|
نگاهی به نمايشنامه ويتسک و روايت مسعود دلخواه از آن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمايش "ويتسک" اثر نمايشنامه نويس آلمانی گئورگ بوشنر شهريورماه در تالار قشقايی بر روی صحنه رفت. کارگردان اين نمايش مسعود دلخواه است که در رشته کارگردانی و مطالعات اجرا دانشگاه کانزاس آمريکا تحصيل کرده است. اين آخرين اثر نمايشنامه نويس است که ناتمام باقی مانده است و هر کارگردانی با توجه به ديدگاه خود آن را تکميل می کند. گئورگ بوشنر نويسنده آلمانی در اکتبر ۱۸۱۳ ميلادی در دارمشتات به دنيا آمد و در نوزدهم فوريه ۱۸۳۷در شهر زوريخ بر اثر ابتلا به بيماری تيفوس در گذشت. اوهمزمان با فعاليت ادبی به تحصيل در رشته زيست شناسی و فلسفه و تاريخ فلسفه مشغول می شود. او يک جمهوريخواه بود و در اين راه مبارزاتی هم کرد و تحت تأثير انقلابيون فرانسه نمايشنامه "مرگ دانتون" را نوشت. ويتسک سرباز ساده دل و جوانی است که برای گذران زندگی زن و بچه اش دست به هر کاری می زند. مدتی پزشکی از او مانند يک موجود آزمايشگاهی بهره برداری می کند. يک متصدی نمايش با او به عنوان يک اسب نمايش می دهد . سروان فرمانده اش از او بيگاری می کشد و در نهايت زنش توسط يکی از افسرهای بالا دستش اغفال می شود. ويتسک که تاب اين همه ستم را ندارد در يک سپيده دم زنش را عاشقانه به قتل می رساند. ويتسک يکی از نخستين نمايشنامه های تراژدی است که قهرمان از طبقات فرادست جامعه نيست بلکه از فرودستان جامعه است. طنز گزنده درون داستان که از رفتار ويتسک در اطاعت صادقانه و بی چون وچرا از سروان، باور ساده لوحانه به پزشک که تجربياتش را برروی او آزمايش می کند و لذت کودکانه ای از پولی که بابت نقش اسب از متصدی نمايش دريافت می کند، رگه هايی از گروتسک ( طنز و وحشت توامان) را در آن نمايان می کند.
از ويژگی های نمايشنامه ويتسک ساختار اکسپرسيونيستی آن است که نيز به تئاتر ابزورد (معنا باختگی ) نزديک می شود. از ويژگی های نمايشنامه ويتسک ساختار اکسپرسيونيستی آن است که نيز به تئاتر ابزورد (معنا باختگی ) نزديک می شود. ياد آوری اين نکته ضروری است که آن زمان ( دهه سوم قرن نوزدهم) اوج نمايش های رمانتيسم است. و تازه در جنگ جهانی دوم و بعد از آن تئاتر اکسپرسيونيستی، ابزورد و بيگانه سازی در اروپا رواج پيدا می کند. بنا بر گفته مسعود دلخواه، بوشنر يک نابغه بی نظير در زمينه نمايشنامه نويسی است، چون سبک نگارش نمايشنامه های او بعد از صد سال از سبک های مطرح تئاتر اروپا می شود. ويتسک نمايشی است شاعرانه و خشن که به صورت اپيزوديک نوشته شده است. هر اپيزود برشی از زندگی ويتسک است. داستانهايی که در هر قسمت تمام می شود ولی درجه ای به عصيان ويتسک اضافه می کند تا سرانجام او را به سمت قتل زنش می کشاند و سپس خود را می کشد. نويسنده قصد داشته است به جای صحنه خودکشی ويتسک، صحنه دادگاه او را بنويسد که با مرگ او اين اتفاق نيفتاد. ولی ويتسک تبديل به نمايش ناتمامی باقی ماند که هدف نويسنده از پديد آوردن آن مفهوم است و اين خود به کارگردان ها اين فرصت را می دهد که با خلاقيت بيشتری آن را بازآفرينی کند.
در نمايش ويتسک به روايت مسعود دلخواه، با اضافه شدن شخصيت يک کشيش به نمايش توسط کارگردان، دايره اقشار مختلفی که ويتسک را به سمت تراژدی راندند، کامل تر می شود. فرزند ويتسک غسل تعميد نشده است و کشيش او را نا پاک می داند، در حاليکه او پاک ترين شخص نمايش است. تابلوهايی که کارگردان در اول و پايان نمايش و به موازات صحنه های اصلی اجرای نمايش طراحی کرده است به درک بهتر مفهوم نمايش و ذهنيات شخص اول نمايش ويتسک کمک می کند. قبل از شروع اپيزود اول نمايش، در تابلويی افرادی از زمين برمی خيزند و به دور ويتسک حلقه می زنند و او با چاقويی زنی را از پا در می آورد و او بر زمين می افتد و در ضربه دوم به فردی ديگر، تمام افرادی که دور او حلقه زده بودند، بر زمين می افتند و پس از آن اجرای اپيزود اول نمايش آغاز می شود. شخصيت ويتسک در تابلوی پيش اجرا و اپيزود اول در تضاد کامل است که همين وحشت و طنز را پيوند می دهد که رگه هايی از گروتسک در آن نمايان می شود.
صحنه برای اجرای نمايش کاربردی طراحی شده است. يک سکو صحنه را به دوبخش نامساوی تقسيم می کند که در هر بخشی که داستان اصلی اجرا می شود در بخش ديگر تابلوهای طراحی شده کارگردان اجرا می شود. اين تابلوها يا تاکيدی است بر موقعيت اجتماعی که ويتسک را به سمت تراژدی می برد يا ذهنيات ويتسک را به شکل تصويری رسم می کند. در هر دو حالت تماشاگر به راحتی هر دو صحنه را مشاهده می کند. نور پردازی نيز کامل در خدمت مفهوم و وضعيت نمايشی قرار دارد. بازيگران در حرکات جمعی خود هماهنگی دارند. فيزيک آماده و واکنش های به هنگام آنها ضرباهنگ نمايش را خوب حفظ می کند. با توجه به عدم اجرای زياد اين سبک نمايش در ايران وعدم آشنايی کامل بازيگران با اين نوع روش، کار بازيگران قابل قبول و يکدست بود. هر چند حضور کار گردان در بازی و آرايش صحنه ای بازيگران ديده می شد. بازيگران بيشتر از بازيگران جوان تئاتر ايران واغلب حرفه ای هستند. شناسنامه نمايش ويتسک بازيگران: ايمان افشاريان- ريحانه سلامت- محسن حسينی- شکرخدا گودرزی- حميدرضا هدايتی- ايمان عنايتی – جواد عزتی- رسول ادهمی – سوده شرحی- مه لقا باقری – نسيم بهادری- مرتضی رزاقی – فرهاد مقدم- محمد غلامی- بيژن زرين-نرمين صالحی طراح لباس: ادنا زينليان - صحنه: مسعود دلخواه، ايمان افشاريان - چهره پردازی: افسانه قلی زاده - نور: علی صفری - پوستر و بروشور: نويد گودرزی آهنگساز: آنکيدودارش روابط عمومی: زنديش حميدی |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||