BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:42 گرينويچ - سه شنبه 14 مارس 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
آيين های نمايشی و بازيهای نوروزی و چهارشنبه سوری

آتش پريدن
شب آخرين چهارشنبه ديگری آمد و ايرانيان به رسم چند هزارساله خود بايستی با پريدن از روی آتش، سرخی آتش را بگيرند و در عوض زردی خود را به او بدهند ( با پريدن از روی آتش رسم بر آن بوده است که بگويند سرخی تو از من زردی من از تو).

با اين عمل شادابی و سرخ رويی را می گرفتند و زردی و بيماری خود را به دست آتش می سپاردند تا به استقبال نوروز بروند.

اما اين فلسفه و آيين و مراسم امروزه به شکل رايج سنتی خود اجرا نمی شود و يا به ندرت مشاهده می شود. امروزه در کوچه و خيابان به جای آن ترقه و گاز پيک نيکی می ترکاند و اين نتيجه مخالفت مسئولان با برگزاری اين مراسم در سال های پيش است که در مقابل جوانان به اين شکل از برگزاری مراسم رو آورده اند که جدای از خطرناکی آن، جايگاه واقعی جشن چهارشنبه سوری دارد به دست فراموشی سپرده می شود.

چهارشنبه سوری از کجا آمد؟

کلمه سور دارای دو معنای جشن و سرخ است و پيش از اسلام به نام شب سوری ناميده می شد. شب سوری درست شب قبل از سال نو بود. در ايران باستان سال دوازده ماه بود و هرماه سی روز و زمانی به نام هفته وجود نداشت. بنابراين سال ۳۶۰ روز طول می کشيد و ۵روز باقيمانده "اندرگاه" و يا "گاه" و يا " هيجک" ناميده می شد. چند ساعت اختلاف آن پس از گذشتن ۱۲۰ سال، سال بعد ۱۳ ماه داشت.

در ايران بعد از اسلام ايام هفته به فرهنگ ايرانی وارد شد و به علت نحس بودن چهارشنبه در فرهنگ عرب که نحس ترين آن آخرين چهارشنبه سال بود، شب سوری به شب چهارشنبه سوری تبديل شد تا مردم با پريدن از روی آتش اين نحسی را از خود دور نمايند.

لازم به تذکر است که در ميان اهالی تئاتر در ايران به روز چهارشنبه در هنگام اجرای نمايش، چهارشنبه گدا می گويند.

مراسم چهارشنبه سوری يک جشن طولانی بود که از عصر آهسته آهسته شروع می شد و در هنگام غروب با پريدن از روی آتش اوج می گرفت و تا انتهای شب با انواع آيين ها و بازيهای نمايشی ادامه پيدا می کرد.

اين مراسم عبارتند از: بوته افروزی، آب پاشی وآب بازی، فالگوش نشينی، قاشق زنی، بخت گشايی، کوزه شکنی، فال کوزه.

بوته افروزی که رايج ترين مراسم چهارشنبه سوری است که مردم با پريدن از روی آن به نوبت اشعاری را مانند ( زردی ما از تو سرخی تو از ما ) يا ( آلا به در، بلا به در دزد هيز از دها به در) می خوانند.

آب پاشی و آب بازی که بيشتر در روستاها رايج است. زنان روستايی برای دور کردن آفت و بلا و بدبختی به سر رودخانه يا نهر و يا چشمه می روند و جام يا کوزه ای را از آب پر می کنند و آن آب را روی اسباب خانه و يا در و ديوار می پاشند و گاهی آب جام يا کوزه را به هرکسی که ببينند می پاشند.

فالگوش نشينی نيز يکی ديگر از اين مراسم است که معمولاً زنان و دختران انجام می دادند. آنها شب چهارشنبه نيت می کردند و سرگذر يا چارسو می ايستادند و با گوش سپردن به صحبت اولين رهگذری که می آمد، تفال می زدند.

قاشق زنی که باز زنان و دختران برای گرفتن حاجت و آرزوی خود با قاشق و کاسه ای به در خانه ای می رفتند و طلب چيزی از صاحب خانه می کردند. در قاشق زنی مردان و پسران برای شوخی نيز چادری برسر خود می اندازند و به در خانه آشنايان خود می روند.

