|
مدونا، مثل یک نمازگزار | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
قبل از اینکه مدونا بیاد برنامه اجرا کنه، باب گیلدوف یک دختر قد بلند سیاهپوست خوشگلی رو آورد روی صحنه و گفت: خیلی ها می گن این حرفهای ماجفنگه! این کارهای ما احمقانه است! بیست سال پیش این دختر( اسم این دختر برهان بود ، 24 ساله از اتیوپی ) در اثر قحطی داشت می مرد. وقتی که ما بهش رسیدیم دکتر گفت که تا چند دقیقه دیگه زنده نمی مونه. ولی الان اینجا با ماست و هفته گذشته هم مدرک کشاورزی رو از دانشگاه گرفت. چرا؟ چونکه ما با کنسرت live aid نجاتش دادیم. آیا این دلیل کافی نیست؟ بعد مدونا آمد روی صحنه و اون دختر بقلش کرد و هر دو زدن زیر گریه. مدونا با چشمهای پر اشک دست اون دختر رو گرفته بود و فریاد می زد:
" می یاین که انقلاب کنیم (مردم: آره)، آماده این که شروعش کنیم، (مردم : آره) تشکر از باب گیلدوف و همه مردمی که دور دنیا امروز با ماهستن . سپاس . لندن آیا . . .(فحش) آماده هستین؟ ... ببخشید از دهنم پرید!!!." بعد با آهنگ مثل "یک نمازگزار" like a prayer با گروه کرکلیسا که پشت سرش ایستاده بودن برنامه رو شروع کرد. کلی اشک همه رو در آورد. متن شعرها خیلی به احساسات مردم در اون روز جور در می آمد و چون مدونا می خوندنش دیگه خیلی به دل می نشست. ترجمه چند بیت شعر ... صداتو می شنوم، مثل یک دعا و بعد آهنگ Ray of Light " شعاع نور" شروع شد ...
اونجوری که خود مدونا گفت و باب گیلدوف قبل ازمعرفیش روی صحنه به مردم گفت، مدونا اصلا تصمیم نداشته که تو کنسرت شرکت کنه و می خواسته با بچه هاش بیاد کنسرت رو نگاه کنه! مدونا و گروهش یکدست سفید پوشیده بودن. یک حرف M الماس نشان بزرگ گردن مدونا بود با جلیقه و شلوار گشاد. دو تا پسر رقصنده پشت سرش "بریک دنس" می کردن. آخر آهنگ ray of light در یک لحظه یکیشون که پیرهنشو کنده بود و دستمال بسته بود سرش معلق زد و حداقل 30 ثانیه روی کاسه سرشون چرخیدن ( خیلی این مدت طولانیه).
بعدش آهنگ music رو اجرا کرد. چرا؟ چون شعرش با اتفاقی که اون روز افتاد همآهنگی داشت. روزی که میلیونها نفر ( به قولی میلیاردها نفر ) داشتن بطور زنده کنسرتها رو از تلویزیونها و اینترنت نگاه می کردن، ترجمه چند بیت شعر ... موسیقی مردم رو دور هم جمع می کنه ، همون لحظه از دو تا پسری که کنارم ایستاده بودن شنیدم که می گفتن: این روز باور نکردنیه، احساسی که اینجا هست رو هیچوقت تجربه نکرده بودم. دیگه مثل این روز تکرار نمی شه. کنسرت مدونا که فقط سه تا آهنگ بود، خیلی زیبا اجرا شد. مخصوصا که مدتها بود کنسرت نداده بود و مردم ازش خیلی انتظار داشتن. ولی نشون داد که هنوز کارش همه رو خیره می کنه. بعد از کنسرت خبرنگار بی بی سی با مدونا یک مصاحبه کرد. مصاحبه خبرنگار بی بی سی با مدونا
بی بی سی : اجرای روی صحنه چطور بود هیجان داشتی !؟ مدونا: اینقدر من هیجان زده شدم که انگار روحم از بدنم جدا شد. یک حس دیگه ای امروز روی صحنه داشتم. راستشو بخواین اصلا یادم نمی یاد روی صحنه چی شد. همه چیز از سرم پریده. خیلی عجیبه، فکر کنم از شدت هیجان و شوق بیش از حدی که داشتم. بی بی سی :چطور به این کنسرت دعوت شدی؟ مدونا: ازطریق یکی از دوستان مشترکمون یک نامه از باب گیلدوف گرفتم. آخه باب تلفتن منو نداره! اتفاقا وسط تمرین یکی از آهنگهام بودم و نامه رو دادم دست یکی از بچه ها که بخونه ببینه چیه! من همون اولش قبول نکردم. چرا که تاریخ این کنسرت مصادف می شد با کارهای زیاد خودم. ولی بعدش که باب ( گیلدوف) حرف زدم و برام توضیح داد که هدف این کنسرت آگاه کردن مردم نصبت به فقره هستش و روی صحبت با سران 8 کشوره (G8)، خیلی از کارش خوشم آمد. یکدفعه حس کردم که مشغولیات من مهم نیست ، این یک کار جدیده و باید انجامش بدم. بی بی سی : بیست سال پیش کنسرت مشابه live aid رو یادت می یاد؟ اوایل کارت بود. مدونا : آره یادمه.اولین باری بود که روی صحنه می خوندم خیلی ترسیده بودم . مخصوصا برای اونهمه آدم که آمده بودن استادیوم. عجب لباس وحشتناکی هم تنم بود ... بی بی سی : گفتی که این ایام خیلی سرت شلوغه، مشغول چه کارهائی هستی؟ دارم یک مستند از کنسرتهام می سازم که بصورت یک فیلم سینمائی روی اکران خواهد آمد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||