BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:05 گرينويچ - چهارشنبه 21 سپتامبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نگاهی گذرا به موسيقی جنگ

اگرچه پيش از شروع جنگ ايران و عراق و در دوره انقلاب ايران برخی سرودهايی که ساخته شد از ماهيتی حماسی و رزمی برخوردار بود، اما عمده سرودها و آنچه از آن به عنوان موسيقی جنگ بايد ياد کنيم در اين دوره شکل گرفت.

شورای شعر موسيقی صدا وسيما دراين دوره نقشی تعيين کننده ايفا کرد و برخی از خوانندگان، چون محمد گلريز و اسفنديار قره باغی سرودهای فراوانی را با موضوعات متنوع مربوط به جنگ خواندند.

نخستين سرود و موسيقی جنگ با عنوان بسيج از سوی همين مرکز ساخته شد و به گفته محمد بيگلری پور که آثاری چند در اين زمينه ساخته است، در دوره هشت ساله دفاع مقدس بيش از ۶۰۰ سرود در ارتباط با جنگ ساخته شد.

ساختار موسيقايی عمده اين سرودها نيز از ارکستر های نظامی تبعيت می کرد. استفاده از سازهای بادی و برنجی که روحيه حماسی در آنها بروز و ظهور داشت و نيز اشعاری در دفاع از وطن و کوبيدن دشمن از جمله ويژگيهای اين آثار به شمار می رود. برخی از سرودها نيز به شهدا و جانبازان جنگ اختصاص داشت.

نينوا و شهر خون

در سالهای ابتدايی دهه شصت و با گسترش فعاليتهای حوزه هنری، اين نهاد فرهنگی - هنری به سمت توليد موسيقی نيز کشيده شد. طبيعی بود که در اين مسير توليد موسيقی برای جنگ در اولويت کاری آنها قرار بگيرد.

مجموعه آلبومهای نينوا حاصل تلاش واحد موسيقی حوزه هنری بود که دو آلبوم نخست آن بيشتر به موضوع جنگ اختصاص داشت.

در ميان اين آثار دو تصنيف "شهر خون" و "همپای جلودار" بيش از همه به شهرت رسيد و توانست مقبوليت عمومی پيدا کند. تصنيف همپای جلودار که با ترکيبی از دکلمه و خوانندگی همراه بود، به صورت کليپ هم ساخته شد و بارها و بارها از شبکه های مختلف به نمايش در آمد.

اين دو تصنيف و نيز آلبومهای نينوا يک و دو از تولد خواننده ای مستعد در موسيقی ايرانی خبر داد؛ حسام الدين سراج که بعدها خواننده ای معروف شد.

نوحه و جنگ

صادق آهنگران - عکس از ساتيار امامی

گونه ديگری از موسيقی که در دوران جنگ بسيار فراگير و حتی به نماد جنگ ودفاع مقدس تبديل شد، نوحه بود.

فرم نوحه عمدتا در مراسم مذهبی، به خصوص مراسم شهادت امام سوم شيعيان، کاربرد دارد. اين فرم در اصل ريشه در موسيقی سنتی و نيز تعزيه و مراسم عزاداری دارد. اما به دليل آنکه اکثر رزمندگان در جبهه های جنگ با اين گونه موسيقايی آشنا بودند و ارادت ويژه ای به امامان معصوم داشتند، خواندن آن در موسيقی جنگ نيز جای خود را باز کرد و به سرعت به يکی از ژانرهای اصلی و مهم موسيقی جنگ تبديل شد.

در اين ايام نزديک به ۱۷ نوحه خوان در سراسر جبهه و در دل گردانها و لشگرهای بسيجی و سپاهی و ارتشی نوحه می خواندند که معروف ترين آنها صادق آهنگران و غلام کويتی پور بودند.

در طول هشت سال دفاع مقدس، صدای اين دوتن، تسلادهنده بچه های خاکريز و خط مقدم جبهه بود.

صادق آهنگران در گفتگويی چگونگی شروع به کارش در نوحه خوانی جنگ را اين گونه توضيح می دهد: "در آذر سال ۱۳۶۰ بعد از عمليات طريق القدس که منجر به آزاد سازی بستان شد، من دعای کميل خواندم و از همان جا کارم به عنوان نوحه خوان در جبهه های جنگ آغاز شد."

اما آن چه که سبب شد تا وی به خواننده ای شناخته شده و ملی تبديل شود، نوحه ای بود که در ملاقات برخی از سپاهيان و نيروهای خوزستانی با آيت الله خمينی خواند.

نام اين نوحه "ای شهيدان به خون غلتان خوزستان درود" بود که در جماران خوانده شد. آهنگران خود آن روز را چنين توصيف می کند: " فضايی به وجود آمده بود، خوزستانی ها اکثرا آواره بودند. شهرهايشان زير رگبار گلوله و توپ و موشک و خمپاره بود. فضايی بود که با دل شکسته ای که آنها داشتند و همچنين مردم، اين مرثيه جا افتاد. آن روز سه، چهار، پنج بار پخش کردند و مردم الحمد لله شناخت پيدا کردند و. .." اکثر اشعار نوحه ها ی آهنگران را شاعری به نام معلمی می سرود.

آهنگران در گفتگويی مراحل خواند مرثيه ها و نوحه ها را در جبهه و پشت جبهه چنين توصيف می کند. "بر اساس عملياتی که داشتيم ما بايد در چند مرحله اين اشعار را آماده می کرديم و می خوانديم. هر عملياتی قبل از شروع جذب نيرو می خواست و من می رفتم به شهرستان ها. شهرها را می گشتم: زاهدان بود، مشهد بود، شيراز بود، کرمان بود، مازندران بود و. .. اينها را برای جذب نيرو می رفتم. بعد که بچه ها می آمدند به جبهه ها و چون آنجا زمان خيلی می گذشت و خسته می شدند، آنجا در خيمه هاشان برنامه داشتيم. گردان به گردان و لشگر به لشگر می رفتيم. شب عمليات هم در يک قسمت من در قرارگاه بودم و دعای توسل را برای فرماندهان می خوانديم، چون می خواستند رمز عمليات را بگويند. در کنار من هم آقای معلمی بود. رمز عمليات را نيم ساعت يا يک ساعت جلوتر به من می گفتند و او در گوشه ای می نشست و رمز عمليات را در شعر می گنجاند. ما هم همانجا در قرارگاه می خوانديم و پخش می کردند."

"غير از قرارگاه و جلوتر از آن می رفتم پيش بچه هايی که می خواستند بروند خط مقدم با بلندگوی دستی تکه تکه برای آنها می خوانديم تا آنها راهی جبهه ها شوند. فردای آن روز هم می رفتيم برای روحيه دادن به بچه هايی که با يک پاتک دشمن مواجه شده بودند. گاهی هم می شد آنجا در کانالی يا خاکريزی جمع می شديم و اين توسلات را داشتيم. عمليات که تمام می شد به هر حال عده ای زخمی و شهيد می شدند. برای شهدا دوباره می رفتيم شهرهايشان، تا آنجايی که توان داشتيم، يعنی کار ما در چند مرحله بود. چون تلويزيون هم برنامه های ما را پخش می کرد، شعرهايی که می گفتيم به قول خودمان می سوخت و تکراری می شد و مجبور بوديم دوباره درست می کنيم"( گفتگو با روزنامه همشهری ۲۹ بهمن ۱۳۸۳ )

از جمله کارهای آهنگران که به شهرت فراوانی رسيد، می توان به نوحه هايی چون "بانوای کاروان "، " سوی ديار عاشقان " و " ای لشگر صاحب زمان " و " بهر ولای عشق او به کربلا می رويم "، " منتظريم کی شب حمله فرا می رسد " و. .. اشاره کرد.

اين آثار به قدری معروف و محبوب شدند که چند مدتی (‌در همان دوره جنگ ) به عنوان آرم بخشهای اصلی خبر در صدا و سيما جمهوری اسلامی از آن استفاده می شد.

برخی از اين آثار بعدها با تنظيمی ارکسترال و با صدای آهنگران به صورت آلبوم به بازار موسيقی عرضه شد،‌ که از جمله آنها قطعه " کربلا منتظر ماست بيا تا برويم " با تنظيم و آهنگسازی محمد مير زمانی، و يا "کاروان رفته منزل به منزل" با آهنگسازی شکوهی است.

ديگر نوحه خوان محبوب اين دوره غلام کويتی پور بود که خود در خرمشهر به دنيا آمده بود. وی با خواندن نوحه " ممد نبودی ببينی شهر آزاد گشته " به شهرت رسيد. اين نوحه پس از آزادی خرمشهر و به ياد محمد جهان آرا خوانده شد که پيش از اين در جنگ به شهادت رسيده بود.

تم اين نوحه که از موسيقی محلی جنوب، ‌به خصوص موسيقی منطقه بوشهر گرفته شده بود، بعدها در يکی دواثر سمفونيک به کار گرفته شد و خود کويتی پور نيز پس از جنگ آن را با ارکستر سازهای زهی در آلبومی به نام غريبانه خواند. اخيرا نيز عبدالحسين مختاباد در آلبوم "بهشت من"، تصنيفی به نام با کاروان خواند که در بروشور نوار آن نوشته شده که اين اثر به ياد محمد جهان آراء خوانده شده است.

پس از جنگ و ساخت سمفونی ها و آثار مرتبط با جنگ

کامبيز روشن روان - عکس از احد عاقلی

پس از پايان جنگ، توليدات موسيقی جنگ کاهشی جدی يافت. در سالهای ابتدايی دهه هفتاد و با شکل گيری بنياد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، برخی از آهنگسازان نامی موسيقی ايران به سفارش اين نهاد به ساخت آثار سمفونيک برای جنگ روی آوردند.

فلسفه اصلی توليد اين گونه آثار از آنجا ناشی می شد که دست اندرکاران مرکز ياد شده به دنبال آثار شکوه مند و حماسی بودند تا بتوانند شکوه و عظمت جنگ در تمامی ابعاد آن را به تماشا بنهند. سمفونی "فلک الافلاک" اثر کامبيز روشن روان از جمله نخستين آثار سمفونيک در ارتباط با جنگ بود.

روشن روان تمهای اين اثر سمفونيک را از موسيقی لرستان اخذ کرده بود و نغمه معروف "دايه دايه وقت جنگه" نيز در همين اثر سازبندی شد و شکل ارکسترال به خود گرفت.

روشن روان اين اثر را با الهام از قلعه تاريخی فلک الافلاک در لرستان، به همين نام ناميد.

سمفونی فلک الافلاک بارها در تالار وحدت اجرا شد و نيز دو سال قبل از سوی ارکستر فيلارمونيک لندن در سالن رويال فستيوال اين شهر به صحنه رفت.

دو سمفونی "اروند رود" و "سرداران" نيز از جمله آثاری بودند که به سفارش بنياد حفظ و آثار ارزشهای دفاع مقدس و از سوی محمد سعيد شريفيان ساخته شد.

سمفونی "سرداران" از تمی ملی و محلی برخوردار بود اما سمفونی اروند رود از ساختاری بين المللی تبعيت می کرد.

سمفونی "اروند رود" که برگرفته از رودی به همين نام در خوزستان است، به ياد و خاطره شهيد گمنام ساخته شد. شهيد گمنام، لقبی که به بسياری از شهدای جنگ داده شد که در دوران جنگ خبری از آنها به دست نيامد، فردی است که با ايثار از منافع شخصی خود چشم پوشيده و خود و زندگی خود را در اختيار ارزشهای والای انسانی، اعتقادات خدايی و عشق به ميهن قرار می دهد.

مجيد انتظامی

سوييت سمفونی "خرمشهر" از جمله ديگر آثاری است که از سوی مجيد انتظامی برای سالروز پيروزی خرمشهر ساخته شد.

مجيد انتظامی، اخيرا نيز به سفارش وزارت دفاع سمفونی "صلح" را ساخت که خرداد ماه امسال، همزمان با سالروز فتح خرمشهر در تالار وحدت اجرا شد. اين اثر تم های مختلفی دارد که شامل موسيقی محلی، موسيقی پاپ و موسيقی حماسی است. پيام صلح برای ارکستر سمفونيک در کنار شش کمانچه، شش گيتار و يک پيانو نوشته و قطعات کرال (Coral) نيز در اين سمفونی گنجانده شده است.

در قسمت های محلی، از موسيقی جنوب استفاده همچنين از صدای سلوی يکی از خوانندگان اپرای وين که به ايران سفر کرده بود، اضافه شده است.

انتظامی در زمينه موسيقی فيلمهای دفاع مقدس نيز نامی تاثير گذار از خود بر جای نهاد. موسيقی متن فيلم از کرخه تا راين شاخص ترين موسيقی متن فيلمی است که ملودی های آن هنوز جدای از خود اثر تاثير گذاری اش را حفظ کرده است.

پس از انتظامی آثار محمد رضا عليقلی در موسيقی فيلمهای جنگ نيز تاثير گذار و شنيدنی اند.
ديگر آهنگسازی که در اين زمينه دست به تجربه زد، ‌فريدون شهبازيان است که اخيرا به همراه عليرضا افتخاری اثری را به سفارش ارتش جمهوری اسلامی در دستگاه چهارگاه ساخته است. اين اثر "به نام عشق" نام دارد و در رثای رزمندگان ارتش ساخته شده است،

موسيقی نظامی و جنگ که عمدتا در ارتش و نهادهای نظامی وانتظامی بروز و ظهور دارد، در چند سال اخير سيری نزولی پيدا کرده است. اين نزول را می توان از نحوه حضور گروههای موسيقی نظامی در جشنواره های خاص اين گونه موسيقايی دريافت که سال به سال از تعداد گروههای آن کاسته می شود.

با توجه به اينکه روند آموزش اين گونه موسيقايی نيز چندان جدی گرفته نمی شود، لذا برخی از کارشناسان موزيک نظام پيش بينی می کنند اگر وضع بر همين مدار و روال به پيش برود در سالهای آينده موسيقی نظامی کمرنگ و شايد به تاريخ سپرده شود.

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران