|
خلاصه داستان نمايش فنز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فرانکی و نانسی زن و شوهرند و اگنس و سانی خواهر و برادر فرانکی هستند. زمان داستان نمايش در دهه شصت ميلادی قبل از جام جهانی ۱۹۶۶ در شهر منچستر انگلستان می گذرد. فرانک شيلتون که يک گزارشگر هواشناسی راديو است، بعد از فوت پدر و مادرش در يک سانحه رانندگی، سرپرستی خواهر و برادرش ( اگنس و سانی) را به عهده گرفته است. فرانکی عاشق فوتبال و از طرفدارهای دو آتشه تيم منچستريونايتد است. به پيروی از او خواهر و برادرش نيز هوادار اين تيم هستند و نانسی به اجبار تابع آنان است. آنان گروه هواداری خود را "فنز" می نامند. فرانکی آرزو دارد که روزی به جای گزارش هواشناسی، مسابقات فوتبال را گزارش کند. او نيز سانی را وادار کرده است که تاريخچه باشگاه منچستريونايتد را حفظ کند تا بتواند در آزمون باشگاه موفق بيرون آيد، تا کارت هواداری باشگاه را تصاحب کند. سانی دارای اختلال حواس است و نمی تواند مطالبی را که می خواند خوب به ذهن بسپارد. اگنس با توصيه فرانکی در اين باره به او کمک می کند. هرچند خود او با مخالفت فرانکی برای پيوستن به فوتبال بانوان روبروست و برگه موافقت اگنس را برای حضور در فوتبال امضا نمی کند. روز آزمون هواداری باشگاه، اگنس بدون سانی به خانه برمی گردد و اظهار می کند که بعد از پايان آزمون او را گم کرده است. بعد از مدتی راننده تاکسی ای (احمد مهران فر) که سانی را يافته، او رابه خانه می آورد. سانی بر اثر هيجان و ترس مثل هميشه فکش در رفته است. آنها می خواهند که او را به بيمارستان ببرند که راننده تاکسی مانع می شود. او خودش فک سانی را جا می اندازد که اين موضوع سبب حيرت اهالی خانه می شود و موجب دوستی راننده تاکسی (به نام جی جی) با آنها می شود. همين دوستی موجب علاقه اگنس و جی جی به يکديگر می شود.
اگنس از اين فرصت استفاده می کند و از جی جی می خواهد به عنوان همسرش برگه رضايت نامه تيم فوتبال را امضا کند، ولی جی جی مانند فرانکی با تعصب از اين کار امتناع می کند. فرانکی به هر حال روزی موفق می شود که بازی نيمه نهايی جام حذفی را گزارش کند. يکی از تيم های اين مرحله منچستريونايتد است که فرانکی در حين گزارش نمی تواند تمايلات خود را نسبت به تيم منچستريونايتد پنهان کند. نتيجه مسابقه با باخت منچستر يونايتد و از دست دادن کار فرانکی همراه می شود. در صحنه ای ديگر بازی شهرآورد ( داربی ) بين منچستر يونايتد و منچسترسيتی است. جی جی که طرفدار منچسترسيتی است، برای اينکه غم دوری اگنس را فراموش کند برای تماشای بازی به استاديوم می رود. بازی به نفع منچسترسيتی پايان می گيرد. فرانکی به همراه سانی با عصبانيت وارد خانه می شوند تا چماق های خود شان را بردارند و برای دعوا به سوی هواداران منچسترسيتی بروند. اگنس تلاش می کند که مانع آنها بشود، در همين گير و دار جی جی شادمان وارد می شود. فرانکی تازه متوجه می شود که او طرفدار تيم مقابل اوست. بنابراين با همراهی سانی دستهای او را از پشت می بندد و تلافی باخت تيم محبوبش را از او می گيرد. جی جی بعد از اين اتفاق حاضر می شود زير برگه موافقت نامه اگنس را امضا کند. در روز مسابقه پايانی جام جهانی ۱۹۶۶ که انگلستان بر تيم آلمان چيره شد، اگنس به همراه جی جی آنها را ترک می کنند. هر چند بعد از آن بخاطر بازی فوتبال اگنس از جانب "جی جی" مرتب مورد اذيت و آزار واقع می شود. جام ژول ريمه دزديده می شود و زمانی که از کاميون سارقين به بيرون پرت می شود، به طوراتفاقی به دست فرانکی می افتد. فرانکی وقتی جام را به خانه می برد، نانسی (همسرش که هميشه تلاش می کند از خشونت و خلاف کاری های او جلو گيری می کند) از او می خواهد که جام را پس دهد ولی با مخالفت فرانکی روبرو می شود. فرانکی اعتقاد دارد به پاس عمری هواداری از فو تبال، اين جام حق اوست. نانسی که دچار بيماری سل است و ديگر تحمل زندگی مشترک با فرانکی را ندارد، او را ترک می کند. سانی جام را به فدراسيون برمی گرداند و در انتها براثر هيجان زياد، جانش را از دست می دهد، و فرانکی تنها می ماند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||