|
در شناخت پیوندهای رمان و تجدد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"صياد سايه ها" کتاب تازه ايست از دکتر عباس ميلانی استاد علوم سياسی در دانشگاه استنفورد ايالات متحده و رئيس گروه ايران شناسی در اين دانشگاه. کتاب در مجموع بيست نوشته و گفتگو پيرامون مباحث فرهنگی و تاريخی را در بر می گيرد. کتاب در سه بخش تنظيم شده است: بخش اول شامل مقالاتی است پيرامون معضل تجدد در ايران؛ بخش دوم سه نقد است بر کتاب پيشين دکتر ميلانی به نام "معمای هويدا" و پاسخ نويسنده به آنها، و بخش سوم حاوی پنج نقد است از نويسنده بر کتابهای منتشر شده در سالهای اخير. محور مشترک نوشته ها و گفت و گوهای کتاب، رويارويی جامعه ايران با مدرنيته يا تجدد است، که گفته می شود: "مهمترين معضل تاريخ صد سال اخير ايران است. حتی انقلاب اسلامی و تحولات پرشتاب پس از آن نيز چيزی جز ادامه تلاش پررنج جامعه ايران برای حل اين مسئله، به ويژه تحقق دموکراسی همزاد آن نيست." (۱۳) پس کتاب را می توان در ادامه نوشته های آشنای دکتر عباس ميلانی دانست، به ويژه کتاب پيشين او تحت عنوان "تجدد و تجددستيزی در ايران". نخستين و مفصل ترين مقاله اين مجموعه، که نام خود را به عنوان کتاب نيز داده است، به آثار و انديشه های ابراهيم گلستان اختصاص دارد، که نويسنده او را "از مهمترين چهره های عالم هنر و ادب معاصر ايران" می داند. ميلانی بر آنست که آثار اين نويسنده را "از منظر مسئله تجدد و روايت گلستان از اين معضل بررسی" کند. (۱۳) مقاله با آوردن نمونه هايی از داستان های گلستان، و رديابی برخی از مضامين محوری در آثار او نتيجه می گيرد که اين نويسنده "جنبه هايی از معضل تجدد و سرشت جامعه در حال گذار را حلاجی کرده است." (۳۶) مقاله "علم و ريشه های انقلاب در ايران" به جلد پنجم يادداشتهای اسد الله علم پرداخته است، که به خاطرات چهره سياسی دوران پهلوی طی سال ۱۳۵۴ مربوط می شود. دوران حساسی که حکومت پهلوی به گونه ای آرام و نامحسوس، اما قطعی، به راه فروپاشی افتاد. نويسنده با پی گيری نوشته علم، بر برخی از تضادهای بحران آفرين حاکميت شاه انگشت می گذارد. تجدد در ادبيات مقاله فشرده "به ياد پير جوانمرگمان" به ديدگاه های ادبی نويسنده نوپرداز ايرانی هوشنگ گلشيری اختصاص دارد. روح اين مقاله با جانمايه کتاب همخوان است، زيرا نويسنده آثار و ديدگاه ادبی گلشيری را تجددخواهانه می داند، و سهم او را در تکوين ادبيات مدرن ايران ارج می نهد. در پايان مقاله نويسنده پرسشی مهم مطرح می کند: در جامعه ای که تجدد هنوز به تمامی شکوفا نگشته، ادبيات مدرن چه جايگاهی دارد؟ و اين مبحثی است که در نوشته "مدخلی بر داستان تاريخ و تاريخ داستان" با تفصيل بيشتری شکافته می شود.
ديدگاهی که ميلانی در رابطه با تکوين رمان، به عنوان فرم ادبی خاص "مدرنيته" مطرح می کند، تأمل انگيز است. او ديدگاهی که رمان نويسی را تابع بی چون و چرای تجدد می داند، باطل می شمارد، و آن را نمونه ای از "غرب محوری" می خواند، آنگونه که انديشمند نامی ادوارد سعيد آن را به نقد کشيده است. به نظر او به رغم دشواری های توسعه تجدد در ايران، ادبيات مدرن تا حدی راه خود را باز کرده و خود نمونه هايی از آن را نشان می دهد. او تأکيد دارد که با غور در ميراث ادب پارسی می توان به ذخاير ارزنده ای از اشکال روايت ادبی رسيد. معمای حل نشده! زندگی نامه امير عباس هويدا که به نام "معمای هويدا" در ايران انتشار يافت، از بحث انگيزترين کتابهای سالهای اخير بوده است. کتاب از سويی مورد استقبال وسيع قرار گرفت، اما از سوی ديگر منتقدان بسياری با ديدگاه های رنگارنگ و از منظرهای گوناگون بر کتاب تاختند و آن را حاوی پيشداوری، جانبداری تا مرز تحريف تاريخ دانستند. نقدهای بسياری بر کتاب نوشته شد، که شايد مقاله دکتر مصطفی رحيمی معروف ترين آنها باشد. رحيمی که مقاله خود را با تيتر "معمای ميلانی" انتشار داده بود، می نويسد: "در زندگی هويدا هيچ گونه معمايی وجود ندارد: قدرت طلب است و بدبخت. همين و بس. اگر معمايی وجود داشته باشد در سبب تأليف اين کتاب است: علاقه به هويدا از مرز ناخودآگاهی گذشته است...."(۱۶۱) ميلانی طی سه مقاله به خرده گيری های اساسی منتقدان کتاب خود پاسخ گفته است. پژوهش های تاريخی بخش آخر کتاب شامل پنج نقد کتاب است. مقاله "شريعتی و ناکجا آباد" نقدی است بر کتاب "زندگی نامه سياسی علی شريعتی" نوشته علی رهنما. ميلانی ضمن برشمردن مزايای کتاب و محتوای پربار آن، بر کاستی های آن انگشت می گذارد، و عقيده دارد: "آقای رهنما از منظری گاه جانبدارانه به سراغ شريعتی و آثارش رفته است." (۲۵۴) مقاله "پيدايش رمان فارسی" نقدی است بر کتابی از پژوهشگر و ايران شناس فرانسوی کريستف بالايی درباره رمان مدرن فارسی که در سال ۱۹۹۸ منتشر شده است. کتاب "تلاشی ست ستودنی در جهت طرح جدی مسئله سرشت و سرنوشت رمان فارسی و رابطه آن با تجربه تجدد." (۲۷۷)
ميلانی، در اين مقاله نيز بار ديگر شالوده نظری ديدگاه خود را در برخورد با رمان فارسی تشريح می کند: "آيا رمان و تجدد هر دو در جوهر خويش پديده هايی برخاسته از گردونه غرب و عجين با سرشت ويژه يونانی - مسيحی تمدن آن ديارند؟ گرچه شکی نيست که تجدد نخست در غرب رخ نمود... ولی آيا می توان اين تقدم تاريخی را به جوهر فلسفی تمدن غرب تأويل کرد؟ آيا بايد بپذيريم که رمان در اساس، يک نوع ادبی غربی است و پيدايشش در آنجا نه به مسئله تقويم تاريخ، که به سرشت تمدن غرب تأويل پذير است؟"(۲۸۱) مقاله بعد نقدی است بر کتاب "بوف کور هدايت به عنوان رمان غربی" نوشته پژوهشگر آمريکايی مايکل بيرد. نويسنده ضمن برشمردن نکته سنجی ها و ژرف بينی های نويسنده، مهمترين کاستی تحقيق او را در اين می داند که به ريشه های سنت روايت گری در فرهنگ شرق و ميراث ادبی ايران توجه کافی نداشته است. مقاله "نگاهی تازه به مسئله روی کار آمدن رضا شاه" نقدی است بر کتاب "ايران و برآمدن رضا شاه" تحقيق پردامنه سيروس غنی که به فارسی نيز ترجمه شده است. نويسنده در اين مقاله نيز عمدتا به پرسش محوری "تجدد" پرداخته، به برخورد ناهمساز حاکميت رضا شاه با آن عنايت خاصی نشان داده است. آخرين مقاله کتاب تحت عنوان "کورش لاشايی و تجربه انقلاب" به کتاب سوم از مجموعه "نگاهی از درون به جنبش چپ ايران" پرداخته است. روايت فعالان سياسی البته از ديدها و داوری های شخصی دور نيست، اما برای مطالعات تاريخی اجتناب ناپذير است. مشخصات کتاب: |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||