|
نگاهی به دو نمايش از گروه تئاتر امروز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمايش "آواژيک" به کارگردانی پانته آ بهرام و نمايش "واقعيت اينه که خورشيد دور ما می گرده" به کارگردانی سيامک احصايی دو نمايش از گروه تئاتر امروز است که در سالن قشقايی مجموعه تئاتر شهر برروی صحنه است. گروه تئاتر امروز در سال ۱۳۷۵ با نمايش شب بخير مادر نوشته مارشال فورمن به کارگردانی محمد يعقوبی به جامعه تئاتری ايران معرفی شد. نمايش های اجرا شده گروه تئاتر امروز تا سال ۱۳۷۹بيشتر بر مبنای رئاليسم بود. پس از آن شيوه ابزورد( تئاتر پوچی يا معنا باختگی) در اجراهای گروه پيدا شد. نمايش های آواژيک و واقعيت اينه که خورشيد دور ما می گرده تجربه های جديدی در اجراهای گروه تئاتر امروز است. آواژيک آواژيک نمايشی است که داستان مشخص درام ندارد، شايد بتوان آن را يک کليپ صحنه ای ناميد که موضوع آن بر قالی بافی استوار است. اين نمايش در هفت صحنه اجرا می شود که عناوين آن طبق بروشور نمايش به قرار زير است:
۱- تونه پو: گويش محلی واژه های تار وپود بر اساس موضوعات فوق که برگرفته از روش قالی بافی است، با رقص و موسيقی و گفتار يک اجرای آئينی شکل می گيرد که به نوعی روايت از ايران باستان دارد. ميزانسن ها و طراحی صحنه با نگاه به قالی بافی ايرانی شکل مدرن صحنه ای به خود گرفته اند. اين طراحی با فرم ها و آواهايی که در قالی بافی استفاده می شود، بر روی صحنه توسط بازيگران شکل می گيرند. آواژيک تلفيقی از هنر کهن و مدرن است که با الهام از قاليبافی در صحنه شکل می گيرد. عدم يکنواختی در حرکات و بازی شست و رفته بازيگران به ويژه مهدی ساکی از نقاط قوت نمايش است. عوامل آواژيک بازيگران: مهدی ساکی، سارا ريحانی، داريوش فائزی و پانته آ بهرام . طراح لباس: آوا سلطانی عربشاهی. طراح صحنه: نرمين نظمی. کلام: جلال تهرانی. موسيقی : حميد سعيدی طراح ويدئو پروجکشن: سعيد ابراهيمی فر واقعيت اينه که خورشيد دور ما می گرده
واقعيت اينه که خورشيد دور ما می گرده، داستانی شاعرانه و عاشقانه امروزی است که درسکوت شکل می گيرد. پسر جوانی با کوله پشتی وارد مکانی می شود که در آن دختر نابينايی زندگی می کند. زندگی دختر در آن مکان با موسيقی و گفتگوهای تلفنی با فردی خيالی سپری می شود. پسر چند روزی را مخفيانه در آنجا می گذراند و پس چند بار ترديد در رفتن وماندن در نهايت تصميم به ماندن می گيرد. پسر برای اعلام حضور خود به دختر، اشيا را جا به جا می کند و همين موضوع سبب می شود که دختر با آن برخورد کند و کم کم وجود شخص ديگری را در نزديکی خود احساس کند. در آخر هرکدام بدون رد وبدل شدن کلامی نيمه گمشده خود را پيدا می کنند. عشق و نياز زن و مرد به يکديگر به عنوان يک ارزش ابدی و ازلی درون مايه اين نمايش است. به خاطر همين موضوع انسان ها به شکلی راه ارتباطی آن را پيدا می کنند، حتی در سکوت. اين حقيقت است که عنوان نمايش در برابر واقعيت گردش زمين و انسانها به دور خورشيد قرار می گيرد.
اين دومين کارگردانی سيامک احصايی است که بيشتر به عنوان طراح صحنه تئاتر و سينما و تلويزيون در جامعه هنری ايران شناخته شده است. در کار اول سيامک احصايی به نام زمزمه مردگان که داستان چند مرده شور بود و درسال ۱۳۸۳ اجرا شد، نيز همين ارزش های ابدی - ازلی انسانی حتی در شرايط سخت زندگی مطرح می شد. اما دراين نمايش شخصيت ها دو نمونه عام انسانی هستند که مهم نيست از کجا به مکان نمايش وارد می شوند. مهم نيازی است که آنها به همديگر دارند. شايد آنها در نوع خود يک آدم و حوا باشند. دراين نمايش نيز استفاده از عامل تصوير در انتهای صحنه که نماهايی از کهکشان و فضا را نشان می دهد به اين باور کمک می کند. اما بازی بازيگران که در اين نمايش مشکل به نظر می آيد، در اواسط نمايش به يکنواختی می رسد. هرچند در شروع و کليت اجرا فضای نمايش را خوب درک کرده اند. از آنجا که در اين نمايش بازيگران به ضرورت می بايست بدون ارتباط کلامی با يکديگر بازی کنند، درعمل سکوت لازمه در بازی که تعليق عاشقانه را ايجاد کند در اين بی کلامی گم می شود. به خاطرهمين زمان نمايش کمی طولانی به نظر می رسد. عوامل نمايش بازيگران: محمد رضا حسين زاده، پانته آ پناهی ها نويسنده: حسن برزگر کارگردان: سيامک احصايی دراماتورژ: ريما رامين فر طراحان صحنه و لباس : نرمين نظمی، سيامک احصايی موسيقی: هنريک ناجی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||