|
نگاهی به اپرای عروسکی 'رستم و سهراب' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نخستين اپرای عروسکی ايران با عنوان " اپرای رستم و سهراب" برمبنای داستان رستم و سهراب شاهنامه فردوسی از دی ماه ۱۳۸۳ بر روی صحنه رفته است. اين اپرا در تالار فردوسی برگزار می شود و تا پايان اسفند ماه ۱۳۸۳ نمايش آن ادامه دارد. تالار فردوسی که روبروی تالار وحدت قرار دارد، روز ۲۹ شهريور ماه ۱۳۸۳ همزمان با اختتاميه دهمين جشنواره بين المللی عروسکی تهران افتتاح شد. اين اپرای عروسکی بر اساس اثر موسيقايی لوريس چکناواريان که ساخت آن ۲۵ سال به درازا کشيده، برای اجرا آماده شده است. اين اثر موسيقی در تالار وحدت به رهبری لوريس چکناواريان اجرا شده است.
اپرای عروسکی از قرن هفدهم در اتريش مرسوم بوده است و موسيقيدانان بزرگی چون موتزارت برای اين شيوه اجرای نمايشی آثاری را نوشته اند. اگرچه در تاريخ نمايش ايران بازيهای نمايشی و رقص های آئينی وجود دارند ولی عليرغم وجود داستانهای فراوان مانند داستانهای شاهنامه و داستانهای عاشقانه نظامی گنجوی وغيره... که از وجوه دراماتيک برخوردارند، تئاتر صحنه ای مانند آنچه در يونان وجود داشت ، ديده نمی شود. ولی در عوض در نمايش عروسکی، ايران از کشورهای صاحب نام دراين عرصه است، که خيمه شب بازی، پهلوان کچل يا ( پنش ، پنج) و سايه بازی از آن جمله است. "اپرای رستم و سهراب" عروسکی به شيوه نخی اجرا می شود، به همين دليل حرکت عروسکها با توجه با دقتی که در ساخت آنها بکار رفته است ، بسيار به نوع طبيعی شان نزديک است. اين عروسکها طی دوسال در اتريش طراحی و ساخته شده اند.
عروسکهای نخی يا ماريونت دارای سابقه در هند، چين، ايران، ايتاليا و فرانسه هستند. اين شيوه عروسکی نسبت به ساير شيوه ها به خاطر تعداد نخها و مفاصل حرکتی محدود از دامنه حرکتی کمتری برخوردارند؛ ولی به خاطر شبيه سازی کامل به آناتومی انسان و حيوان حرکات آن طبيعی تر به نظر می آيد. داستان اپرا با فردوسی شروع می شود که مشغول خلق داستان رستم و سهراب است. و در شروع نمايش دو فرشته سهراب را به صحنه می آورند که نشان پاک بودن اوست. در بخش هايی حرکات رقص گونه عروسکها هماهنگ با آواز اپرا بقدری طبيعی است که انگار انسانهای واقعی آن را اجرا می کنند . يکی ازابتکارات اين اپرا استفاده از سايه بازی برای نبردهای رستم و سهراب است. ولی با وجود اين شيوه های متفاوت اجرايی، نمايش هنوز به نسبت زمان موسيقی نيازمند طراحی شيوه های متفاوت اجرايی بيشتری است. ظرفيت نمايش برای يک ساعت کار بسيار تازه است ولی بعد از آن دچار تکرار می شود.
صحنه اپرا به شکل قابی در ميان ديوار درست شده است که با يک شيشه از سالن تماشاگر جدا شده است و نمايش از پشت آن در معرض ديد تماشگران قرار می گيرد. نوع نورپردازی بر روی حرکات عروسکها و به همراه بازی دهی نرم آنها اين تصور پيش می آيد که به جای يک اجرای نمايشی زنده، يک کار تصويری به نمايش گذاشته شده است. شايد بتوان گفت که اپرا عالی ترين شکل اجرايی صحنه ای است. و درآن اجرای هماهنگ آواز و رقص وحرکات نمايشی نيازمند هنرمندان ورزيده می باشد چون کوچکترين اشتباهی در زمانبندی عمل اين سه هنر با همديگر غير قابل جبران است و در مورد اپرای عروسکی هم به ويژه آنکه به شيوه نخی اجرا شود، اين موضوع صادق است. در "اپرای رستم و سهراب" حرکت عروسکها که بازی دهندگان آنها ترکيبی از هنرمندان شناخته شده پيش کسوت و جوان اين نوع نمايش هستند، خيلی دقيق و زيبا انجام می شود.
داستان های فردوسی جدا از آنکه يک اثر حماسی رسمی ملی است، در بين مردم ايران از محبوبيت خاصی برخوردار است. در زمانهای گذشته اين داستانها در قهوه خانه ها توسط نقال ها با استقبال مردم کوچه وبازار روبرو می شده است. به همين دليل مثل هايی بسياری در زبان مردم ايران رايج است که ريشه آن در داستان های شاهنامه نهفته است. از جمله اين مثل ها چشم اسفنديار است که مانند پاشنه آشيل نقطه ضعف اسفنديار رويين تن بوده است. نوشدارو پس از مرگ سهراب و بکار بردن اصطلاح سهراب کشی از اين جمله است؛ که اين آخری اشاره به فرزند کشی دارد. غم انگيزترين داستان شاهنامه فردوسی، همين داستان رستم وسهراب است. که فردوسی درشروع داستان می گويد: يکی داستانست پر آب چشم دل نازک از رستم آيد به خشم شناسنامه اپرای عروسکی رستم و سهراب برگرفته از شاهنامه حکيم ابوالقاسم فردوسی |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||