|
چنگ ميره جنگ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اگه مهيار نبود جشنواره عربی می شد! تابستون امسال با اميرمهيار ملاقات کردم، اولين جمله ای که گفت اين بود: برای چنگ يک قطعه کنسرتو نوشتم. و دومين جمله ای که گفت اين بود: اگه دير بجنبيم جشنواره موسيقی بی بی سی، عربی می شه! از اونجا بود که مقدمات جشنواره معرفی موسيقی ايران در بی بی سی، ريخته شد. بعد از چندين بار جلسه با برنامه گزاران و مسئول ارکستر سنفونی بی بی سی، جشنواره موسيقی بی بی سی که قرار بود امسال درباره موسيقی عربی باشه، تغيير جهت داد و ايرانی شد. بنابراين اين قطعه چنگ اميرمهيار هم موسيقی ساسانی رو زنده کرد و هم نبرد نهاوند (جنگ بين اعراب و ايرانی ها ( منظور از "چنگ ميره جنگ" هم اين بود )) رو وارونه و بعد از ۱۴۰۰ سال قشون نوازندگان ايران، اعراب رو مقلوب کرد! حالا با اميرمهيار تفرشی پور که برای اجرای قطعه کنسرتش به لندن آمده آشنا بشيم ...
آقا تبريک ميگم که برای چنگ، سازی که سالهای ساله در موسيقی ما از بين رفته اين قطعه رو نوشتی. ايده اين کار چطور به سرت زد؟ امير مهيار: حقيقتش اينه وقتی در تهران بوديم، بعد از شب کنسرت "شانید ویلیامز" با هم به يک مهمونی دعوت شديم. توی اون مهمونی به شاند گفتم که "نظرت چيه اگه من بخوام يک قطعه برای چنگ و ارکستر بنويسم؟" اون هم گفت "آره!" و اين شد مصيبت من! چون دو سال طول کشيد تا اين قطعه تموم بشه! قطعاتی که شاند ميزنه و تو نوشتی خيلی پستی و بلندی هايی داره. اول شاده، بعد غمگين ميشه و بعد رويايی. آيا در ساختن اين قطعه بازتابی از دوران باستانی ما هم وجود داره يا فقط مال دنيا و زندگی امروزه؟ فرهنگ ايرانی تناقض های زيادی توش داره. از افکار باستانی ما گرفته تا افکار غربی. اسم اين قطعه هست "پژواک پارسی" يا "Persian Reflection" . يعنی اين آهنگ بازتابی هست از فرهنگی که ما الان توش داريم زندگی می کنيم. مسلماً دوست داشتم اين فرهنگ، باستانی بودن اون و همين طور مدرنيزه بودن رو بازتاب بدم. چون اگر قرار بود قطعه کاملاً ايرانی باشه فقط به گوش ايرانی ها جالب بود و غربی ها نمی تونستند زياد با اون ارتباط برقرار کنن. اين هم خيلی کار سختيه! برای اين موضوع مجبور شدم برم کرمانشاه.
رفتم تا حکاکی های چنگ رو در طاق بستان ببينم! نگاه کردم و کلی عکس گرفتم. وقتی برگشتم کلی نشستم به فکر کردن. اگر ادبيات ما رو باز کنين، همش صحبت از چنگه! ساز اصلی ما در ادبياتمون فقط چنگه و اين برای من خيلی مهم بود که ما از سرزمينی هستيم که ۲۵۰۰ سال قبل همچين سازی در اون بوده و بايد حداقل يک قطعه ای از اون داشته باشيم! تو اولين نفری هستی که يک قطعه ايرانی برای چنگ می نويسه؟ بله. اولين کسی هستم که اين کار رو کرده. نمی دونم چرا قبلاً اين کار رو نکردن. اميدوارم بقيه هم اين کار رو دنبال بکنن. اين ساز باستانی ماست! شما هر لغت نامه معتبری رو باز کنين، عکس از چنگ های قديم ايرانی که به حالت مثلثی شکله در اون می بينين!
