BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 18:51 گرينويچ - سه شنبه 17 ژانويه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نگاهی به سه نمايش در حال اجرا در تئاتر شهر تهران

مسعود رايگان در نمايش رويای يک عکس - عکسها از ناصر عرفانيان
مسعود رايگان در نمايش رويای يک عکس - عکسها از ناصر عرفانيان
سه نمايش "کابوس خيابان هفدهم" به کارگردانی مسعود موسوی، "بردارشدن حسين ابن منصور حلاج" به کارگردانی سياوش طهمورث و "رويای يک عکس" به کارگردانی مسعود رايگان به ترتيب در تالارهای سايه، قشقايی و کوچک مجموعه تئاترشهر به روی صحنه رفته اند.

نمايش اول که در دو اپيزود نوشته شده است، موضوعی معمايی دارد که طنز و وحشت در موقعيت های نمايشی به موازات هم وجود دارند و فضايی غير ايرانی دارند. نويسنده اپيزود اول با نام "شطرنج سوئيسی" هوشنگ فضلی و نويسنده اپيزود دوم با نام "حس نوستالزيک مشترک" يحيی عسگری است.

اپيزود اول داستان نويسنده ای به نام جيمز کورتيس است. اين نويسنده به واسطه انتشار آخرين داستانش به نام "کابوس خيابان هفدهم" به شهرت رسيده است. شبی زنی به نام نانسی کينگ بخاطر همين کتاب به ديدارش می رود.

زن نامزد هارولد دوست جيمز کورتيس است که قبل از فوتش نسخه ای از کتاب "کابوس خيابان هفدهم" را به امانت نزد جيمز گذاشته بود.

کابوس در خيابان هفدهم

نانسی که از تمام جزئيات زندگی جيمز با خبر است، به او می گويد در واقع طرح داستان اصلی از او بوده و قرار براين بوده است که هارولد طرح های اورا به داستان تبديل کند. نانسی با تهديد از جيمز می خواهد که اين نوع شکل همکاری را با هم ادامه دهند و جيمز به اجبار می پذيرد.

داستان اپيزود دوم در يک کافی شاپ می گذرد که ماجرای "کابوس خيابان هفدهم" را شرح می دهد. ديويد رولت فردی عصبی است که در حين کمک به پيرزنی با او مشاجره می پردازد که اين مشاجره در خيابان هفدهم منجر به قتل پيرزن می شود.

او درکافی شاپ می خواهد با سارا ممت ارتباط برقرارکند تا اين جنايت را برای او شرح دهد. سارا در آنجا منتظر نامزدش جان می باشد که افسر پليس می باشد. جان علاقه عجيبی به سريال های تلويزيونی دارد به ويژه شطرنج سوئيسی ( بازگشت به داستان اپيزود اول)، برای همين همراه خود تلويزيون کوچکی به کافی شاپ می آورد که بتواند اين برنامه را ببيند.

برق کافی شاپ قطع می شود و به چارلی صاحب کافی شاپ تلفنی خبر می دهند که زنش در خيابان هفدهم به قتل رسيده است. جان هم به همين طريق از قتل مادرش با خبرمی شود. با آمدن برق آنها ترجيح می دهند که ادامه داستان" شطرنج سوئيسی" را ببينند، ولی برنامه قطع می شود و تلويزيون عکس پيرزنی را که در خيابان هفدهم به قتل رسيده است را نشان می دهد.

با ديدن عکس سارا و ديويد رولت هم ادعا می کنند که اين عکس مادرشان است.

بازيگران نمايش کابوس خيبان هفدهم: پرستو کرمی، جواد عزتی، امير حسين حسينی، شيوا خسرو مهر، حسام منظور، مسعود موسوی.

بردارشدن حسين اين منصور حلاج

سياوش طهمورث

نمايش دوم داستان بردارشدن حسين اين منصور حلاج است. عارف ايرانی که تمام عمر به دنبال حقيقت رفت و در کوی و برزن بانگ اناالحق زد که به جرم کفر او را دار زدند.

نويسنده اين نمايش سياوش طهمورث است و بازيگران آن سياوش طهمورث، حسين محب اهری، امير دژاکام، کورش زارعی، کرامت رودساز و امير حسين مدرس هستند.

رويای يک عکس

نمايش سوم رويای يک عکس است که مسعود رايگان آن را با نگاهی به نمايش "سی زوئه بانسی مرده است" اثر آثول فوگارد نوشته است. مسعود رايگان پس از ۲۲ سال فعاليت هنری در کشور سوئد با بازی در فيلم خيلی دور، خيلی نزديک رضا مير کريمی به محيط هنری ايران برگشت و در ادامه موفقيت در بازی فيلم مذکور نمايش رويای عکس را برای صحنه آماده کرد.

داستان خاطرات يک عکاس ايرانی در غربت را بازگو می کند. هر عکسی در عکاس خانه او داستانی از غربت ايرانيان دور از وطن دارد و هر مشتری هموطنش که به سراغ او می آيد با گرفتن هر عکس تصميم دارد از واقعيت وجودی خودش چه ذهنی و چه فيزيکی دور شود و نقش ديگری فرو رود.

اصلی ترين داستان مربوط به زن مسلمانی است که حکم اخراج او از کشور اتريش آمده است. ولی او شبی به همراه يکی از هموطنانش با جسد زن ارمنی ايرانی مواجه می شود. آنها تصميم می گيرند که اوراق هويت مقتول را با اوراق هويت زن تعويض کنند.

رويا تيموريان در رويای يک عکس

زن برای اين اوراق هويت نياز به عکس خودش دارد بنابراين به سراغ يک عکاس راز نگه دار و هموطن می آيد. ولی مجبور است که دو تغيير را به پذيرد. يکی در نقشی به غير از خودش باشد و ديگر آنکه از نظر دينی نقشی را بازی کند که نسبت به آن هيچ شناختی ندارد.

بازيگران نمايش "رويای يک عکس" رويا تيموريان، فرهاد شريفی، داريوش فائزی، حسين کشفی اصل و مسعود رايگان هستند.

داستان های سه نمايش فوق در بحران درونی شخصيت ها اشتراک نظر دارند. نويسندگان اين سه نمايش برای نشان دادن اين بحران هويت هر يک سه روش متفاوت را بر می گزينند. يکی داستانش را در فضايی غير ايرانی (بيشتر انگليسی) طراحی می کند، ديگری داستان کهن يک عارف شوريده ايرانی را دستمايه کار خود قرار می دهد و آخری با اقتباس از يک نمايش خارجی از نو يسنده ای اهل آفريقای جنوبی و ايرانيزه کردن آن برای اين منظور استفاده می کند.

در اولی اين بحران ناخواسته و خارج از اراده آنها شکل می گيرد و شخصيت ها به ناچار بر ضد خود عمل می کنند. تماشاچی با ديدن دو اپيزود که هرکدام با وجود داستان های مجزا به شکلی در دل داستان به هم وصل می شود، در نهايت خود ش وارد بازی می شود.

در دومی شخصيت اصلی داستان که شخصيتی تاريخی است با آگاهی از شخصيت واقعی خود را نمی پذيرد و درجست وجوی شخصيت حقيقی خود بر می آيد. تماشاچی تنها به عنوان يک شاهد در آن حضور دارد. اين نمايش در سالهای پس از انقلاب بار ديگر توسط سياوش طهمورث به صحنه آمده بود.

در سومی با اينکه شخصيت ها بسيار وابسته به خاطرات وگذشته خود هستند ولی جسارت برگشت به آن را ندارند و پل های پشت سر خود را ويران شده می دانند. ساختار اين نمايش چون برمبنای روايت عکاس است نا خودآگاه ارتباط و همدلی تماشاچی برای آن دارای اهميت است. اين نمايش اقتباس شده نسبت به نمايش اصلی ايجاز لازمه را ندارد و همين تاثير گذاری آن را کمرنگ کرده است.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران