن و خيلی با کارهای شما حال کردن. چه احساسی دارين؟ کامران: ما ممنون هستيم از پشتيبانی که مردم از ما می کنن. تشکر می کنم از اين عشقی که به ما ميدين و بدونين اين موضوع دو طرفه است. ما خوشحاليم که مردم ما رو درک می کنن و اين يک نعمته از طرف پروردگار به کامران و هومن.
البته راست ميگين که دو طرفه است. چون ديدم که دو سه بار شما هم پريدين جلوی صحنه و خلاصه خيلی حال دادين به مردم! هومن: انرژی که ما از مردم می گيريم انقدر قويه که متوجه گذشتن زمان هم نمی شيم. آره درسته، چون هر وقت با شما صحبت می کنم شکايت دارين که انقدر خوش ميگذره که زود ميگذره! کامران: من مطمئن هستم که هر هنرمندی که عاشق کارش باشه وقتی روی صحنه ميره، وقت براش به سرعت ميگذره. امروز توی آلمان، تعداد نفرات گروه شما روی صحنه خيلی بيشتر بود. درسته؟ کامران: بله. امشب ما هفت نفر رقصنده داشتيم به همراه مدير توليد کارهامون "الن"، "ديويد" که کيبورد ميزنه، "ويگن" نوازنده درام، "شهرام بهمنی" که ساز کوبه ای ميزنه. ما همگی با هم يک خانواده صميمی هستيم.
حالا ميخوام ازتون يک سوال تکراری بپرسم! هومن: لابد ميخوای بپرسی آلبوم بعدی ما کی مياد!؟ نه از اون بدتره! ميخوام بپرسم که جمعيت امشب توی آلمان، با کشورهای ديگه چه فرقی داشت؟ کامران: هر جا که ميريم مزه و شيرينی خودش رو داره. ولی چون در اينجا مرکزی درست کردن که از سراسر اروپا و حتی ايران ميان، يک مقدار فرق داره. اما هر جايی که ميريم ايرانی ها باحال هستن. تا يادم نرفته بگم که وقتی برگرديم به آمريکا، قراره دو تا ويدئو، "فدای سرت" و "منو ببخش" رو در استوديوی يونيورسال ضبط کنيم. راستی اينجا خوبه که يک عيد مبارکی هم با مريم حيدرزاده عزيز بکنيم. مريم جان، عزيز يک ملت هستی و عيدت هم مبارک. همين طور رامين زمانی عزيز، عيدت مبارک.
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||