|
ماه عروسی، لولی! | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هفته پيش گروه دستان با ارکستر سمفونيک بی بی سی قطعات مشترکی رو اجرا کردن که قراره ۶ ماه ديگه از راديو BBC3 در سطح بريتانيا پخش بشه. اين کار همزمان شده با بيرون آمدن دو سی دی جديد از گروه دستان، " لوليان" و " ماه عروس". هر دوی اين آلبومها کار حميد متبسم نوازنده تار گروهه. در اين دو آلبوم کارهای جالبی شده که درباره اش با خود آقای متبسم که الان در هلند زندگی می کنن صحبت کردم:
بهزاد: گروه دستان يک گروه بين المللی ايرانيه. به طور مثال آقای بهروزی نيا که در کانادا هستن، آقای فرجپوری در ايران، پژمان حداد در آمريکا و بهنام سامانی در آلمان. فکر می کنين حضور شما در کشورهای مختلف خودش رنگ و حالی به کار شما ميده؟ حميد متبسم: به خاطر اينکه هر کدام از ما در جايی مختلف زندگی می کنيم، با امکاناتی مختلف هم آشنا ميشيم و چيزهای متفاوتی رو تجربه می کنيم که ميتونه روی کار ما تاثير مثبت داشته باشه. همينطور روی برنامه ريزی ما خيلی تاثير داره. شما کارهای مشترکی هم با خواننده های مختلف انجام ميدين، مثل کاری که اخيراً با صدای شهرام ناظری با نام "لوليان" بيرون داديد. کار با خواننده های متفاوت، يک بخش مهم از کارهای ماست. ما از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ خيلی فشرده و مرتب با شهرام ناظری کار کرديم. از سال ۲۰۰۰ به بعد يک دوره برنامه با سيما بينا داشتيم و از ۲۰۰۲ هم با پريسا مشغول به اجرای برنامه و توليد سی دی هستيم. به هر حال تمام دوره ها و همکاری ها نتايج خيلی خوبی داده.
کار با شهرام ناظری، يک کار خيلی پر تحرک بود و دوستان می بينن که نقش گروه در اين کار بسيار زياده و حتی بيشتر از خواننده هست. برعکس روش معمول موسيقی ما که از يک مقدمه و پيش درآمد کار شروع ميشه، برای اين کار از ابتدا تا پايان فکر شده و لحظه به لحظه اون آهنگ سازی و آواز هست. اونهم نه فقط برای پر کردن فضای بين قطعات بلکه قطعات ميانی هم به قطعه قبلی و بعدی خودشون مرتبط هستن. اين کار دو تصنيف داره که يکی از اونها آهنگش از شهرام ناظری و تنظيمش از بنده هست مابقی قطعات کار خودمه. يکی ديگه از کارهايی که قراره به زودی از شما بيرون بياد، کاری هست با آقای صديق تعريف، درسته؟ بله درسته. اين کار "ماه عروس" نام داره. اين اسم رو من خودم به خاطر شعری که از ملک الشعرای بهار در اين کار استفاده شده ترکيب کردم و کلاً کار به لهجه خراسانی هست يعنی دستمايه اصلی اين کار موسيقی خراسانه. البته ملودی ها غير از دو سه مورد که خراسانی هست ما بقی اونها ساخته شده هست. ولی سعی شده در ساختن اونها حالت موسيقی خراسانی حفظ بشه. البته لهجه خراسانی برای خواننده کرد ( آقای تعريف ) معمول نيست، اما در ميان موسيقی دانها و خواننده ها به اين گونه رسمه که مثلاً خواننده ای که اپرای آلمانی ميخونه نبايد لزوماً آلمانی باشه! اينه که کار کردن روی اين لهجه يک مقداری از ما انرژی گرفت ولی صديق تعريف با توجهی که به اين کار داشت، تونست اون رو به خوبی اجرا بکنه.
به نظر شما موسيقی اصيل در خارج از کشور، به خاطر نوع زندگی که ما در اينجا داريم داريم يک شکل جديدی پيدا می کنه؟ البته اين مسئله تنها شامل خارج از کشور نميشه. به خاطر اينکه دنيای امروز خيلی کوچک شده و امکان ارتباطات فراوونه و تجربه ای نيست که مردم در ايران يا هر جای ديگه ازش بی خبر بمونن. اينه که اين تغييرات سالهاست که در موسيقی ما ريشه گرفته و راه افتاده. منتهی در ايران قشر عظيمی معتقدن که بايد موسيقی رو به شکل سنتی و قديمی خودش حفظ کرد که به نظر من خيلی هم خوبه. آيا اين شکل، خودش ريشه ای برای شيطنت های بعدی نميشه؟ صد در صد. فکر کنم اين کارها فقط در خارج از کشور نيست و حتی توی ايران هم انجام ميشه. البته زندگی در خارج امکانات بيشتری ميده که ازاد تر با اين قضيه برخورد کنيم و از برخورد منفی ديگران ترسی نداشته باشيم و بتونيم اين کار رو انجام بديم. گرچه هميشه اين برخوردها از طرف نقادها و مردم در ايران به ما ميرسه.
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||