|
نگاهی به مجموعه تلويزيونی 'هنگامه' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پخش مجموعه های داستانی و نمايشی از تلويزيون ايران از آغاز بکارگيری اين رسانه در ايران سابقه داشته است. بسياری از مجموعه های تلويزيونی (چه خارجی و چه ايرانی) به اندازه ای محبوب بوده اند که در زمان پخش شان، بسياری از مردم هر جا که بودند خود را به خانه می رساندند تا تماشای سريال محبوبشان را از دست ندهند؛ برای مثال در زمان پخش سريال هايی مانند خانه بدوش ( مراد برقی)، دايی جان ناپلئون، سالهای دور از خانه (اوشين)، آينه، در پناه تو، زير آسمان شهر،... خيابانها به طرز چشمگيری خلوت می شده اند و ديالوگهای بسياری از اين سريالها تا مدتها بر سر زبانها می افتاده است. با توجه به محبوبيت تلويزيون و سريالهای تلويزيونی در ايران، بخش فارسی بی سی سی از اين پس قصد دارد بيشتر به مقوله تلويزيون و بررسی مجموعه های تلويزيونی در ايران بپردازد. در طی چند سال اخير شاهد افزايش توليد مجموعه های نمايشی و سريال های تلويزيونی از شبکه های مختلف تلويزيون ايران هستيم که از مهم ترين دلايل اين توليد انبوه، تلاش برای جلب تماشاگران ايرانی به شبکه های داخلی در مقابله با شبکه های خارجی است. به اين منظور علاوه بر به کار گرفتن هنرمندان جوان، برخی از کارگردان های با سابقه سينما نيز از سوی مديران تلويزيون دعوت به همکاری شده اند. حاصل اين تلاش گاه مجموعه های جذابی بوده است که تماشاگران را به دنبال خود کشانده اند وعلاوه بر سرگرم کردن آنها تاثيرات مطلوب و گاه نامطلوبی بر شيوه زندگی، رفتار و حتی نحوه صحبت کردن آنها گذاشته است. سيمای خانواده از جمله برنامه هايی است که سالهاست هر روز پيش از ظهر از شبکه يک سيمای جمهوری اسلامی ايران پخش می شود. اين برنامه که اغلب مخاطبان آن خانم های خانه دار هستند شامل بخش های متنوعی مانند آموزش مباحث بهداشتی و پزشکی، آموزش آشپزی و مسائل مربوط به تربيت فرزندان و زندگی زناشويی است. هنگامه
اين برنامه هر روز پيش از اخبار ساعت ۱۴ با پخش قسمتی از يک مجموعه نمايشی که موضوع آن پيرامون مسائل خانواده های ايرانی است، پايان می يابد. "هنگامه" عنوان مجموعه جديدی است که اين روزها شاهد پخش آن از برنامه ی سيمای خانواده هستيم. اين مجموعه با طرح مساله "طلاق" به يکی از شايع ترين معضلاتی می پردازد که جای طرح آن در برنامه های تلوزيونی خالی بوده است. "هنگامه" (شخصيت محوری اين مجموعه نمايشی) زن جوانی است که به وفاداری همسرش نسبت به خود مشکوک می شود، و علی رغم داشتن دختربچه ای شش ساله از او تقاضای طلاق می کند. او همزمان با انتخاب طلاق، به عنوان يک پژوهشگر به دنبال بررسی دليل متارکه زوج هاست. به اين ترتيب مخاطب در هر قسمت با زوجی در حال متارکه آشنا می شود که هر يک دليل و انگيزه متفاوتی برای جدايی دارند. خيانت، نازايی، اعتياد، رفيق بازی، تعصب و موضوعاتی از اين قبيل مسائلی بوده اند که تاکنون اين مجموعه به عنوان دليل متارکه زوج ها به آن پرداخته است. اما علی رغم جذابيت موضوع و تنوع ماجراها، استفاده از بازيگران شناخته شده تلويزيون و به کار گرفتن يک کارگردان سينمايی، اين مجموعه نمايشی، چندان که بايد در پرداختن به موضوع مورد نظر خود موفق نبوده است. مهمترين عاملی که باعث عدم برقراری ارتباط تماشاگر با اين مجموعه و سريال هايی از اين قبيل می شود، بازتاب سطحی و غيرواقع بينانه برخی معضلات اجتماعی است.
متزلزل شدن بنياد خانواده وقتی به صورت يک پديده اجتماعی بروز می کند، بی شک ريشه در مسائل و مشکلاتی در کل ساختار يک جامعه دارد و الزاما مربوط به "ضعف شخصيتی" افراد نمی شود. به عنوان نمونه محدوديت جوانان در شناسايی و انتخاب زوج مناسب از جمله دلايل ازدواج های زود هنگامی است که بعضا منجر به طلاق و يا سرخوردگی، پنهان کاری و خيانت در زندگی زناشويی می شود. همچنين در شرايطی که بسياری از خانواده ها به دليل نابسامانی مسائل اقتصادی حاکم بر کل جامعه، در تنگنای مالی به سر می برند، نمی توان مسبب از هم پاشيدن اين قبيل خانواده ها را الزاما "ناسازگاری و زياده خواهی" زنان دانست و حکمی يک سويه صادر کرد. بديهی است که توليد برنامه هايی از اين دست، به ويژه وقتی با هدف دادن آگاهی و آموزش به مخاطبان ساخته می شود، بايد متکی بر تحقيق و پژوهشی مبتنی بر واقعيت های روز جامعه باشد نه پيش فرض های کليشه ای، شعارهای تکراری و يا نصيحت های دلسوزانه. توليد چنين برنامه هايی، مانند اين است که پزشکی به بيمارانش دارويی بدهد که تاريخ مصرفش گذشته است. بيمار آگاه مسلما از مصرف دارو امتناع می کند و به پزشک خود بی اعتماد می شود، اما بيمار نا آگاه دارو را مصرف می کند وبه عوارض بيشتری دچار می شود. البته اين اشکال در توليد بسياری از مجموعه های داستانی تلويزيون تنها به محتوای اثر محدود نمی شود. ضعف ساختار دراماتيک و پرداخت نمايشی اين برنامه ها (در متن و اجرا) گاه به حدی است که در حد پخش از يک رسانه ملی نيست. به عنوان نمونه در چند قسمت از مجموعه هنگامه که به نکوهش "رفيق بازی" اختصاص داده شده، تماشاگر به همراه خانم پژوهشگر پای درد دل خانم پرستاری می نشيند که به دليل رفيق بازی همسرش (که پرنده فروش است) از او جدا شده است. در خلال اين روايت ما از طريق فلاش بک (رجعت به گذشته) به تماشای زندگی زن و شوهری می نشينيم که در آن مرد در خانه است و مدام در حال کشيدن قليان، خوردن دل و جگر و قهقهه زدن در جمع دوستانش (که البته مخاطب هرگز دليل خنده آنها را نمی فهمد). زن هم سر کار می رود و مدام آه می کشد، پشت چشم نازک می کند و شوهرش (عباس آقا) را نصيحت می کند. در اين ميان خانم پژوهشگر هم نتيجه پژوهش هايش را به وسيله نريشن هايی ( گفتار متن) که مدام شنيده می شود به ما اعلام می کند که البته متن اين گفتارها اغلب يا به انشاء های نوجوانی احساساتی شبيه است يا پاورقی های روزنامه ها در باره آمار طلاق. در نهايت عباس آقا يک شبه از رفتار خود پشيمان می شود و با وساطت "هنگامه" و پدرش از همسرش دلجويی می کند و همه چيز به خوبی و خوشی تمام می شود. اين در حالی است که تماشاگرهمچنان با اين پرسش رو به رو می شود که چرا وقتی زن و مردی هيچ وجه اشتراکی با هم ندارند بايد تحت هر شرايطی به زندگی زناشويی خود ادامه دهند و يا آيا با دادن اين شعار و پند اخلاقی که طلاق بد است و زندگی زناشويی و خانوادگی خوب می توان کمکی به حل مشکل کرد؟ جالب تر اينکه حتی "هنگامه " نيز که قاعدتا به عنوان زنی پژوهشگر انتظار می رود برخورد ريشه ای تری با مشکلات زندگی زناشويی اش داشته باشد، در نهايت (در قسمت پايانی اين مجموعه) با زير سئوال بردن خودش و اعتراف به اينکه از کاه، کوه ساخته، به توصيه پدرش دست دخترش را می گيرد و به خانه شوهرش برمی گردد. دختر بچه نيز پدر و مادرش را نصيحت می کند که بعد از اين با هم مهربان باشند. زن و مرد لبخندی از سر رضايت می زنند و هردو سيبی را(که نشانه عشق است) گاز می زنند. علت صرف هزينه، وقت و نيروی انسانی برای توليد برنامه هايی از اين قبيل را می توان در دلايل زير جستجو کرد:
شناسنامه مجموعه نمايشی هنگامه نويسنده: احمد رضاييان کارگردان: مجيد جوانمرد تهيه کننده: محسن شايانفر بازيگران: شهره سلطانی- حميد طاعتی- محمود پاک نيت- فريبرز صديقی - آزيتا لاچينی- پرستو گلستانی- فرهاد جم- پويا امينی- بيوک ميرزايی- رزيتا غفاری- رامتين خداپناهی و... تهيه شده در گروه خانواده – شبکه يک نظرات خوانندگان درست است که رسانه ها برحسب نوع حکومت وفرهنک حاکم برهر جامعه بطورمطلق نميتوانند بدون محدوديت باشند اما در کشور ما اين محدوديتها چند بعدی است . اولين محدوديت مربوط است به ساختارحکومتی دومين محدوديت مربوط است به مسئولين اجرائی که داغ تر از آش عمل می کنند. سومين محدويت مربوط است به آن دسته از به اصطلاح هنرمندانی که نان را به نرخ روز می خورند و کاری به رسالت هنری خود ندارند. چهارم به مردمی بر می گردد که رضايت کامل دارند وکاری نمی کنند. سيد عباس - ساری به نظر من نبايد از کاه ازدواج يک کوه ساخت، اين يک قرارداد است که بايد به همان آسانی که قابل عقد است قابل فسخ هم باشد، من در ۹ سال زندگی مشترک با همسرم مشکل جدی نداشته ايم و نمی خواهيم داشته باشيم فقط اين را می دانم که آدم هر وقت از بودن در کنار همسرش لذت نبرد بايد بدون پنهان کاری، خيانت و ... در پی جدايی باشد، به نظرم اگر دنبال رشد و پيشرفت هستيم بايد زنگار از ذهن خودمان بزداييم. حسين - تهران به عنوان زنی تحصيل کرده که هم خارج و هم داخل خانه کار می کنم همواره از ديدن چنين مجموعه هايی که غالبا يک سويه زنان را محکوم می کنند رنج برده ام. سوچا - تهران من اين سريال را نديده ام به طور کلی تماشاگر سريالهای تلويزيون نيستم ولی به دليل اين که سالها در راديو تلويزيون درخبر و همينطور در بخش تفسيرسياسی کار کرده ام بنابراين با سياستهائی که در راديو تلويزيون اعمال ميشود آشنائی کامل دارم. سياستگذاری در اين رسانه به قولی ملی بر اساس اين موضوع شکل ميگيرد که برنامه ها را برای همه مردم نميسازند بلکه گروهی خاص مورد نظر است که آنها هم به نظرآقايان مسئول دارای درک وفهم وتشخيص درست نيستند پس بايد برايشان تصميم گرفته شود و آنها را به طرفی راند که نظام ميخواهد يعنی اطاعت محض و بی چون وچرا. مريم - تهران مجموعه خوب و آموزنده ای بود و از ديدن آن لذت برديم . اميدوارم باز هم شاهد چنين مجموعه هايی باشيم. البته به کار گيری بازيگران معروف روی جذب و اثر گذاری بيشتر روی بيننده تاثير دارد. مرجان - تهران تلويزيون ايران، مثل همه رسانه های دولتی، نه ملی، همواره لنز دوربين خود را بر روی يک موضوع می اندازد، و شروع به بزرگ کردن مسائلی می کند که همواره وجود داشته است، مثلا تا قبل از حمله به عراق، در راديو و تلويزيون از وضع بد افغانستان تنها بحث و جدل بود، اما بعد از آن همه ی توجهات رو به سوی عراق گذاشته شد. کلا در ايران، دولت از طريق رسانه هايی که در اختيار دارد، در هر مقطع از زمان بر روی موضوعی خاص متمرکز می شود، هزار راه نرفته، هنگامه و از اين دست، تنها مشکلات را نشان می دهند، اما ويژه برنامه ی مهاجران که با مهاجران ايرانی در غرب گفتگو و محاسبه دارد، در ساعت ۱۱:۱۵ شب پخش می شود، که تنها برنامه تلويزيونی بوده است که موفقيت های ايرانيان خارج از کشور را نشان داده است. در اينجا، همه مشکلات را می دانيم، من می گويم که چرا با يک زوج موفق هيچگاه مصاحبه ای انجام نمی شود؟ چرا يک دکترای علوم سياسی هيچگاه کانديد نمی شود؟ چرا آدمهای ۱۸ ساله، يا بی سواد کانديد می شوند؟ و اجازه مطرح شدن می يابند؟ که آزادی وجود دارد؟ که در اينجا همه می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند؟ م.م. از مشهد |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||