قاشق زنی

فال کوزه نيز ازاين قرار بود که کوزه دهان گشادی را انتخاب می کردند و در آن اشعاری از حافظ می انداختند و دختری نابالغ اين اشعار را از کوزه در می آورد که به آن تفال می زدند.

اين مراسم چهارشنبه سوری آغازی برای به پيشواز رفتن بهار است. آئين نمايشی کوسه برنشين و مير نوروزی و آتش افروز از مشهورترين آئين های نمايشی نوروز است. توضيح اين آئين بر مبنای کتاب نمايش در ايران بهرام بيضايی به شرح زير است:

کساچی خارتماق: کوسه در آوردن، ادای کوسه در آوردن. حرکات رقص عجيب وغريبی که با آويختن جارو به سر و صورت و پوشيدن لباسهای چل تکه رنگارنگ مردم روستا های ترک نشين اطراف ساوه در جشن فرا رسيدن بهار انجام می دهند. بازمانده ای از تماشای کوسه برنشين.

کوسه برنشين: دسته شادی آور باستانی که طی آن کوسه ای موضوع تمسخر و بهانه رقص و آواز مضحک و ريشخند آميزمردم و مسخره ها بوده است. اين بازی منبع غالب دسته های شادی آور بعدی مانند دسته مير نوروزی، دسته های نوروزی خوان وغيره شد.

کوسه گلين: عنوانی برای بازی دسته شادی آوری از مسخره ها با لباسهای عجيب وغريب که از کوسه برنشين جدا شدند.

ميرنوروزی: شکل ديگری از کوسه برنشين، دسته شادی آوری که طی آن يک پادشاه ساختگی موضوع تمسخر و ريشخندهای بازی های مضحک مردم و مسخره ها بوده است.

نوروزی خوان: هر بازيگری که در دسته های نوروزی خوان بازی کند. نوروزی خوان ها مرکب از سه یا چهار بازيگر مسخره که با رختهای رنگين و آرايش عجيب، از اواخر زمستان دوره می افتند و با خواندن و رقصيدن و بازی در آوردن و شيرين کاری و بذله گويی به پيشواز بهار می روند و هم مردم را سرگرم می کنند. اين دسته بازمانده کوسه برنشين و مير نوروزی است.

حاجی فيروز: مردی که با چهره ی سياه کرده و رخت های سرخ رنگ، با نواختن و خواندن و شوخی ومسخرگی مردم را سرگرم کند.

آتش افروز: بازيگر دوره گردی که با لباس رنگارنگ زنگوله دار و صورتک و با خواندن ورقصيدن ونواختن دوتخته به هم ومناسب خوانی و لودگی مردم را سرگرم کند.( جز دسته نوروزی خوان)

آتش باز: کسی که با رخت رنگ به رنگ و آويزه های مسخره وبزک غليظ دوره می گردد و سر شعله ور ميله کهنه پوشانده نفت آلودی را که در دست دارد به دهان فرو می برد و بيرون می آورد و درعين حال می خواند ومی رقصد. ( از نوروزی خوان ها)

غولک دلقکی با رخت های رنگارنگ و زنگوله دار و نيز صورتک که رقص و آوازهای خنده آوری انجام می داد.

اکنون تنها حاجی فيروزها با دايره زنگی در خيابان های شلوغ و پر ترافيک ايران به ويژه تهران ديده می شوند که بشارت بهار را می دهند که تقريباً با بی تفاوتی مردم نيز روبرو هستند. تا پيش از اين کودکان و نوجوانان تا مسيری او را دنبال می کردند.


اين مطلب با استناد به کتاب های نمايش در ايران ( بهرام بيضايی)، تئاتر در ايران ( بهروز غريب پور، از مجموعه ازايران چه می دانيم)، نوروزگان (مرتضی هنری) و نوروز جشن نوزايی آفرينش (علی بلوکباشی، از مجموعه از ايران چه می دانم) نوشته شده است.

چهارشنبه سوریچهارشنبه سوری
تنها جشن زنده از جشن های آتش
مطالب مرتبط
نوروز از ديرباز تا امروز
17 مارس، 2004 | فرهنگ و هنر
نوروز جشن هميشه پايدار
17 مارس، 2004 | فرهنگ و هنر
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران