|
زکی بدوی، شيخ پيشگام در گفتگوی بين اديانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شيخ دکتر زکی بدوی اولين بار در ماجرای سلمان رشدی در عرصه عمومی جامعه بريتانيا مطرح شد. در زمانی که عواطف غليان يافته بود و مسلمانان از توهينی که در کتاب "آيه های شيطانی" نسبت به پيامبر اسلام و عقايد دينی خود می يافتند احساس خشم می کردند، دکتر بدوی جرات به خرج داد و عليرغم فتوای ستيزه جويانه ای که از خارج کشور صادر شده بود به مسلمانان بريتانيا توصيه کرد: "کتاب را طرد کنيد نه مولف آن را". اين حرکت نشان دهنده شهامت و دانش مذهبی دکتر بدوی در رهبری دينی بود. شهامتی که او در رهبری پرنفوذ و دانشورانه خود بر جامعه مسلمانان بريتانيا تا زمان مرگ ناگهانی اش در 24 ژانويه 2006 حفظ کرد. زکی بدوی در مصر زاده شد و فارغ التحصيل جامع الازهر قاهره و دانشگاه لندن بود. موقعيت دانشورانه او باعث شد که مقام مديريت کالج مسلمانان را در لندن احراز کند و رياست شورای ائمه مساجد و نيز شورای قوانين شريعت اسلامی را بر عهده بگيرد. دکتر بدوی مردی احياگر بود خاصه در بينشی که نسبت به روابط بين اديانی مسلمانان و ديگر اديان داشت. او در اين زمينه در سطحی بين الملی فعاليت می کرد اما هميشه مرکز فعاليت اش در جامعه مسلمانان بريتانيا بود. او همواره بر اين نکته تاکيد داشت که هيچگونه ناسازگاری ميان اسلام و دموکراسی غربی وجود ندارد. اين قرائت دکتر بدوی از اسلام و همزمان رهبری او بر جامعه مسلمانان به او اجازه می داد که ميان او و مسلمانان از سويی و ميان او و عالی ترين مقامات در حاکميت بريتانيا روابط مستحکمی مبتنی بر اعتماد متقابل ايجاد شود. او مهمترين دانشمند مسلمان بريتانيايی بود که با شاهزاده چارلز وليعهد بريتانيا رابطه دوستانه داشت و شاهزاده با او رايزنی می کرد. دولت بريتانيا از جمله شخص نخست وزير تونی بلر به ارزش دانش او واقف بود و به نقش مرکزی او در ايجاد تفاهم و همکاری با جامعه مسلمانان بريتانيا اذعان داشت. به همين سبب بود که دکتر بدوی ابتدا نشان افتخار" او بی ای" و سپس لقب "سر" را از ملکه دريافت کرد. من اول بار با دکتر بدوی و همسرش بيش از ده سال پيش در يکی از کنفرانس های بين الاديانی آشنا شدم. ما در باره علاقه من به اسلام و اينکه اين علاقه از کجا سرچشمه می گيرد صحبت کرديم. اين آشنايی یه دوستی صميمانه ای منجر شد که پايه اش بينش مشترک ما در زمينه تفاهم بين الاديانی و عملی بودن آن بود.
در طول اين ده ساله و در مسير ابتکار عمل ها در زمينه گفتگوی اديان بارها در زمينه روابط يهوديان و مسلمانان با يکديگر اشتراک مساعی داشتيم. در سال 2000 وقتی که من مدير عامل بنياد ابن ميمون شدم، اين بنياد که با تلاش مشترک مسلمانان و کليميان پايه گذاری شده است و هدف آن ايجاد روابط دوستانه بين آنان بر طبق دانش، فرهنگ و احترام متقابل است، از دکتر بدوی دعوت کرد تا سمت نيابت آن را بپذيرد و عضو هيات امنای بنياد باشد. در اين مقام بود که او يادداشت زير را برای بنياد نوشت: "ما مسلمانان اغلب و بدرستی شکايت داريم که عقايد ما درست فهميده نشده و به درستی در غرب معرفی نشده است. در ميان بسياری از مفاهيمی که با سوء تعبير روبرو شده اين عقيده است که گويی اسلام جايی برای گفتگو با ديگر مذاهب ندارد و به آن علاقه ای هم ندارد. چنانکه می گويند مسلمانها ساکنان طبيعی جامعه چندفرهنگی نيستند. اما جامعه چندفرهنگی اساسا در مدينه به رسميت شناخته شد يعنی شهری که رسول خدا به عنوان يک دولت-شهر در سال622 ميلادی پايه گذاشت. اهالی مدينه مسلمان و يهودی بودند و اصل اصيل قانون زندگی در مدينه برابری مطلق اهالی آن بود بدون در نظر گرفتن تعلق مذهبی آنها." "از نظر فقهی، اسلام چنان بنا شده است که برای يهوديت و مسيحيت احترام قائل است و آنها را به رسميت می شناسد. از اين رو، برای مسلمانان بنيانی برای به عهده گرفتن نقش فعال در زمينه گفتگوی بين اديانی موجود است بخصوص بين مسلمانان و کليميان." اين اعتقاد راسخ دکتر بدوی به دوستی و احترام متقابل حاصل از گفتگوی بين اديانی باعث شد تا مردم از او به عنوان الگويی در اين راه پيروی کنند. يقين او به منافع متقابل از تعامل بين اديانی بود که او را الگويی برای ديگران می ساخت تا از راه او بروند. برای من دکتر بدوی نقش يک پدر معنوی خردمند را داشت. او با مهربانی و روی گشاده با من روبرو می شد و مرا هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه ای از رايزنی بی دريغ خود بهره مند می ساخت. هم او و هم همسرش همواره بيشترين محبت را به دختر من ربکا نشان می دادند؛ اين محبتی بود که يک رهبر مقيد مذهبی مسلمان نثار يک زن کليمی می کرد. مرگ ناگهانی شيخ زکی بدوی خلاء بزرگی در دنيای روابط دوستانه بين اديانی در بريتانيا و در خارج از آن ايجاد می کند. اما من مطمئن هستم که کوشش های بی دريغ وی در اين راه از بين نخواهد رفت و در آينده نيز همچنان به شکوفايی خود ادامه خواهد داد. من مايلم اين يادکرد از او را با يادداشتی شخصی به پايان ببرم يعنی آنچه درست پس از دريافت خبر مرگ او برای هيات امنای بنياد ابن ميمون و ديگر مقامات مذهبی و دولتی بريتانيا نوشتم: "با عميق ترين اندوه و با ناباوری بايد درگذشت ناگهانی شيخ دکتر زکی بدوی – سر- دانشور برجسته و حامی موسسه بين اديانی را به آگاهی تان برسانم. او امروز صبح نقش زمين شد و ديگر برنخاست. باشد که خداوند به همسرش و فرزندانش صبر جميل عطا کند. با قلب شکسته دختری که پدر محبوب خود را از دست داده است." | مطالب مرتبط زکی بدوی، يک عمر تلاش برای تحقق اسلام مدرن24 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر يک سازمان يهودی-اسلامی: مسلمانان بريتانيا نبايد منزوی شوند28 ژوئيه، 2005 | صفحه نخست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||