همون چنگی که در اروپا حفظ شد و از بين نرفت و الان هم مثل اينکه يک سری پدال در زيرش اضافه شده که صدای سيم ها رو تغيير ميده. درسته. هفت پدال در پايين چنگ هست که برای بالا و پايين بردن هفت نت مختلف "دو، ر، می، فا، سل، لا، سی" درست شده. لطفاً درباره خود قطعه برامون توضيح بده. "پژواک پارسی" قطعه ای هست از فردی ايرانی که در سکوت خودش، باز می گرده به گذشته، تو خرابه های تخت جمشيد فکر می کنه به شکوه و فرهنگ قديميش. قطعه ای در مورد مردی که توی تاکسی تو تهران نشسته و فکر بيچارگی و بد بختيشه. فکر اينه که نون شبش رو چجوری بده. قطعه ای در مورد شخصی که در بالای کوه دماوند وايساده و داره از اونجا دريای خزر رو می بينه و ميگه اينجا سرزمينه منه! قطعه ای در مورد من برای تمام سالهايی که از مملکتم ايران دور زندگی کردم. قطعه ای برای هممون، برای تمام ايرانی ها ...
چند ساز مختلف توی اين ارکستر وجود داره؟ ساز چنگ، ساز اصلی اون هست که تک نوازی خواهد داشت. يک سری سازهای زهی هم هستند مثل ويالن، ويالن سل، ويالن آلترو و کنترباس و يک سلست که سازی هست شبيه به پيانو و پرکاشن که شايد نمادی از تنبک ايرانيه. من احساس می کنم صدايی که از اين سازها در مياد شباهتی خواد داشت به موسيقی باستانی ما. موسيقی باستانی ما، مثل معماری پيچيده پارسه، موسيقی خيلی پيچيده و پيشرفته ای بوده! چند نفر اين ارکستر رو اجرا می کنن؟ نزديک به چهل نفر نوازنده. چهار کلمه هم با شانيد که بدون اون قطعه اجرا نمی شد صحبت کنيم.
شانيد: برای من اين يک موقعيت استثنائيه و خيلی خوشحالم. در عين حال يک اتفاق بزرگی هم افتاده چون کمتر اتفاق می افته که برای چنگ قطعه ای نوشته بشه ، چه برسه به اينکه يک ايرانی جوان آهنگسازش باشه. من با خيلی از آهنگسازها کار کردم و کمتر شده که واقعا اين ساز رو درک کرده باشن و يا به اين زيبائی براش قطعه نوشته باشن. چنگ ۷ پدال داره و از اين پدالها بيشتر از ۲۰۰۰ ترکيب می شه در آورد. ما با هم نشستيم و اونچه که امير مهيار نوشته بود رو کمی تغيير داديم تا ار لحاظ انگشت گزاری قابل اجرا باشه. ولی واقعا بهش تبريک می گم چون انگار اين قطعه رو يک چنگ نواز نوشته. اين قطعه در دستگاه همايون نوشته شده و عجيبه که من وقتی ملودی رو کار کردم ديدم که چقدر به موسيقی قديمی زادگاهم " ويلز" ( غرب بريتانيا ) نزديکه! و اين برای خود اميرمهيار هم عجيب بود چون من جوری اجراش کردم که انگار باهاش بزرگ شدم.
از اجرای اين قطعه با ارکستر هيجان زده ای؟ انگار که تو عرش اعلام خيلی از اجرای قطعه خوشحالم، اونهم با يک ارکستر بزرگ. اين برای من و خود اميرمهيار، يک موقعيت بزرگ هستش. چون به ندرت اتفاق می افته که قطعه جديدی نوشته بشه و با چنين ارکستر بزرگی اجرا بشه. من منتظرم که واکنش تماشاچيان زنده رو در اجرا ببينم و تجربه کنم. اميدوارم که تمام اون احساسات تلخ و شيرين اين قطعه رو به تماشاچيا منتقل کنم و احساساتيشون کنم.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||