BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:24 گرينويچ - دوشنبه 19 دسامبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
گشتی در نمايشگاه نقاشی های احمد مطيعی در برلين

احمد مطيعی
احمد مطيعی کارش را با طراحی آغاز کرده، و سپس با نقاشی و مجسمه سازی ادامه داده است
در هفته نخست ماه دسامبر سه نمايشگاه، همزمان و جداگانه، با پشتيبانی سنای برلين، در استوديوهای مختلف "خانه هنرمندان برلين" (بتانی ين) برگزار شد و آثاری از شريف بن حليمه، تونسی الاصل، از بلژيک، ژان مانچوشکا از چک و احمد مطيعی از شهر برمن آلمان به نمايش گذاشته شد.

حضور گروهی از خبرگان و کارشناسان هنری در نمايشگاه، برخوردهای نظری و تحليل و تفسيرهای ناشی از برخی نوآوری ها و تازگی های کار مطيعی در شب گشايش نمايشگاه توجه برانگيز بود.

مطيعی 49 ساله، اهل قائمشهر و هنرآموخته دانشکده هنرهای زيبای شهر برمن آلمان، زير نظر پروفسور ک. ه. گروينه است.

او که از پانزده سالگی در کار هنرهای تجسمی است، يک بار در شهر برمن به عنوان بهترين دانشجو برگزيده شده و بار دوم در مسابقه بين المللی نقاشی در بلژيک جايزه اول را از آن خود کرده است.

وی از نيمه دهه ۹۰ به اين سو در چندين نمايشگاه فردی و گروهی در آلمان و فرانسه شرکت کرده و اينک چهارمين نمايشگاه فردی اش را در برلين برپاست. سه نمايشگاه اول در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ در "گالری ميدان پتسدام"، و اين آخری در خانه هنرمندان برلين در بتانی ين گارتن.

مطيعی کارش را با طراحی آغاز کرده، و سپس با نقاشی و مجسمه سازی ادامه داده است. ابتدا ديدی رئاليستی داشته، و سپس در روند تجربه های متفاوت به فرمها، اندامها، و در مجموع به زبان ويژه ای دست يافته است، که ديگر محدود در نگاه رئاليستی آغازين نيست.

او در مجسمه سازی و سراميک نيز دستی قوی دارد، و آثاری از او در موزه لوبک و شهر هامبورگ در شمال آلمان نگهداری می شود.

نمايشگاه اخير مطيعی بيش از پانزده تابلوی بزرگ و کوچک را در بر می گيرد. بجز دو تابلوی رنگی، با کيفيت و ساختاری متفاوت، ديگر تابلوها در زمينه سياه و سفيد شکل گرفته اند.

بقول يکی از تماشاگران: گاهی سياه و سفيد، و گاهی سفيد و سياه. در چنين تابلوهايی خطوط و فرمهايی بسيار ريز و مينياتوری مجموعه ای از طرحهای متفاوت را می سازند، که با هم نوعی هماهنگی چشم نواز ساختاری ايجاد می کنند.

تابلوها کل واحدی را می سازند، که زير عنوان مشخصی معنی می گيرند. اما در اجزاء به کتيبه هايی با خط ميخی و نگاره هايی ناخوانا می مانند، که تماشاگر قاعدتا بايد با ديدی زيبايی شناسانه در فرمها و اندامها تمرکز کند. اما اگر در پی معنا باشد با ذهنيت پيچيده ای روبرو می شود که می توان از آن برداشتهای کاملا متفاوتی کرد.

نقاش دارای نگرش گسترده ای است که با در نظر گرفتن کل، در تصوير اجزاء خلاصه می شود. اين ويژگی، که برخی از خبرگان آن را نقطه قوت و برخی نقطه ضعف کار مطيعی می دانند، ضرب المثلی اروپايی را بخاطر می آورد، که: درختها نمی گذارند جنگل را ببينيم.

مطيعی همزمان می خواهد هم "درختها " را تصوير کند هم "جنگل" را. بويژه در سه تابلوی بزرگ "مهاجرت، زبان موزيک و زبان طبيعت" بيشتر شاهد تبلور چنين ديدی هستيم.

در تابلوی مهاجرت، به اندازه 2 در 3 متر، تماشاگر از دور خود را در برابر منظره شهری می بيند، با همه بناها و زيربناهايی که می توانند نشانه های يک شهر بزرگ باشند.

مطيعی 49 ساله، اهل قائمشهر و هنرآموخته دانشکده هنرهای زيبای شهر برمن آلمان است

اما وقتی نزديکتر می شود انبوهه ای از چارخانه ها را با ابعاد کوچک چهار پنج سانتی متری می بيند، که در هر کدام از آنها داستانی شکل گرفته است. مجموعه اين "داستان" هاست که زيربنای حسی و انديشگی نقاش در تصوير زندگی، فرهنگ و تاريخ شهر مورد نظرش را در بر می گيرند.

چارخانه های در کنار هم، در عين حال جدا از هم، بر تنهايی و بی پناهی انسان، و بخصوص انسان پيرامونی در اين دوران تاکيد دارند. در چنين موقعيتی بيننده نمی تواند به راحتی از تابلوها کنار بگيرد، می خواهد ميان عناصر گوناگون تابلو ارتباطی منطقی ايجاد کند، و ناگزير در چنبره اجزاء سرگردان می ماند. در اين ميان نقاش با بزرگنمايی دو نقطه تابلو توجه تماشاگر را به موضوع اصلی تابلو، که همان مهاجرت يا مهاجران است، جلب می کند.

در تابلوی "زبان موزيک" فضا بازتر، و گردش چشم آسانتر است. می توان در اينجا يا آنجای تابلو تامل کرد. اما تماشاگر، برخلاف تابلوی پيشين، بيشتر جذب ساختار حسی و هارمونيک تابلو می شود.

درباره نام تابلو کنجکاو می شوم. به نظر می رسد که نقاش همراه با شنيدن آهنگهايی از ويوالدی، موتزارت، شوبرت، باخ، و ديگران، حرکت دست خود را در کنده کاری های بسيار ظريف قلم روی کاغذ تنظيم کرده است. چنين روشی در آلمان بسيار مرسوم است.

تابلوی زبان طبيعت نيز از چنين ويژگی ای برخوردار است. اين تابلو يکی از زيباترين کارهای مطيعی، و پر از درخت و پرنده و بيابان و انسان است. در "زبان طبيعت" پيوند عميق نقاش با طبيعتی انسانی، و نفرت او از جنگ به چشم می خورد.

از مطيعی می پرسم: به نظر می رسد که موضوع، و محتوای اثر برايت خيلی اهميت دارد.

او می گويد: "درست است. اما ارزشهای هنری برای من بسيار مهمتر است. به همين دليل خودم را هيچ وقت اسير موضوع نمی کنم. به قول پيکاسو هيچ ايده ای به تنهايی کامل نيست. اين نقاش است که آن را کامل می کند"

66شکستن مرزها
روايت انسان در هر مرز، در نقاشی های اکبر بهکلام
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران