BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 02:34 گرينويچ - شنبه 25 ژوئن 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
"آخرین خبر" از مهرداد و گوگوش!

خانم گوگوش و مهرداد
خانم گوگوش و مهرداد

مهرداد آهنگهای طلايی زیادی برای خواننده های پاپ ایرانی در لس آنجلس ساخته.

ولی خبر پخش آلبوم جدید گوگوش " آخرین خبر" که به گوش ما رسید متوجه شدیم که کل آلبوم کار مهرداده و آلبوم جدید دیگری هم در راه که کار مشترک مهرداد و گوگوش و شهیار قنبریه.

من بعد از گرفتن چند عکس فوری با مهرداد، دیگه رفتم سراغ این موضوع که این حلقه جدید هنری چطور بوجود آمد و چقدر شایعات زیادی که گرد مهرداد می گرده ، گوشه نشینش کرده!

بهزاد: مهرداد جان سال های گذشته برای تو سال های تکامل بوده. تعریف کن این سال ها برات چه جوری گذشت.

مهرداد: امروز یک مقداری در کارم محکم تر شدم و امکان این رو دارم که برگردم به اون کاری که دلم می خواست بکنم. امروز دیگه برام مهم نیست که در هر عروسی برم و در هر کنسرتی شرکت کنم! دیگه تمرکزم روی سبک کاریه که سالها ازش دور شده بودم. و اینجوری خیلی آسايش خاطر بیشتری دارم.

یعنی آسایش خاطری که پیدا کردی به خاطر این حلقه جدید هنریه که به وجود اومده؟

صد در صد همینطوره. در همه جای دنیا کار گروهی به تک تک اعضای اون تیم آرامش خاطر میده. ترکیب شعر، موسیقی و صدا که در حقیقت از سه نفر خواننده سر چشمه می گیره، من، شهیار و خانم گوگوش. کار گروهی که توسط ما سه نفر انجام شده مسلماً به تک تک اعضای این گروه آرامش خاطری میده که قدم هاشونو محکم تر بردارن. به هر جهت خوشحالم که امروز راه خودم رو بهتر پیدا کردم و دارم کارمو محکم تر انجام میدم.

شهیار قنبری، خانم گوگوش و مهرداد
از سمت راست: شهیار قنبری، خانم گوگوش و مهرداد

مهرداد چطور شد که این آشنایی شروع شد و شما به عنوان یک گروه شروع به کار کردین؟

مدت ها بود که شهیار قنبری و گوگوش با هم همکاری نداشتن. البته از قبل همدیگر رو میشناختن و دوستای خوبی بودن. من هم خانم گوگوش رو می شناختم ولی از نزدیک باهاشون آشنا نبودم.

حالا داستان از این قراره که:

قرار بود ترانه "کیو کیو بنگ بنگ" که خانم "زویا زاکاریان" گفته بود رو بخونم. من وقتی شعر رو دیدم خیلی ازش خوشم اومد. کار رو از ایشون گرفتم و بعدها چند تا کار دیگه هم با خانم زویا انجام دادم. یکی از اونها "فاصله" بود و یکی هم "دست من نیست".

این دو کار رو زویا برای خانم گوگوش نوشته بود. من وقتی شعرها رو نگاه کردم خیلی خوشم اومد و روشون آهنگ ساختم. اون موقع خانم گوگوش در کانادا بود. به زویا گفتم من این کارها رو دوست دارم و ببین اگر خانم گوگوش این ها رو نمی خونند، من بخونم. خانم گوگوش هم سخاوتمندانه قبول کردن.

بعد از جریان این آلبوم، زویا به من زنگ زد و گفت که من ترانه "کیو کیو بنگ بنگ" رو برای خانم گوگوش پشت تلفن خوندم و ایشون عاشق این ترانه شده! تو حاضری این آهنگ رو به خانم گوگوش بدی؟

من هم گفتم همونطور که خانم گوگوش اون دو آهنگ رو به من داد، من هم این آهنگ رو تقدیمش می کنم. خلاصه آشنایی از همین جا شروع شد.

یک روز به شهیار تلفن زدم و گفتم که دلتون می خواد با هم با خانم گوگوش کار کنیم؟ خلاصه در خونه من یک قرار گذاشتیم و شهیار و خانم گوگوش هم بعد از چندین سال همدیگر رو دیدن و من خیلی خوشحال هستم که این همکاری مشترک در منزل من شروع شد.

الان در حال ضبط آلبوم جدیدی هستی که قراره تا دو ماه دیگه وارد بازار بشه. با ترانه های شهیار قنبری و صدای خانم گوگوش. خودت هم توش می خونی؟

صحبت درباره این آلبوم رو بگذاریم که یک مژده بمونه تا زمانی که خود آلبوم بیرون بیاد. این آلبوم حال و هوای اجتماعی، سیاسی، هنری و زندگی داره. آلبوم "منیفست" زندگی شهریاره، زندگی گوگوشه و زندگی مهرداد.

مهرداد آسمانی

معنی "منیفست" چیه؟

Manifest معانی مختلفی داره. هر کسی با شنیدن آلبوم معنی خاص خودش رو برداشت می کنه. با شنیدن مجموعه این آلبوم شما می تونید از این کلمه برداشت های مختلفی داشته باشین، "بیانیه"، "آشکار"، "حرف اول و آخر" و ... یک هنرمند باید حرفش رو با کارش بزنه! شهیار با کارش، خانم گوگوش با کارش و مهرداد با کارش، مانیفست خودشون رو میگن!

سازبندی ها توی این آلبوم چطوره؟

نود و پنج درصد موسیقی به صورت زنده ضبط شده و برای اولین بار در این بیست و چند ساله، ما مجموعه ای به این پر خرجی انجام دادیم. تمام امکانات رو گوگوش عزیز در اختیارمون قرار داد و هزینه های این آلبوم رو هم خودش پرداخت کرد. من فکر می کنم یکی از پر خرج ترین آلبوم هایی هست که در تاریخ بعد از انقلاب ضبط شده. این آلبوم مجموعه ای هست از ترکیب موسیقی مدرن امروزه که بهترین نوازنده های دنیا زدن. من به تمام طرفدارهای خانم گوگوش این مژده رو میدم که این آلبوم یک اثر بسیار زیبا و ماندگار خواهد بود.

یواش یواش داشت غروب می شد و من فاصله زیادی رو باید برمی گشتم. تاکسی هم منتظر بود و اتاقک داخل ماشین مهرداد داشت گرمتر و گرمتر می شد. همه نشانه های خداحافظی از همه جا می بارید و من چاره ای نداشتم که بگم:

مهرداد جان سپاس که با ما بودی.

مهرداد و مهرزاد، پدر و پسر!
مهرداد و مهرزاد، پدر و پسر!

در آخر دوست دارم که یک سری حرف ها رو بزنم. در این روزها کسانی که کاری ندارن و یا کاری از دستشون بر نمیاد، برای کسانی که موفق هستن شروع می کنن شایعه درست کردن. من توصیه ام برای همه ایرانی های عزیز اینه که از شایعه درست کردن دست بر داریم. شایعه خوبه و هنرمند رو بیشتر مطرح می کنه، اما تا زمانی که اون رو جدی نگیریم!

من در لس آنجلس همراه با خواهرم، مادرم، همسرم غزاله و پسرم مهرزاد زندگی می کنم. من عاشق خانواده ام هستم. من زیاد رفیق ندارم. چون رفاقت رو جوری می بینم که با سلام و علیک فرق داره. ما همه با هم آشنایم.

البته چند تا رفیق نزدیک دارم که سه یا چند نفر بیشتر نیستن و یکی از اونها خانم گوگوشه که دوست خوب خانواده من هست و من احترام زیادی هم برای این هنرمند بزرگ ایران قائل هستم. به هر جهت به امید اون روزی که همه ما زیر آسمون آبی ایران عزیزمون باشیم و برای یک جمعیت بزرگتر بخونیم.

66مهرداد و عکسی فوری
مصاحبه با مهرداد آسمانی
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران