|
عکس های یادگاری (مجموعه شماره 14) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
این هم عکس ها و خاطرات هواداران روز هفتمی! شما هم اگر خاطره جالبی از یک عکس دارید اون رو به همراه یک توضیح کوتاه برامون بفرستید. محسن ( ايران - دزفول )
يه روز گرم تابستون که من و دوستام رفتيم کنار رودخونه دز و کلی گفتيم و خنديديم. از سمت راست : مجتبی، مجتبی، سيامک و محمد. البته من خودم پشت دوربين هستم! امين ( ايران - شيراز )
عشق درامز علی ( مالزی )
بد از اجرای بچه ها تو کالج. هانگری! ياسمن ( ایران - تهران )
يکی از دوستام داشت از ايران ميرفت شبش با دختر خاله ام باهاش رفتيم بيرون وقتی از ماشين پياده شد که بنزين بزنه من و دختر خاله ام با دوربينش اين عکسو گرفتيم امين جعفری ( ایران - اهواز )
بيليارد علی ( ایران - شیراز )
من و سپيد در ايران علی سلطانی ( ایران - تهران )
دو دوست نارنجی با صدف برای زرتشت داداشی حسن = سرگردان ( استراليا - اديلايد )
من از کسانی هستم که سال ۲۰۰۱ از استراليا به اندنيزی برگشت خورديم و در جزيريه بنام ( لمبوک ) بوديم.و اين عکس يادگاری از دوستانی هست که همه در ۱ تابوت ( کشتی ) مدت ۲۰ روز مانديم دور از آب و حتی غذا. و حالا بعد از ۴ سال من به اينجا و بعضی در اندونزی و کانادا و دانمارک و ديگری در سويد بسر ميبرد. و اين عکس يادگار زندگی بسيار تلخ و شيرينم هست. مسعود ( ژابن - يوکوهاما )
من و دخترم آريسا, در مسابقه فوتبال ايران و ژاپن, در شهر يوکوهاما. ژاپن مهران ( انگلستان - برايتون )
اينجا آمستردام و با دوستم مجيد و خواهراش هستيم. همگی بايد سفيد ميپوشيديم. (کنسرت به يادموندنی بود) |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||