BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 10:16 گرينويچ - چهارشنبه 04 مه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
شبه‏ معماى كتاب در ايران‏

کتاب قرار است در حل معماها به خواننده کمک کند. يا دست‏ کم به صورت مسئله شکل بدهد و او را راهنمايی کند که چه نادانسته هايی را اگر بداند به دردش خواهد خورد.

مشکل آنجاست که در ايران خود پديده کتاب تبديل به نوعی معضل شده است. معما انگاشتن پديده‏ها البته در جامعه ايران رايج است و فرهنگ ايرانی رمز و راز زدايی و نگاه مستقيم را چندان خوش نمی‏دارد. با اين همه، در مورد کتاب گاه تمايلی به درک و حل اين معما ديده می‏شود.

يکی ‏دو پرسش رايج: چرا تيراژ کتاب نسبت به چهار دهه پيش پائين آمده است و پائين‏تر می‏آيد؟ و آيا مردم به اندازه کافی کتاب می‏خوانند؟ تعريف کافی ‏بودن خود سؤال ديگری است.

در مواردی هم که پرسش هايی مستقيم مطرح نمی‏شود درک موضوع آسان نيست: چگونه ممکن است شمار ناشران کشور بيش از دو برابر و نيم تعداد کل کتابفروشی‏ها باشد؟ بخش بزرگی از اين کتابفروشی‏ها در چند خيابان اطراف دانشگاه تهران گرد آمده‏اند و اگر بازار کتاب قادر به سرپا نگه داشتن کسب‏ و کاری ظاهرا پررونق و پرداخت سرقفلی هايی قابل توجه است، پس چرا مانند ساير جاهای دنيا کتابفروشی‏های بزرگ پا نمی‏گيرد؟ فلسفه وجودی چند صد کتابفروشی مشابه و چسبيده به هم که عنوانهای محدودی را همگی دارند و بسياری کتابها را هيچ کدام ندارد، چيست؟

با اهل نشر و کتاب که صحبت کنيد، توضيحاتشان در پاسخ به اين سؤالها جای ترديدی در روشن ‏بودن موضوع باقی نمی‏گذارد. اما کار به سخنرانی و مقاله که می‏رسد، سؤالها و ترديدها تکرار می‏شود. يعنی در سطح خصوصی و شفاهی ظاهرا معمايی وجود ندارد، اما در سطح رسمی و مکتوب چرا.

دولت چه نقشی بايد داشته باشد؟

يکی از موارد دودلی اهل نشر اين پرسش است که دولت در صنعت کتاب دخالت کند يا کنار بماند. برخی می گويند اين همه رشته و حرفه بدون دخالت دولت کارشان را می‏کنند. کسانی می‏گويند صنايع کابينت‏ سازی و توليد پوشاک را نبايد معيار گرفت؛ کار نشر مثل آموزش‏ و پرورش و کشاورزی است و بدون پرداخت يارانه مستقيم و کافی می‏خشکد. جايی که حتی دو روزنامه سابقاً بزرگ کشور خواننده و آگهی‏دهنده کافی ندارند و بدون يارانه های هنگفتی که نقداً از بودجه عمومی می‏گيرند قادر به ادامه حيات نيستند، اهميت اين کمکها به نشر کتاب روشن ‏تر می‏شود.

در نتيجه سياست توزيع يارانه، ناشران خرده‏ پای بسياری قدم به ميدان گذاشته‏اند. در همين حال، اين طرز فکر در ايران رواج پيدا می کند که دولت هم يکی ديگر از جيب های عميق و گلوهای گشادی است که از محل پول نفت ارتزاق‏ می کنند؛‌ و صنعت نشر به خواننده مديون است چون پول متعلق به خودش را خرج می کند، اما در برابر آنچه از بودجه عمومی می‏رسد دينی به دولت ندارد.

پديده غريب بالا زدن شمار ناشران از شمار کتابفروشيها، با نوع اقتصاد ايران همخوانی دارد، اقتصادی که در آن بخش پنهان هر چيزی بزرگتر و مهمتر از بخش پيدای آن است. در ايران کمتر پديده‏ای در اقتصاد را می‏توان با توجه به آمار و ارقام توضيح داد. هر چيزی دارای صورتی است پنهان که روی کاغذ و در محاسبات رسمی نشان چندانی از آن ديده نمی‏شود. قانون بودجه فرماليته‏ای است بيشتر برای پوشاندن تا برای نشان‏دادن. و دفتر رسمی شرکت که به اداره دارايی ارائه می‏شود غير از دفتری است که در محاسبات داخلی به کار رود. بر اين قرار، درک صنعت نشر ايران بر پايه آمارهای رسمی در حکم شکار سايه است. پرنده در جايی ديگر می‏پرد.

مينی کتابفروشی های بی شمار

تأسيس صدها مينی‏ کتابفروشی هم با فرهنگ حاکم بر کسب‏ و کار در ايران مطابقت دارد: شريک اگر خوب بود خدا هم شريک می‏گرفت. فقط يکی از نتايج کتابفروشی يک‏دهنه با ويترينی به عرض يک متر و نيم اين است که فضای کافی برای عرضه چشمگير کتابها وجود ندارد. ديوان غزل سراهای رمانتيک را پشت ويترين می گذارند اما کتابهايی که به درد دنيا و آخرت خواننده می‏خورد ته قفسه‏ها گم ‏و گور است، زير کتابفروش بايد هوای دخل را هم داشته باشد.

با اين همه، تصويرهايی که از تيراژ به دست می‏دهند غالباً دقيق نيست. مثلاً اگر در سال ۱۳۴۴ هر سال يک کتاب درباره اروپای قرن نوزدهم چاپ می‏شد و اگر امروز هر هفته يک کتاب در اين زمينه بيرون می‏آيد، پس تيراژ سه هزاری چهل سال پيش در واقع از صد هزار گذشته است.

تکيه بر کتابهای روشنفکرپسند و خواص‏خوان سبب شده تا يک زمينه ديگر ناديده بماند. طبق آمار رسمی، تيراژ بسياری کتابهای مذهبی سر به چندين صد هزار می‏زند. اگر کتابهايی برخوردار از چنين تيراژهايی‏اند، پس اوضاع به آن بدی هم نيست، اما ناظرانی اعتقاد دارند اين مداری است صوری و بسته که به کتابخانه‏های دولتی (يا به مقواسازی) ختم می‏شود و به بازار عرضه و تقاضا ربطی ندارد.

معمای تيراژ

درهرحال، يک معما جای معمايی ديگر را می‏گيرد. زمانی فريدون آدميت می‏گفت از راننده تاکسی می‏شنود که کتاب «اميرکبير و ايران» او را خوانده است، و با ترديد می‏پرسيد چگونه ممکن است کتابی با اين همه خواننده در همان سه هزار نسخه چاپ اول در جا زده باشد. در عصر جديد، رمان «جزيره سرگردانی» در ۸۸,۰۰۰ (درست خوانديد: هشتاد و هشت هزار) نسخه به بازار می‏آيد. «جامعه شناسی نخبه‏ کشی»، درباره پيشگامان ناکام ترقی در ايران، طی چند ماهی که محاکمه شهردار اسبق تهران ادامه داشت، مدام تجديد چاپ می شد و به چاپ بيست و يکم رسيد.

سی سال پيش سؤال اين بود که آن همه نسخه از کجا می‏آيد. اکنون سؤال اين است که اين همه نسخه کجا می‏رود و چرا از کمبود خواننده می نالند؟ کتاب که قرار است گره‏ گشا باشد در ايران تبديل به نوعی معما شده است.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران