|
نگاهی به نمایشگاه امپراتوری فراموش شده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
زبان هخامنشی و لهجه تهرانی!
با شاهرخ رمزجو سرپرست بخش هخامنشی موزه ملی ایران که برای نظارت بر برگزاری این نمایشگاه از ایران اومده مصاحبه ای را انجام دادم. فقط شما نیستین که از این تیتر تعجب کردین، خود شاهرخ رزمجو که باهاش مصاحبه کردم گفت این چه ربطی به نمایشگاه دوره هخامنشی داره؟ واقعیتش اینه که در موزه چند کتیبه هخامنشی بود و از شاهرخ خواستم که برامون بخوندش تا که بشنویم آهنگ زبان فارسی باستان ( بدون هیچ کلمه عربی ) چه جوریه. آیا پاسارگاد زیر آب خواهد رفت ؟ ضیافت هخامنشی!؟ ساسانیان در تخت جمشید یادگاری نوشتن! و حالا بریم دیدار اجداد.
این نمایشگاه تا دی ماه امسال زیر سقف موزه بریتانیا در لندن برپاست و خیلی تبلیغات خوب و بد درباره اش شده که در هفته های آینده براتون مرور خواهیم کرد. اولین سوالی که تو ذهنم اومد این بود که: گفته می شه این نمایشگاه در نوع خودش بیسابقه است؟ آره ، اصولا اگر کسی می خواسته این نمایشگاه رو ببینه مجبور می شده که به سه کشور مختلف سر بزنه. تخت جمشیدی از گچ کنار در ورودیه نمایشگاه که" امپراطوری فراموش شده" (forgotten empire) بدنه تمام قد یکی از دروازه های تخت جمشید نصب شده.
دیدن این تخته سنگهای بزرگ هم باعث شگفتی من شد و هم نگرانی! که آیا این قسمت از تخت جمشید سرقت شده و چطور اینهمه وزن به بریتانیا آورده شده! شاهرخ یکی از دروازه های تخت جمشید که نقش تاج و تخت اردشیر اول درش هست، را به من نشون میده. خیلی سنگین هم به نظر میرسه، اشیا سنگی از این قبیل رو چه جوری از ایران خارج کردن و به اینجا آوردن. این در واقع سنگ نیست و اصل هم نیست! این قطعه متعلق به موزه بریتانیاست و به مناسبت این نمایشگاه اون را آوردن بیرون و به نمایش گذاشتن. حالا من بیشتر تعجب کردم چون در این نمونه که مال حدود 200 سال پیشه، صورت پادشاه و کسانی که تختش رو به دوش می کشن کاملا تخریب شده. من شنیده بودم که اوایل انقلاب عده ای می ریزن تخت جمشید و شروع می کنن صورت پادشاهان رو تخریب کردن ولی می بینیم که بر روی نسخه کپی قرن نوزده این اثر هم ، این صورت ها مخدوشن، موضوع از چه قراره؟ رسوب هایی که روی این اثر وجود داره نشون می ده که این تخریب ها خیلی پیشتر از انقلاب اسلامی اتفاق افتاده. تمامی دست ها و صورت ها از بین رفته ولی ردیف پائین سالم مونده، اونهم به این دلیله که قسمت پایین این اثر زیر خاک مدفون بوده و دست کسی بهش نرسیده بوده. در مورد تخریب آثار دیگه هم روایتهای مختلفی وجود داره، مثلا مجسمه داریوش توسط سربازان مقدونی شکسته شده. بعضی ها اعتقاد دارن که این تخریب ها بدست اعراب در زمان حمله یه ایران انجام گرفته.
اولین شیئ که درآغاز نمایشگاه می بینیم و خیلی هم مهمه، یک لوح نقره است که روی اون سه کتیبه به خط میخی و به زبانهای بابلی، ایلامی و ایران باستان حک شده. این لوح داخل یک جعبه سنگی بوده و از گزند غارت سربازان اسکندر در امان بوده . از کنار خطوط میخی روی مجسمه ها و کتیبه ها که می گذشتم وسوسه اینکه زبان فارسی اون زمان چه جوری بوده داشت منو کلافه می کرد. بنابراین از شاهرخ پرسیدم که : شاهرخ میتونی متن این کتیبه خشایارشاه رو بخونی ( راستی خشایارشا درست تره چون اصل این اسم "خشی ارشیه" است که ارشیه ربطی به کلمه شاه نداره )؟! بله می تونم . فقط اول بگم که زبان ایران باستان مثل انگلیسی امروز از سمت چپ به راست نوشته میشده و این کتیه باز هم متعلق به زیر بنای یک بنای هخامنشیه.
خوب این خوندش خیلی سخته، چند وقت طول کشید که خوندن این زبان را یاد بگیری؟ من وقتی که دانش آموز دبیرستان بودم این زبان رو یاد گرفتم. شواهدی که وجود داره تایید می کنه که هخامنشی ها مثل پادشاهان کشورهای مجاورشون عمل نمی کردن، هخامنشی ها یک سیستم جدید فرمانروائی رو به دنیا ارایه دادن. به دلیل اینکه سرزمینشون خیلی وسیع بوده و در نتیجه ملت های مختلفی با آداب و مذهب و زبان مخصوص خودشون در اون فرمانروائی بودن ، هخامنشیان از هرگونه جنگ و تنش دینی و فرهنگی جلوگیری می کردن. به همین دلیل هر ملتی می تونسته دین ، فرهنگ و زبان خودش را داشته باشه.
معروف ترین گواه این موضوع هم استوانه کورش هخامنشیه که در اون گفته شده که وقتی کوروش بابل را گرفت چقدر با مردم اونجا خوب برخورد کرد وبه سربازانش اجازه خونریزی نداد و حتی در اسناد تجاری مربوط به اون زمان می بینیم که فعالیتهای تجاری دو سه روز بعد از سقوط بابل دوباره براه می افته. در اتاق اول نمایشگاه که مربوط به معماری هخامنشیان بود چشمم به یک ویترین شیشه ای افتاد که چند تا شیء سنگی و فلزی داخلش بود.
اشیاء این مجموعه، همگی متعلق به داخل کاخ هاست. در زمان حمله مقدونی ها تمامی اشیاء داخل کاخها غارت شد و وبعضی هاشون در کف کاخها رها و زیر خاک مدفون شد. اشیاء این قفسه شیشه ای اونهاییه که بعدا در اکتشافات باستان شناسی پیدا شدن و به هم چسبونده شدن.
مهمترین شیء این اثر همین سریک شاهزاده هخامنشیه که از خمیر لاجورد ساخته شده و یک تاج کنگره دار به سر داره.
شام و شراب با هخامنشیان در اتاق ظرف های نقره خودمو تصورکردم که در یک ضیافت هخامنشی نشستم و دارم از جام ها و بشقاب های طلا و نقره لذت چشایی و بصری می برم.
در این قسمت هم ظرف های طلا و نقره ای هست که پادشاهان و اطرافیانشون از اونها استفاده می کردن، معروف ترین شیء در این کلکسیون ریتونها (reetoon)یا جامهای شراب هستند ( البته خود شاهرخ کفت " مایعات") که در ضیافت ها استفاده میشده. معروف ترینش یک شیر بالداره که از موزه ملی ایران به این نمایشگاه آورده شده و جزو آثار هنری شاخص دوران هخامنیشیه.
تابوتی به شکل وان حمام در اتاقی که مربوط به مذهب و رسوم هخامنشیان می شه ، یک وان بزرگ فلزی دیدم که یک اسکلت کوچک داخلش خوابیده بود. گردنبندها و کوزه ها و بشقابی در کنارش گذاشته بودن. این در واقع بازسازیه یک قبر سلطنتیه که توسط فرانسویها در شوش کشف شده.
به همراه این جسد مقدار زیادی زیورآلات هم پیدا شده .
بازگشت هخامنشیان یک قسمتی از نمایشگاه مربوط میشه به چیزهایی که هخامنشی ها برای آیندگان به جا گذاشتن. این قسمت از نمایشگاه مربوطه به دوران ساسانی. آیا در هنر در دوران ساسانی اثری از بازگشت به دوران هخامنشی وجود داره؟ بله، ساسانیان در اوایل حکومتشون شروع می کنن به استفاده از نمادهای هخامنشی و حتی اسم شاهان هخامنشی را روی خودشون می گذاشتن. و یکجور بازگشت شکوه فرمانروائی هخامنشی رو در دوران ساسانیان می بینیم. می رسیم به لوح معروف به "حقوق بشر " کوروش، این یک لوح شکسته ای که حتی قسمت پشتش هم بکل گم شده!
خوشبختانه یک تیکه دیگر از این لوح چند سال پیش پیدا شد و به موزه ملی بریتانیا تحویل داده شد و الان می بینیم که بهش چسبونده شده. احتمالا نمونه هائی از این استوانه به مناطق مختلف امپراتوری فرستاده شده و جارچی ها اون رو برای عام مردم خوندن. بسیاری معتقدن که این اولین منشور حقوق بشر هستش. تخت جمشید با یادگاری های ساسانی ! شاهرخ تعجب من اینه که ما تا قرن بیستم زیاد درباره سلسله هخامنشی آگاهی نداشتیم و اهمیتی که اروپایی ها برای تاریخ ما در طول سالیان قائل شدن، باعث شده که الان ما درک بهتری از تاریخ خودمون داشته باشیم، نه؟ آره، در زمانهایی که این مطالعات باستانی انجام شده، ایرانی ها خیلی درگیر مسایل دیگه بودن و وقت برای این قبیل کارها نداشتن. و جالبه که خود ما حتی اسم واقعیه تخت جمشید رو فراموش کردیم و این کشفیات و خوانده شدن خط میخی کمک کرد که تازه بفهمیم این بنا چه اسمی داشته. اسم قدیم اینجا "پارسه" بوده یعنی "شهر پارسیانگ. در دوران ساسانی به اینجا صد ستون میگفتن. صد نه به معنای عدد صد بلکه به معنای زیاد، شهری با ستونهای زیاد. در دوره های بعدی اسم های مختلفی به تخت جمشید دادن از قبیل چهل منار و تخت سلیمان و در آخر هم تخت جمشید، بخاطر اینکه جمشید پادشاه های افسانه ای ایرانه که بر دیوها غلبه کرد و اونها را به زیر سلطه خودش در آورد. افراد عادی فکر می کردن که تنها دیوها از عهده جا بجایی سنگ های به این بزرگی بر میان و گفتن فرمانروایی که اینجا را ساخته جمشید بوده و چون جمشید عاقبت بدی داشته الان اینجا ویرانه شده. عجب! یک چیزی که الان سرش خیلی بحث میشه که داره یک سدی در نزدیکی پاسارگاد ساخته میشه که تخت جمشید را تهدید میکنه، آیا واقعا همچنین خطری وجود داره؟ تخت جمشید که نه، چون 70 کیلومتر با محل سد فاصله داره. حتی پاسارگاد هم گفته میشه تا نقطه نهایی بالا آمدن آب فاصله داره ولی گفته میشه که احداث سد باعث افزایش آبهای زیر زمینی و افزایش رطوبت هوا میشه و ممکنه که به این آثار ضرر بزنه ولی مطمئن باشید که میراث فرهنگی ایران نگران این مسئله هست و در حال حاضر درباره احداث سد در حال مشورت هستند.
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||