BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:03 گرينويچ - چهارشنبه 27 ژوئيه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
زندگی یعنی . . . سودابه و صحنه!

News image
نمایش " آواز قو" اثر چخوف به زبان انگلیسی با کارگردانی آرا بزمی و بازیگری سودابه فرخ نیا در تئاتر kingshead Islington.

سودابه فرخ نیا بازیگر تئاترمقیم لندن، بعداز شیمی درمانی به روی صحنه رفت.

چند ماه پیش سودابه، با خبر شد که به بیماری سرطان خون مبتلا شده. به این خاطر هفته ها در بیمارستان بستری بود ولی قرار نمایش تئاترش رو منتفی نکرد و در نهایت با وجود بیماری در حالی که دوره های شیمی درمانی رو می گذروند، به صحنه رفت.

News image

News image
آرا بزمی، متن نمایشنامه رو به کل تغییر داد. دراصل، این نمایش برای بازیگر مرد نوشته شده بود. با تحقیقات و مطالعات متفاوت، آرا نمایشنامه رو برای سودابه بازنویسی کرد.

بهزاد: رفتن رو صحنه در این شرایط چقدر سخت بود، چه کمکی کرد و چه چیزهایی تو ذهنت می گذشت؟

سودابه: همین تصمیم من برای رفتن روی صحنه، خیلی وقت من را در بیمارستان پر کرد. متن نمایشنامه را برای خودم می خوندم، حفظ می کردم و به صحنه هاش فکر می کردم و به من کمک می کرد که با تخیلاتم پرواز کنم و از اون اتاق بسته بیرون برم، این در حد یک امید بود ولی در اون شرایط خیلی به من کمک کرد.

News image

News image

بهزاد: به خاطر شیمی درمانی آیا روی صحنه اصلا احساس ضعف کردی؟


سودابه:
آره لحظاتی بود که نه تنها خودم حس کردم، بلکه دو نفر از صاحبنظرهای تئاتر که اجرای من را دیده بودن، گفته بودن (البته نه به صورت مستقیم به من) که سودابه خسته به نظر می رسید. ولی حین اجرا اصلا من خودم احساس خستگی نمی کردم. شاید در صورت و بدنم نشانه هایی از خستگی بود ولی در درونم، در احساسم به هیچ وجه احساس خستگی نمی کردم.

ولی از این خستگی ظاهری هم کمک گرفتم برای اجرای نقشم در نمایش، که نقش یک زن سالخورده بود.

News image
پشت صحنه

بهزاد: لحظه ای که می خواستی بری رو صحنه چه احساسی داشتی؟

سودابه: من اون روز پسر خودم را هم به پشت صحنه بردم تا با زندگی پشت صحنه آشنا بشه. خیلی احساس جالبی بود که اون تخلیات قبلی داره به واقعیت تبدیل می شه. من همش شک داشتم که آیا به لحظه می رسم یا نه، آیا این خیال به واقعیت تبدیل می شه یا نه؟

وقتی داشتم در آینه صورتم را گریم می کردم، ذوق می کردم و این ذوق کردن برای روی صحنه رفتن بیشترين حسی هست که به خاطرم مونده.

همیشه گوشه ذهنم این تفکر مرگ بود و اینکه آیا به این لحظه می رسم یا نه؟ ولی شد، چونکه بر این باور بودم که نباید هیچ چیزی متوقف بشه.

اون لحظه ای که به روی صحنه رفتم، اصلا بیماری در بدنم وجود نداشت.

News image

News image

News image

بهزاد: چه برنامه ای برای آینده داری؟

سودابه: من و آرا تصمیم داریم که همین نمایش "آواز قو" را در سالنهای نمایش بیشتری به اجرا در بیاریم. همينطور تصمیم داریم که یک نمایش جدیدی به اسم "روزهای خوش" رو هم به روی صحنه ببريم.

بهزاد: پس با دوربین دوباره به سراغت می آییم!

News image

News image

News image

News image

News image

News image

News image


اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران