|
دو نسل، یک جنگ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برای بخش زیادی از نسل جوان جامعه ایران، جنگ ایران و عراق یک خاطره بسیار دوره، خیلیها اون زمان به دنیا نیومده بودن و یا سن پایین، اجازه فهم اوضاع جنگ را نمی داد. به همین دلیل میزان آگاهی به مسایل جنگ در میان این نسل پایینه. اگر آگاهی هم وجود داشته باشه، بیشتر شامل اطلاعات دست دومه، اطلاعاتی که از طریق رسانه ها (کتاب، فیلم، تلویزیون) یا از طریق تحصیل در نظام آموزشی ایران به دست اومده.
در سالهای اخیر هر چقدر که از جنگ دور تر شدیم، از فضای تبلیغاتی جنگ کاسته شده و فضای انتقادی جنگ به جای اون افزایش پیدا کرده. به طور مثال در زمان نهمین انتخابات ریاست جمهوری، بحثهایی پیرامون سیاستهای اتخاذ شده و دستاوردهای جنگ بین کاندیداها صورت گرفت. تصویری که از این بحثها در مورد جنگ در ذهن شکل می گرفت، کاملا متفاوت بود با تصویری که به نسل جوان در طول سالیان گذشته القا شده بود. برخورد با جنگ بین بخشهای مختلف نسل جوان خیلی متفاوته، بعضیها به طور کلی از تلاش برای فهم معمای جنگ دست کشیدن (شاید فهمیدنش)، بعضی دیگر هنوز در تلاشن برای حل این معما. به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد آغاز جنگ بین ایران و عراق، یک گفتگو بین دو نفر از دو نسل متفاوت ترتیب دادیم، کورش یک دانشجوی پزشکی در انگلستان که در زمان پایان جنگ 7 سال بیشتر نداشته و جنگ هنوز بعنوان یک معما براش باقی مونده وسید کمال بااوسی، معلمی که در جنگ شرکت داشته و بعد از جنگ هم در تربیت نسل کورش نقش داشته. سه موضوع در این گفتگومورد بحث قرار گرفته؛ دلایل آغاز جنگ، ادامه جنگ و تفاوت نسلی که در جنگ شرکت کرد با نسل بعد از جنگ. فهرست دلایل آغاز جنگ چه بود؟ کمال بااوسی: از اونجایی که ایران آغازگر جنگ نبوده، دلیلی از طرف ایران برای شروع جنگ نمی شه ارائه داد. آغازگر جنگ حکومت عراق بوده و جنگ برای ایران حالت تدافعی داشت. جنگ زمانی شروع شد که هنوز زمان زیادی از انقلاب نگذشته بود و نیروهای مسلح منسجمی در ایران وجود نداشت. کمیته های انقلاب تازه تشکیل شده بود، از سپاه و بسیج خبری نبود. بیشتر نیروهای مردمی بودن که در لب مرزها از خونه و کاشانه هاشون دفاع می کردن. با توجه به وضع نابسامان نیروهای مسلح در ایران وغنی بودن ایران از لحاظ منابع طبیعی، تصرف بخشی از ایران و چنگ اندازی به این منابع توسط عراق را می شه از دلایل آغاز به جنگ نام برد.
کورش: ما همیشه با عراق اختلاف مرزی داشتیم. زمینه تاریخی اش بر می گرده به سالیان خیلی دور، زمانی که عراق جزو امپراتوری عثمانی بوده و بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول و بعد از تشکیل کشور عراق، دوره جدیدی از این تنش شروع می شه. اختلاف اصلی بر سر موضوع مالکیت اروندرود (شط العرب) بوده که در زمان حکومت پهلوی طبق پيمان ۱۹۷۵ الجزيره، که بین ایران و عراق امضا شد، تنشهای مرزی به طور موقت تموم میشه ولی بعد از انقلاب ، صدام یکطرفه این پیمان را لغو می کنه وادعای مالکیت کل اروندرود( شط العرب) را می کنه. ما در اوایل انقلاب بی پروا داعیه صدور انقلاب به سایر کشورها و برنامه کمک به شیعیان در سراسر جهان را داشتیم. بیش از نیمی از جمعیت عراق را شیعیان تشکیل می دن. بدون شک سیاستهای ایران و مشکل دیرینه حکومت عراق با شیعیان خودش، یکی دیگه از دلایل شروع جنگه. البته این احساس خطر فقط محدود به عراق نبود، حکومتهای کویت و عربستان هم از این سیاست ایران احساس خطر می کردن. این کشورها از این می ترسیدن که ناراضیان داخلی کشورهای خودشون از انقلاب ایران الگو بگیرن. همین احساس خطر، دلیل حمایت وسیع این کشورها از عراق برعلیه ایران بود. دلایل ادامه جنگ چه بود؟ کورش: در روز سوم خرداد۱۳۶۱ پس از فتح خرمشهر، مرحله دیگری از جنگ شروع شد. تا قبل از این، جنگ صرفا حالت تدافعی داشت. ولی پس از بازپس گیری آخرین مناطق اشغال شده توسط عراق، صدام آمادگی خود را برای عقب نشینی و مذاکره در مورد آتش بس کامل اعلام کرد. ولی نیروهای تصمیم گیرنده در جنگ، تصمیم به ادامه جنگ گرفتن. شواهد زیادی وجود داره که عراق بیشنهاد آتش بس را می ده و حتی خیلی از کشورهای عربی پیشنهاد پرداخت غرامت به ایران را از جانب عراق دادند. ولی ایران، مشخصا آیت الله خمینی پیش شرط می گذارند که ایران به شرطی آتش بس را قبول میکنه که صدام از حکومت عراق کناره گیری بکنه. ما از این زمان به بعد وارد یک دوران چهار ساله دیگه از جنگ می شویم. اگر ما در پایان دوسال، از این موقعیت پیش آمده استفاده می کردیم، دیگه مجبور نمی شدیم که جام زهر به دست بگیریم (اشاره به سخن آیت الله خمینی در مورد پذیرش قطعنامه 598). به نظر من این تصمیم ریشه در استفاده هايی داشت که بخش خاصی از سیاستمداران ما از جنگ کردن. ادامه جنگ وسيله ای شد برای استقرار اقتدارگرایی در ایران، یعنی گفتند که ما در حال جنگ با دشمن خارجی هستیم و تاب و تحمل هیچ مخالف داخلی را نداریم و اینجوری میتونیم با تمامی مخالفهای داخلی برخورد قاطع بکنیم.
کمال بااوسی: در مورد تصمیم سیاستمداران باید از خودشون پرسید ولی بعد از آزادسازی خرمشهر هنوز خطر حمله مجدد عراق به طور کامل رفع نشده بود و در اون شرایط نمی شد به حرفهای صدام هم اطمینان کرد. تصمیم به ادامه جنگ به دلیل کسب اطمینان کامل ازعدم وقوع مجدد جنگ بوده. یک نکته دیگر را هم که باید در نظر گرفت اینه که زمانی که به یک واقعه تاریخی دوباره نگاه می شه، باید تمامی شرایطی که در اتخاذ اون تصمیم تاثیر گذار بوده را هم مد نظر قرار داد. در اون زمان ادامه جنگ، بهترین تصمیم بوده. فرق بین نسل جنگ و بعد از جنگ چیه؟
کمال بااوسی: انسان هر چه در سختی قرار بگیره، روحش بیشتر تقویت می شه. جوانان امروز از معنویت و یا آمادگی اخلاقی کمتری نسبت به نسلی که حماسه جنگ را آفرید، برخوردارند. این هم به این دلیله که این نسل مانند نسل قبل از خودش زیر فشار قرار نگرفته. ولی من مطمئن هستم که این نسل در صورت بروز هرگونه تهدید خارجی، هیچ چیزی از نسل قبل خودش کمتر نداره. اگر جوان احساس کنه که ایران متعلق به اوست، فارغ از هرگونه عقیده دینی و سیاسی، جلو تجاوز به کشورش ایستادگی می کنه. تعداد شهدای زیاد از اقلیتهای مذهبی در جنگ ایران - عراق گواه این موضوعه. ولی این نکته را فراموش نکنید که اون نسلی که برای مملکتش جنگید و اون رشادتها را از خودش نشون داد در زمان طاغوت بزرگ شده بود، زمانی که دسترسی به فساد بیشتر از زمان حاضر فراهم بود. ولی بعد از انقلاب، مردم تازه از زیر استعمار بیرون اومدن و مزه آزادی واقعی را چشیدن و بعد از اون حاضر بودن که تا سر حد امکان از این آزادی دفاع کنند. من انکار نمی کنم که افرادی شبیه من که در آموزش این نسل نقش داشتیم، در انتقال ارزشهای نسل جنگ به این نسل جدید کم کاری کردیم. باید تمامی افرادی که در زمینه های مختلف کار می کنن از جمله آمورشی، هنری و فرهنگی در انتقال ارزشهای واقعی نسلی که در جنگ شرکت کرد، فعالیت کنن. کورش: به نظر من نسل اول انقلاب بک هیجان انقلابی داشته، که الان اون احساس دیگه وجود نداره. درک احساس کسانی که در جنگ بودن خیلی سخته ولی تصویری که بعد از جنگ به ما منتقل شده، تصویری است ارزشی، احساسی وکمتر گویای حقیقت. متاسفانه در سالهای بعد از جنگ، فضای تبلیغاتی بر موضوعات جنگ حاکم بوده. باید به سوالات پیرامون جنگ پاسخ صریح داده بشه. برخورد صرفا ارزشی و احساسی جای خودش را داره، ولی باید فضایی به وجود بیاد که این مسایل در موردش بحث بشه و گرنه ما هم مثل نسل قبل وظایفمون را نسبت به نسل بعد اجرا نمی کنیم. ما این وظیفه را داریم که به نسل آینده تصویری روشن از جنگ بدهیم ، تصویری که به نسل من داده نشد. من خودم به طور مشخص از مسوولین زمان جنگ می خواهم که تصمیمات مربوط به جنگ را توضیح بدهند. من شخصا نیاز به یک تصویر درست و غير احساسی از زمان جنگ را احساس می کنم. نظرات شما امیر حسین – ایران: تفاوت رفتار دو نسل را باید از رفتار سردمداران در احقاق شعار هایشان و از تربیت دو نسل باید جست و جو کرد. رضا – تهران: اشتباه بزرگی که این روزها در مورد اتفاقات سالهای گذشته تاریخ کشور ما رخ میده اینه که ما عمدتا اون اتفاقات و علل اونها رو با دانش و عقلانیت امروز خودمون می سنجیم. درحالیکه باید وقایع مهم تاریخی رو با توجه به افکار عمومی همون روزها سنجید. فراموش نکنیم که مسئله ی ادامه ی جنگ تا سرنگونی صدام پس از بازپس گیری خرمشهر، خواست عمومی اکثریت قاطع جامعه ی آنروز ایران بوده و به قول امروزی ها، ادامه ی جنگ، کاملا دموکراتیک و طبق نظر مردم رخ داده. اتفاقی که امروز شاید مورد انتقاد خیلی ها واقع بشه. سارا – سنندج: به نظر من نباید جنگ ر ادامه می دادیم چون تاوان جنگ ارزش ادامه دادن آن را نداشت باید اصولی ترین راه را انتخاب می کردیم نه راهی که به بهای از دست دادن خیلی چیزها بود شاید این اظهار نظرها که باید جنگ را ادامه می دادیم مربوط به کسی است که در حاشیه جنگ بوده و فقط نظاره گر نه ماهایی که در نقطه غرب کشور تمام داشتهامان را از دست دادیم در اثر صدای توپ تانک آتش شب ها هنوز کابوس جنگ می ببینیم پس باید خیلی منطقی تر به این مسئله نگاه کرد نه انتقام جویانه. امید – دبی: به نظر من جنگ بايد پس از فتح خرمشهر تموم ميشد و ادامه پيدا نميكرد.در مورد احساس جنگ هم بايد بگم كه احساس خوبي به نسل من (كه 18 سال دارم) منتقل نشده و يه احساس يك طرفه و كاملا احساسی هستش. رضا - توکیو: پس از فتح خرمشهر دنيا می گفت آتش بس. ولي تضمينی وجود نداشت كه صدام دوباره با غافلگيري حمله نكنه و مملكتو تصرف نكنه. تازه نيروهاي ايران مردم بودن كه اگه آتش بس مي شد مي رفتن شهراشون و ايران نمي تونست چند سال در شرايط آتش بس مردمو تو جبهه نگه داره. پيشنهاد پرداخت غرامت هم فقط حرفش بود و هيچ كس جدی با ايران وارد مذاكره نشد. تازه ارقام پيشنهادي يك دهم خسارات بود. از بعد از فتح فاو دنيا به فكر افتاد با دادن امتياز بيشتر جلو ايرانو بگيره كه اعلام عراق به عنوان آغاز كننده جنگ و بازگشت به مرزهاي قبلي در قطعنامه 598 گنجانده شده بود. به هر حال ممكنه كوتاهي هايي! شده باشه ولي بايد ديد بين بد و بدتر در اون شرايط چكار بايد ميشد. رضا – تهران: مسایل زیادی باعث آغاز جنگ شد که میتوان در شعارها و حرکات خام ایران برای صدور انقلاب و غروز بیجا و حماقت صدام حسین در دست کم گرفتن نیروی دفاعی ایران و نیز تحریک صدام توسط ابرقدرتها برای زدن یک ضربه مهلک جهت تضعیف دولت انقلابی ایران جستجو کرد. عراق حس وطن دوستی ایرانیان را نادیده گرفت و بهای سنگین شکست در خرمشهر را نیز پرداخت کرد. در ادامه نیروهای ایرنی بویژه مسئولین سپاه درنتیجه فتح خرمشهر فکرمی کردند که می توانند نتیجه نهایی جنگ را با یورشهایی نظیر آنچه در پیروزی خرمشهر انجام دادند رقم بزنند. در نتیجه حملات متعدد ولی کم اثری را برای فتح بصره انجام دادند که متاسفانه تلفات و ضایعات انسانی و مالی فراوانی دربر داشت عراق نیز بصورت یکطرفه از طرف حکومت های عربی و ابرقدرتها تسلیح و تجهیز میشد و برای توقف نیروهای ایرانی از بکارگیری هیچ سلاحی چشم پوشی نمیکرد، نظیر استفاده وسیع عراق از گازهای شیمیایی. به تدریج با تحلیل رفتن بنیه مادی و انسانی ایران جنگ به حالت فرسایشی درآمد و نتیجه آن پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران بود.درخصوص تفاوت نسلها بایدگفت که شکاف بزرگی بین نسل جنگ و بعداز جنگ وجود دارد که آزاردهنده است نسل امروز نسبت به آنچه که در جبهه ها گذشت کاملا بیتفاوت است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||