BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 21:35 گرينويچ - جمعه 17 فوريه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
والنتاين از نوع تاجيکی

روز والنتاين اينجا خيلی شلوغ بود. از صبح بچه های دبيرستانی گرد کارت فروشی ها پر پر می زدن و کارتهای ريز و درشت می خريدن.

از روی تحقيق سرسری ای که بنده انجام دادم ( يواشکی ديدم کی، چی می خره) متوجه شدم که کارتهای قرمز که قلب و عکس جعبه های کادو و گربه داره خوب فروش رفته و اونهائی که عکس سگ روش داره، باد کرده.

والنتاین

اینجا هم مثل ایران جشن والنتاین یک پدیده جدیده و حدود 5 سالی می شه که بین جوونها باب شده. درست مثل ایرانی ها، جوونها و نوجوونهای تاجیک هم با خانواده هاشون سر والنتاین جنگ دارن.

ولی بدون شک، روز والنتاین وسط شهر دوشنبه رو اگه با وسط شهر لندن مقایسه کنیم هیچ دست کمی نداره که هیچ ، شلوغتر هم هست.

والنتاین

اينجا گلهای رز قرمز از هندوستان وارد می شه و جالبه که کاری کردن که اصلا خار نداره! بنابراين به بچه ها در روز عشاق " درد عشق"رو يادآوری نمی کنه!

جالب اينکه ديدم دخترها هم برای پسرها گل يا به قول خودشون " سوونير" (يعنی کادو يا سوغاتی - همون کلمه انگليسی souvenir) می خرن.

والنتاین

ولی بدون شک شب والنتاين شهر دوشنبه دست کمی از لندن نداره، هر دو جا ديسکوهاش غلغله است.

والنتاین

در حالی که در لندن معمولا فقط پسرها هستن که يک دسته گل يا يک جعبه شکلات يا کارت عاشقانه به دخترها می دن و نه بلعکس.

والنتاین

روز والنتاين با چند تا دانشجوی دختر تاجيک قرار گذاشتم که حسابی سوال پيچشون کنم. ولی هر کافه تريائی که می رفتيم پر از دختر و پسر بود که به چشمهای هم ذل زده بودن و کارت والنتاين به هم می دادن.

بالاخره يک جا پيدا کرديم ، کافه بد اخلاقها! آخه هم گارسونش که خانم بود سيبيل داشت، هم اخم می کرد!

حالا ببينيم چرا در تاجيکستان دخترها برای پسرها گل والنتاين می خرن؟

والنتاین
نفر دوم از دست راست ، تهمنیه ! ( بعد از دیدن عکس بعدی می فهمین چرا فقط تهمینه)

دخترها: ما گل برای پسر می خريم يا کادو بهش می ديم که هر روز از خواب بيدار می شه به طاقچه نگاه کنه و ياد ما بيافته.

ولی خود اين دخترها که يکی از يکی زيباتر بودن، هيچ گلی از کسی دريافت نکرده بودن!

والنتاین
فرزانه، تهمینه که تو عکس نیافتاده، نیلوفر، امیده پای تلفن،منظومه وحمیرا با شکلات.

نيلوفر: من هنوز منتظرم که يک شاخه گل به من بده ولی هنوز خبری نيست.
حميرا: من اصلا با کسی دوست نيستم و نمی خوام عاشق باشم چون به پسرها اطمينان ندارم و اگه بهشون محبت کنی، فکر بد می کنن و می خوان آدم رو فريب بدن.
منظومه: من هم زياد طرف پسرها نمی رم و کسی رو نديدم که دوستش داشته باشم.
اميده که دائما تلفنش زنگ می زد: اينها پسر نيستن، دوستان منن. منتظرم پسری زنگ بزنه و بگه دوستت دارم.

امیده و دوباره گوشی تلفن
امیده و دوباره گوشی تلفن

تهمينه: من يک گل صد برگ قشنگ امروز صبح دريافت کردم و خيلی خوشحالم.

درباره پسرهای ايرانی هم ازشون پرسيدم که بنظرشون چه جور آدمهائی هستن؟

دخترها: پسرهای ايرانی خيلی خوبن مخصوصا لهجه ايرانی شون خيلی زيباست، ولی بعنوان دوست صميمی نه برای عشق و عاشقی يا ازدواج. ( شاخ در آوردم)

فوری سراغ چند تا پسر ايرانی رو گرفتم. اينجا خانواده های ايرانی يا برای اينکه کار پناهندگيشون در کشورهای ديگه جور بشه موندگار شدن، يا وابسطه به سفارت ايران هستن، و يا در کار تجارت اتومبيل و چيزهای ديگه هستن. تعدادشون هم خيلی کمه، يا پناهجو هستن يا دانشجو.

والنتاین

بابک پسر ايرانی ای که حسابی شيک کرده بود و آماده قرار والنتاينش بود. پنج ساله که دوشنبه است و منتظره که کارهاش برای رفتن به آمريکا درست بشه و بره.
بابک: اينجا خانواده ها نسبت به ايرانی ها سنتی تر هستن ولی بعضی دخترهای تاجيکی فرهنگشون به روسها نزديکه و خود روسها هم اينجا زيادن و شب والنتاين هجوم ميارن به ديسکوها. امشب تا ساعت ۴ اونجائيم.

اينجا پسرهای ايرانی تجربه های ضد و نقيضی از عاشقی داشتن. بعضی ها با خانمهای تاجيک ازدواج کردن و خوشحالن، بعضی ها زدن زير گريه!
دخترهای ايرانی هم که تک و توک دوست پسر تاجيک پيدا کردن يا با خود ايرانی ها رفت و آمد دارن ولی يکدونه دختر هم نديدم که بتونم در اينباره باهاش حرف بزنم خلاصه ببخشيد.

بابک: با تاجيکها قرار گذاشتم يا دوست شدم ولی اصلا عاشقشون نشدم چون فرهنگ ما خيلی با هم فرق می کنه انتظاراتمون و سنتهامون باهم جور در نمی ياد. من الان يک دوست دختر روس دارم و بيشتر با روسها رابطه عاشقانه پيدا کردم.

چون عکس بابک و دوست دخترش رو نگرفتم این عکس تقلبی روبراتون درست کردم. من درنقش بابک و اون دخترخانم در نقش دختر روس.
چون عکس بابک و دوست دخترش رو نگرفتم این عکس تقلبی روبراتون درست کردم. من درنقش بابک و اون دخترخانم در نقش دختر روس.

با يک پسر ايرانی ديگه هم حرف زدم که برعکس بابک عاشق و دلباخته دخترهای تاجيکه.
هومن: من دو بار سخت عاشق دخترهای تاجيک شدم. ولی هر دوبار شکست خوردم.
بار اول وقتی فهميد من پناهجو هستم خانواده اش با دوستی من مخالفت کردن و درنهايت با يک پسر استراليائی دوست شد و رفت. مورد دومش هم همينجوری شد.
مليت يک پسر براشون مهمه و ما که اينجا پناهجو هستيم و از اينجا رونده و از اونجا مونده ايم، خريداری نداريم.

روز والنتاين اينجا ( شهر دوشنبه) غوغا بود و گلفروشی ها ديگه داشتن با دمشون گردو می شکستن.

قيمت گل دو تا سه برابر شده بود. رز قرمز به ۲ دلار رسيد . دسته دسته می رفت.

آهنگ " قرارمون یادت نره" از منصور تقریبا از هر کافه و رستورانی شنیده می شد.
آهنگ " قرارمون یادت نره" از منصور تقریبا از هر کافه و رستورانی شنیده می شد.

شب والنتاين من از يک دخترخانم ايرانی به اسم آوا يک شاخه گل سرخ و يک قلب صورتی دريافت کردم. فقط مشکل اين بود که آوا ۱۱ سالشه.

والنتاین

والنتاین

والنتاین

والنتاین

والنتاین

روز هفتم

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران