BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:25 گرينويچ - سه شنبه 26 آوريل 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نگاهی به نمايش 'شما خانمی با مانتوی آبی نديديد؟'

نمايی از نمايش 'شما خانمی با مانتوی آبی نديديد؟' - عکسها از سايت ايران تئاتر
فرهاد آئيش ( راست) و علی عطايی نمايی از نمايش 'شما خانمی با مانتوی آبی نديديد؟' - عکسها از سايت ايران تئاتر
" آيا اين مردمی که شبيه من هستند که ظاهرا احتياجات و هوا و هوس مرا دارند برای گول زدن من نيستند؟ آيا يک مشت سايه نيستند که فقط برای مسخره کردن و گول زدن من به وجود آمده اند؟ آيا آنچه که حس می کنم، می بينم و می سنجم سرتاسر موهوم نيست که با حقيقت خيلی فرق دارد؟"

نقل قول بالا از بوف کور اثر صادق هدايت در بروشور نمايش شما خانمی با مانتوی آبی نديديد؟، نوشته شده است. تماشاگر با خواندن همين چند جمله متوجه می شود که در اين نمايش قرار است شخصی بين توهم و واقعيت سرگردان باشد.

دکور نمايش نيز با رنگ خاکستری و نور تخت و رنگ پريده اين نکته را ياد آوری می کند که اميدی برای رهايی از اين سرگردانی نيست. فلش هايی هم بر روی کف و ديوار صحنه ترسيم شده و تا سقف ادامه پيدا می کند؛ گويای آن است که رويدادهای نمايش در يک دور تکرار، اتفاق می افتد.

از طرفی ابعاد واقعی ديوارها و درها نشانگر آن است که يک مکان واقعی محل وقوع اين رويدادهاست، يعنی در طبقات مختلف يک مجتمع اداری.

خلاصه داستان

News image
علی عطايی، هايده حسين زاده و دانيال نوروش

نمايش از طبقه ۲۸ اين مجتمع آغاز می شود. مرد ميانسالی ( فرهاد آئيش) دسته ای کاغذ را داخل جيب پالتوی اش می گذارد، چمدانش را برمی دارد و به سمت آسانسور می رود. مکثی می کند و پلاکی را که عدد ۲۳ روی آن نوشته شده، از روی زمين برمی دارد، آن را به روی عدد ۲۸ می گذارد و وارد آسانسور می شود و به نظر می رسد که به طبقه پايين می رود.

در همين زمان صدای بلندگو در فضا طنين می اندازد و آقای هومن را به طبقه ۲۳ فرا می خواند. با مغشوش شدن صدای بلندگو، در آسانسور باز می شود و مرد نسبتا جوانی که آقای هومن است وارد سالن می شود. او به دنبال زنی با مانتوی آبی می گردد که گويا قبلاً با او در همين طبقه بوده است.

او وقتی از يافتن زن آبی پوش در اين طبقه نا اميد می شود به طبقات ديگر می رود و در هر طبقه با مردی روبرو می شود که هر بار در شکلی در مقابل او پديدار می شود. اين مرد در قالب شخصيت های مختلف از جمله مسئول اطلاعات و نگهبان و خدمه گرفته تا مردی که برای سقط جنين همسرش به آن ساختمان مراجعه کرده است با هومن روبرو می شود و هر بار بهانه ای برای دست انداختن، مسخره کردن ويا توهين به او پيدا می کند.

در اين ميان هومن با زنان آبی پوش متعددی نيز در هر طبقه برخورد می کند که ايفاگر نقش همه اين زنها يکی است، از جمله زنی که در طبقه ششم با پسر بچه اش در حال عبور است و هومن يک لحظه زن را با زن آبی گمشده اش اشتباه می گيرد و به دليل اين اشتباه از سوی پسر بچه مورد ضرب و شتم قرار می گيرد.

News image
فلش های بر روی کف و ديوار صحنه گويای آن است که رويدادهای نمايش در يک دور تکرار، اتفاق می افتد.

در نهايت او زن آبی پوش گمشده اش را در ميان هيچ يک ازآنها پيدا نمی کند. بارها و بارها با اعلام اسمش از طريق بلندگو به طبقه ۲۳ مراجعه می کند تا جايی که تکرار آن سبب می شود به واقعی بودن زن آبی پوش گمشده اش شک کند.

در ميان اين رويدادها نيز صدای خنده و جيغ ناگهانی زنی هايی از داخل اتاق ها که به نظر می رسد در حال سقط جنين شدن هستند، بر توهم و وحشت او از موقيعتی که درآن گرفتار شده است، می افزايد.

در صحنه پايانی نمايش دوباره مرد ميانسال را درطبقه ۲۸ می بينيم با دسته ای کاغذ در دست و چمدانی در دست، دوباره شماره ۲۳ را از روی زمين برمی دارد و به روی شماره ۲۸ آسانسور می گذارد. هومن از آسانسور خارج می شود و سراغ زنی با مانتوی آبی را از او می گيرد و مرد ميانسال که سر در لاک خود دارد، اظهار بی اطلاعی می کند و آن دو باهم سيگاری می کشند.

نمايش در طبقه ۲۳ در حاليکه خانمی با مانتوی آبی سراغ مردی را می گيرد که در جستجوی " خانمی با مانتوی آبی" است، پايان می گيرد.

معنا باختگی

News image

شما خانمی با مانتوی آبی نديديد؟ نمايشی از نوع معنا باختگی (ابزورد) است با رگه هايی از گروتسک که گاهی تا مرز لودگی به قصد خنداندن تماشاگر پيش می رود. ( گروتسک شيوه ای در ادبيات و هنرهای نمايشی است که با خلق لحظاتی خاص، احساسی توأم با مضحکه و وحشت در مخاطب ايجاد می کند. )

لحظات وهم آلود و ترسناکی که هر از گاهی با جيغ های زنهايی که ديده نمی شوند و قابله هايی که با دستان خون آلود يکباره از اتاق خارج می شوند، به وسيله باقی عناصر نمايش چندان تقويت نمی شوند که احساسات تماشاگران را بر انگيزد.

بنابراين همه چيز از شيوه بازی بازيگران (بازی يکنواخت ) و طرح گرافيکی صحنه از بيننده می خواهد که با فاصله به تماشای اين نمايش بنشيند. اين گونه فاصله گذاری ذهن مخاطب جستجوگر را درگير يافتن و کشف علائم و نشانه های موجود نمايش می کند.

اما نمايش در معنا بخشيدن به نشانه هايی که ارائه می دهد به گونه ای منسجم پيش نمی رود. به عنوان نمونه انتخاب يک مجتمع اداری که با معرفی يک دفترخانه و چند مطب به ويژه مطب پزشک زنان ( که البته هيچکدام تابلويی ندارند) ذهن مخاطب را به سويی هدايت می کند که دليل اتفاقاتی را که برای شخصيت اصلی نمايش می افتد را در بستر مسائل و معضلات اجتماعی جستجو کند.

ارقامی که نشانگر شماره طبقات است نيز ذهن را در گير کند و کاوی بی دليل می کند. رحيم نوروزی نويسنده و کارگردان نمايش در پاسخ به اين سوال که آيا منظور خاصی از شماره طبقات داشته است می گويد: "وقتی سال ۷۸ اين نمايش را می نوشتم، اين شماره ها را با تعمد انتخاب کردم و در آن زمان هر طبقه نشانگر سن هومن بود؛ اما وقتی نمايش را اجرا کردم، ديگر اين مسئله برايم مهم نبود و بيشتر ايجاد يک فضای مغشوش و وهم انگيز مورد نظرم بود."

News image
رحيم نوروزی نويسنده و کارگردان 'شما خانمی با مانتوی آبی نديديد؟'

با اين وجود ذهن مخاطب می تواند همچنان با اين سئوال درگير باشد که چرا نمايش با طبقه ۲۸ شروع می شود و چرا عدد ۲۳ توسط مردی که ميانسال است نه ۲۸ ساله، جايگزين اين شماره می شود؟ چرا در حاليکه دو آسانسور در صحنه ديده می شود، تنها از آسانسور سمت راست استفاده می شود؟ يا اينکه چرا حتی کودک ( که نمايانگر کودکی هومن است) با او خصمانه رفتار می کند؟ اين سوالات بی پاسخ باقی می ماند.

هنگام رورانس ( احترام پايان نمايش به تماشاچيان) فرهاد آئيش (بازيگر مرد ميانسال) به همراه پسر بچه از داخل آسانسور خارج می شود و در انتها به داخل آسانسور باز می گردند، کارگردان با توجه به اين حرکت بازيگران تاکيد می کند که مرد ميانسال نشانگر آينده هومن است و پسربچه نشانگر گذشته او.

در مجموع عناصری که نويسنده و کارگردان برای ايجاد توهم در نمايش از آن سود جسته است، اگر آگاهانه تر انتخاب می شد، می توانست در عين ايجاد فضای لازم برای نمايش از سردرگمی تماشاگر در تعبير و تفسير بعضی لحظات جلوگيری کند.

در پايان وجود زنان آبی پوش در راهروی سالن انتظار که تماشاگر پس از پايان نمايش از ميان آنها عبور می کند، منفک از نمايش به نظر می رسيد. به ويژه رفتار و حرکات غلو آميز اغلب بازيگران اين صحنه برای تماشاگری که در حال خارج شدن از سالن است، بيشتر واکنشی از سر بی اعتنايی را موجب می شد، تا تأئيدی که احتمالاً مورد نظر کارگردان بوده است.

شناسنامه
نويسنده و کارگردان : رحيم نوروزی
بازيگران: فرهاد آئيش، احمد مهرانفر، علی عطايی، هايده حسين زاده و دانيال نوروش
کاری از گروه نمايش امروز
مکان: مجموعه تئاتر شهر، تالار سايه
زمان: ارديبهشت و خرداد ۸۴

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران