BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 14:16 گرينويچ - سه شنبه 04 اکتبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
وقايع نگاری با دوربين؛ نگاهی به کتاب 'نبض زمان'

حسن سربخشيان
حسن سربخشيان
پيش از اين کسانی که چندی در جريان حوادث روزگار قرار می گرفتند، به نوشتن وقايع ايام دست می زدند اما امروزه وقايع ايام تنها با قلم ثبت نمی شود، دوربين عکاسی و دوربين تلويزيون و خيلی چيزهای ديگر هم می تواند وقايع ايام را ثبت و ضبط کند.

عکسهای حسن سربخشيان خبرنگار-عکاس خبرگزاری آسوشيتد پرس در تهران در کتابی که به تازگی با عنوان "نبض زمان" منتشر شده از اين دست است. وقايع نگاری از نوعی که تا کنون در ايران سابقه نداشته يا اگر مواردی وجود داشته هرگز به اين اندازه جامع و جدی نبوده است.

عکس های کتاب محدوده زمانی سالهای اصلاح طلبی تا امروز ايران و برخی وقايع افغانستان و عراق را در بر می گيرد. اين همان سالهايی است که سربخشيان پا به جوانی نهاده، وارد معرکه شده و با چشمان تيزبين، وجدان بيدار و نگاه جستجوگر به حوادث سالهای زندگی خود نزديک شده است.

روی جلد مجموعه عکس نبض زمان

شايد بتوان گفت که تمام عکس های چاپ شده در کتاب حتی عکس های افغانستان و عراق، برای اهل مطبوعات عکس های آشنايی هستند چرا که در موقع خود که هنگام و هنگامه بروز حادثه بوده در روزنامه ها منتشر شده اند، و چندان اهميت يافته اند که چشم ها را خيره کرده اند يا روی جلد مجلات از جمله مجله پيام امروز قرار گرفته اند. مانند عکس های صفحات ۳۹ ، ۴۴ ،۷۱ . همه اينها به اضافه بسياری ديگر عکس هايی هستند که ما را به ياد حوادث شگفت دهه اخير می اندازند و آنچه بر ما و تاريخ ما گذشته است را شهادت می دهند.

در ميان عکس های از اين دست عکس صفحه ۴۶ يادآور روزهايی است که هاشم آغاجری را به اعدام محکوم می کردند. در اين عکس دستهايی از پشت ميله ها بيرون آمده است تا تصوری را که از واقعه در ذهن اهل فکر ايران ( و در اينجا دانشجويان دانشگاه تهران ) وجود دارد، بيان کند. ما تنها دست ها را می بينيم و از حرکت آنها به فکرهايی پی می بريم که در سرها جريان دارد. ميله های دانشگاه نيز حالت نمادين به عکس داده. اين يکی از بهترين عکس های سربخشيان است.

يک عکس ديگر، عکس صفحه ۴۷ است که جمعی از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم را نشان می دهد که حيران، سر درگم، و درمانده بر زمين نشسته اند زيرا که خبر را شنيده اند، همکارشان حسين لقمانيان نماينده همدان دستگير و زندانی شده است. فضا ديگر فضای مجلس نيست. حتی فضای فرياد و اعتراض هم نيست. درماندگی به غايت رسيده است.

اما اين درماندگی زمانی که به عکس های مردم می رسيم وجود ندارد. در مردم هيچ درماندگی نيست. يا خشم و خروش است يا سکوت آميخته به تفکر.

عکس های صفحات ۶۸ و ۷۲ که حوادث کوی دانشگاه تهران را نشان می دهد و واکنش دانشجويان را به بستن مطبوعات، از اين قبيل است. اما عکس صفحه ۷۷ که اعتراض به حکم اعدام هاشم آغاجری را نشان می دهد چيز ديگری است. اين عکس دختر دانشجوی تنهايی را در محاصره نيروهای انتظامی نشان می دهد که باتون ها را به سمتش نشانه رفته اند.

در چنين احوالی بطور معمول دانشجو بايد ترسان و لرزان در حال گريز باشد اما در عکس دختر حالت تسليم يا فرار ندارد، برعکس با قدم های استوار اعتراض کنان به سمت مردان مسلح می رود. عکس به ما می گويد چه کسی در اين دعوا پيروز خواهد شد.

جمعی از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم

چند عکس در کتاب ديده می شود که در آنها با اسلحه و توپ و تفنگ بازی شده، اين عکس ها گاه حالت طنزآميزی به خود می گيرند مانند عکس صفحه ۱۰۸ که شليک توپ فوتبالی را از دم يک توپ ( يا مسلسل سنگين؟ اسلحه شناسی بنده هم حرف ندارد! ) نشان می دهد. در واقع بازی فوتبال سربازان عراقی در کنار يک مسلسل سنگين جريان دارد اما اينطور به نظر می آيد که مسلسل، توپ فوتبال را شليک کرده است.

با وجود اين آنجا که اسلحه در جای خود قرار می گيرد و کارکرد خود را پيدا می کند به صورت وحشتناکی ظاهر می شود. عکس های صفحات ۱۱۰ و ۱۱۱ از اين دست است. در عکس ۱۱۰ سر مسلسلی از گوشه عکس بيرون آمده، دشتی را نشانه گرفته است. در اين خاکزار جنازه است که ريخته است. در عکس صفحه مقابل زمين کنده می شود تا بدن های خاک شده از درون آن بيرون آيد. بدن هايی که در گورهای جمعی دوره صدام حسين به خاک خفته اند.

چند عکس ديگر نشان از نگاه طنز آلود و در عين حال انسانی سربخشيان به صحنه های خبری دارد. در اين عکس ها حضور يک کودک يا نوجوان صحنه را بکلی عوض کرده، يکنواختی و روزمرگی معمول را، درهم ريخته است. در عکس صفحه ۸۲ که قرار است صف سربازان رزم آور باشد، پسرکی کله اش را از صف سربازان بيرون آورده و تمام خشونت نظامی آن را بر باد داده است.

اين شيوه ای است که سربخشيان بدان علاقه می ورزد. در عکس صفحه ۵۸ که ديدار خاتمی را با خاخام يهوديان در همدان نشان می دهد آنچه به چشم می آيد دخترکی است که در ميان دو روحانی نشسته است؛ در اولين عکس کتاب نيز که حضور رهبر ايران و هاشمی رفسنجانی را در صف نماز عيد فطر نشان می دهد تمام توجه به نوجوانی جلب می شود که در صف نماز گزاران در ميان آدم های ريش و سبيل دار ايستاده است؛ همين نگاه در عکس جوان افغانی ( صفحه ۱۲۴ ) که ظاهرا پس از سقوط طالبان در هرات گرفته شده نيز هويداست. او دگمه های پيراهن خود را باز کرده تا نقش پوکوهانتس را روی تی شرت يا در واقع روی قلب خود نشان دهد.

محمود احمدی نژاد در ميان صف شاکيان روزنامه سلام

عکس های زلزله بم بخش ديگری از کتاب را تشکيل می دهد. شايد از ميان تمام صحنه های فاجعه، هيچ عکسی مانند عکس اتومبيل پيکانی که صندوق عقبش از جنازه پرشده و پاهای کشتگان از صندوق بيرون افتاده نمی توانست بزرگی فاجعه را به اين خوبی نشان دهد يا چهره زخم خورده زنی که با سر بسته و پتوی به دور خود پيچيده نگاه مات خود را به بيدرکجای اين جهان بی رحم دوخته است. نگاهی که نگاه نيست. يک چشم بازِ درمانده غمناک است.

تمام عکس های کتاب خبری است و طبعا گذشت سالها از زمان واقعه، حالت خبری آنها را گرفته و اکنون صورت وقايع نگاری به خود گرفته است. با وجود اين بعضی عکس ها هست که گذشت زمان از اهميت خبری آنها کم نکاسته يا حوادث ديگری بر اهميت خبری آنها افزوده است. عکس صفحه ۷۴ از اين دست است. اين عکس صف شاکيان روزنامه سلام را در دادگاه نشان می دهد که محمود احمدی نژاد رييس جمهور کنونی در ميان آنان نشسته است. شرح عکس می گويد شکايت احمدی نژاد به عنوان هتک حيثيت، ايراد افترا و نشر اکاذيب در زمان تصدی وی در استانداری اردبيل صورت گرفته بود.

در ميان عکس های کتاب چند عکس ديگر هست که از جهات ديگر قابل توجه است. مانند عکس دختری که در مراسم چهارشنبه سوری از روی آتش می پرد يا عکس جشن سده زرتشتيان يزد که القا مذهبی و آيينی آن کم مانند است.

عکس صفحه ۵۴ که از يک کارناوال شادی در تهران گرفته شده، چهره ماسک زده جوانی را نشان می دهد که مسخره بازی در آورده. وقتی در مجموعه عکس های کتاب به آن توجه می کنيم، معنای ديگری پيدا می کند. شايد در جهان مسخره کنونی اين بهترين کرداری است که می توان پيشه کرد!

وقتی کتاب را می بنديم احساس می کنيم چنين عکس هايی کار دوربين و چشم نيست، کار جان است. اين جان است که در دوربين نهاده شده تا قدرت مشاهده، توان استنتاج و قدرت داوری عکاس را در کادرهايی بريزد که بظاهر صورت بيجان اند اما به هزار زبان با ما گفتگو می کنند. سربخشيان از روزنامه صبح امروز که عکاسی جدی را از آنجا آغاز کرد تا امروز راه درازی پيموده است.

مشخصات کتاب
نبض زمان
عکس های حسن سربخشيان
۱۳۷۶ - ۱۳۸۴
چاپ اول تهران ۱۳۸۴

66آلبوم عکس
گزيده ای از عکسهای مجموعه نبض زمان
66آلبوم عکس
گزيده ای از نمايشگاه عکس حسن سربخشيان - مجموعه يک
66آلبوم عکس
گزيده ای از نمايشگاه عکس حسن سربخشيان - مجموعه دو
66نمايشگاه
گزارشی از نمايشگاه عکس حسن سربخشيان
مطالب مرتبط
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران