عکسها از افشین دهکردی
|  |
 نمایش " آواز قو" اثر چخوف به زبان انگلیسی با کارگردانی آرا بزمی و بازیگری سودابه فرخ نیا در تئاتر kingshead Islington. |
سودابه فرخ نیا بازیگر تئاترمقیم لندن، بعداز شیمی درمانی به روی صحنه رفت. چند ماه پیش سودابه، با خبر شد که به بیماری سرطان خون مبتلا شده. به این خاطر هفته ها در بیمارستان بستری بود ولی قرار نمایش تئاترش رو منتفی نکرد و در نهایت با وجود بیماری در حالی که دوره های شیمی درمانی رو می گذروند، به صحنه رفت.
 آرا بزمی، متن نمایشنامه رو به کل تغییر داد. دراصل، این نمایش برای بازیگر مرد نوشته شده بود. با تحقیقات و مطالعات متفاوت، آرا نمایشنامه رو برای سودابه بازنویسی کرد. |
بهزاد: رفتن رو صحنه در این شرایط چقدر سخت بود، چه کمکی کرد و چه چیزهایی تو ذهنت می گذشت؟ سودابه: همین تصمیم من برای رفتن روی صحنه، خیلی وقت من را در بیمارستان پر کرد. متن نمایشنامه را برای خودم می خوندم، حفظ می کردم و به صحنه هاش فکر می کردم و به من کمک می کرد که با تخیلاتم پرواز کنم و از اون اتاق بسته بیرون برم، این در حد یک امید بود ولی در اون شرایط خیلی به من کمک کرد.
بهزاد: به خاطر شیمی درمانی آیا روی صحنه اصلا احساس ضعف کردی؟ سودابه: آره لحظاتی بود که نه تنها خودم حس کردم، بلکه دو نفر از صاحبنظرهای تئاتر که اجرای من را دیده بودن، گفته بودن (البته نه به صورت مستقیم به من) که سودابه خسته به نظر می رسید. ولی حین اجرا اصلا من خودم احساس خستگی نمی کردم. شاید در صورت و بدنم نشانه هایی از خستگی بود ولی در درونم، در احساسم به هیچ وجه احساس خستگی نمی کردم.
ولی از این خستگی ظاهری هم کمک گرفتم برای اجرای نقشم در نمایش، که نقش یک زن سالخورده بود.  پشت صحنه |
بهزاد: لحظه ای که می خواستی بری رو صحنه چه احساسی داشتی؟ سودابه: من اون روز پسر خودم را هم به پشت صحنه بردم تا با زندگی پشت صحنه آشنا بشه. خیلی احساس جالبی بود که اون تخلیات قبلی داره به واقعیت تبدیل می شه. من همش شک داشتم که آیا به لحظه می رسم یا نه، آیا این خیال به واقعیت تبدیل می شه یا نه؟ وقتی داشتم در آینه صورتم را گریم می کردم، ذوق می کردم و این ذوق کردن برای روی صحنه رفتن بیشترين حسی هست که به خاطرم مونده. همیشه گوشه ذهنم این تفکر مرگ بود و اینکه آیا به این لحظه می رسم یا نه؟ ولی شد، چونکه بر این باور بودم که نباید هیچ چیزی متوقف بشه. اون لحظه ای که به روی صحنه رفتم، اصلا بیماری در بدنم وجود نداشت.
بهزاد: چه برنامه ای برای آینده داری؟ سودابه: من و آرا تصمیم داریم که همین نمایش "آواز قو" را در سالنهای نمایش بیشتری به اجرا در بیاریم. همينطور تصمیم داریم که یک نمایش جدیدی به اسم "روزهای خوش" رو هم به روی صحنه ببريم. بهزاد: پس با دوربین دوباره به سراغت می آییم!
|