|
جشنواره جاذبه های گردشگری تالاب گاوخونی و کوير | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به مناسبت سيزدهم بهمن (اول فوريه)، روز جهانی تالاب ها، به همت سازمان عمران زاينده رود استان اصفهان، نخستين "جشنواره جاذبه های گردشگری و فرهنگی هنری تالاب گاوخونی و کوير" به مدت سه روز در روزهای هفتم تا نهم بهمن با اهداف زير برگزار شد: - شناسايی تالاب گاوخونی و ميراث های .طبيعی آن در اين راستا استادان دانشگاه، کارشناسان محيط زيست و ديگر دست اندرکارانی که در زمينه تالاب ها به ويژه تالاب گاوخونی آگاهی داشتند با نشستی يک روزه، در دانشگاه اصفهان، پس از ايراد چند سخنرانی به تبادل نظر پرداختند و راهکارهايی برای نگهداری اين تالاب ارائه دادند. سخنرانی ها در اين زمينه ها بود: ۱ - ويژگی های تاريخی و جغرافيايی حوزه ی تالاب گاوخونی(دکتر سيروس شفقی) در پايان سخنرانی ها، بيانيه ای منتشر شد که فشرده آن چنين است:
تالاب گاوخونی و حوضه پيرامون آن يکی از نخستين منطقه های سکونت بشری در حوضه داخلی ايران است که به دليل دوری از شهر اصفهان و پيرامون آن به صورتی بکر و دست نخورده باقی مانده و از تخريب های تاريخی که ديگر منطقه های زاينده رود را دگرگون کرده بدور مانده است. اين دورماندگی موجب شده تا منطقه به صورت گنجينه ای حفاظت شده از چشم اندازهای طبيعی و آثار تمدن مردم منطقه در جلوه های طبيعت کويری (آب نمای تالاب، علفزارها و جنگلهای کويری: چشم انداز بی انتها از افق چشم نواز، تپه های شنی به طول بيش از هفتاد کيلومتر و عرض متفاوت و در مجموع اکوسيستم منطقه های کوير) و نيز آثار دست نخورده تمدن انسانی مانند قديمی ترين بندهای انحراف آب، بندهای آسياب، آب انبارها، سکونتهای وسيع خشتی شبيه قلعه های نظامی و انتظامی تاريخی، روستاهای قلعه ای، روستا شهر بزرگ ورزنه به عنوان بزرگ ترين شهر خشت و گل در حوضه زاينده رود، برجهای پرشماره ی کبوتر، مسجدهای قديمی بجا مانده از قرن دوم هجری تا زمان سلجوقيان، صفويه، قاجاريه، الگوهای مديرت بر منابع طبيعی (آب، چراگاه، معادن نمک و...) فرهنگ کهن ايرانی در همه امور رفتاری، اعم از اقتصادی و اجتماعی و مناسبات انسانی، طرز لباس (به ويژه در پوشش زنان) گويش دری، ثبات در حفظ اسامی کهن محله ها و مراکز جمعيتی، الگوی توليد و خوراک و اموری از اين قبيل دست نخورده باقی بماند. پيشنهادهای دست اندرکاران در اين بيانيه پيشنهادهايی به صورت زير آمده است: ديدار از منطقه
روز دوم و سوم امکاناتی فراهم شد و دوستداران، به ويژه خبرنگاران، نويسندگان و هنرمندان از ورزنه و تالاب بازديد کردند و قرارشد هر کسی در حد توانايی خود، تالاب و حوزه پيرامون آن را از راه هنر خود به مردم بشناساند. استقبال افراد محلی استقبال افراد محلی از جشنواره غيرقابل انتظار بود. می توان گفت تمامی اهالی ورزنه در محل جشنواره شرکت کرده بودند و روستاييان اطراف نيز با هر وسيله که به دستشان رسيده بود خود را به ورزنه رسانده بودند. هنرمندان محلی با ساز و آواز شرکت کنندگان را سرگرم می ساختند. نمايشگاهی نيز از توانمندی های مردم تشکيل شده بود که بسيار مورد توجه قرارگرفت، به ويژه ابزار و آلات کشاورزی و توليد فرآورده هايی که از ديرباز در اين منطقه محروم مردم را زنده نگه می داشته است. از منظره های جالب در ورزنه چادر سفيد اکثر زنان بود که استفاده از آن به قرنهای بسيار دور برمی گردد و همچنان به عنوان يک سنت پا برجا مانده و به همين دليل ورزنه را "شهر سفيد" ناميده اند. تالاب گاوخونی تالاب گاوخونی در شرق اصفهان و در حوزه روستايی بزرگ به نام وَرزَنه قرار دارد. تالاب گاوخونی در واقع همان باتلاق گاوخونی است رودخانه زاينده رود به آن می ريزد.
چندی است که کارشناسان ايرانی نام باتلاق را به تالاب تبديل کرده اند تا شايد تصور مردم را در اين باره اصلاح کنند.؛ چرا که بسياری هنوز می پندارند تالابها محيطی بد و کثيف هستند که بايد خشکانيده شوند تا علاوه بر مصارف کشاورزی و زراعی، از شر تکثير انواع حشره ها و بسياری از ناقلهای بيماری خلاص شوند. اگرچه اين کوشش در جای خود ارزش والايی دارد، اما افسوس که کارها تنها به تغيير اسامی سامان نمی پذيرد. در کنوانسيون رامسر به سال ۱۳۴۹ تالاب گاوخونی از بين تالاب های ۱۹ موجود در ايران، تالاب به عنوان تالاب مهم و بين المللی به ثبت رسيده است. رودخانه زاينده رود از کوه های زردکوه بختياری سرچشمه می گيرد و در سفری 405 کيلومتری و عبور از شهر اصفهان سرانجام به تالاب گاوخونی می ريزد. اختلاف ارتفاع از سرچشمه تا تالاب ۲۷۴۷ متراست، وسعت کل حوزه ۴۱۲۷۱ کيلومتر مربع، وسعت تالاب ۴۷۰ کيلومتر مربع بوده که در حال حاضر تنها ۵۰ کيلومتر مربع آن را آب فراگرفته است. حداکثر عمق گاوخونی در مواقع پرآبی ۵/۱ متر و حداقل 10 سانتيمتر است. تالاب در مرکز خود چاله هايی دارد که گودترين قسمت آن، بر اثر خشک سالی ها بدون آب نمانده است. هوای تالاب در هنگام تابستان بيش از ۴۰ درجه است. وجه تسميه گاوخونی نام گاوخونی همواره در هاله ای از رمز و راز قرارگرفته و بحث انگيز بوده، به همين دليل برای معنای واقعی آن به ريشه يابی های متفاوتی رسيده اند که مثلا از گاوه يا گابه، گابيان يا گابيدوان بوده که بعدها به جی، اسپاهان ، سپاهان و اصفهان رسيده است، اما آنچه اهميت دارد آنکه امروزه از نظر ملی و بين المللی آن را گاوخونی می نامند که شناسايی محل، موقعيت و نگهداری آن از نابودی در درجه نخست قراردارد. جاذبه های گاوخونی و پيرامون آن سوای هوای پاک و پراکسيژن و چشم انداز طبيعی بسيار زيبا و شادی بخش تالاب گاوخونی و فضای گسترده و بيکران آن، از نظر تنوع توپوگرافی (کوه، رودخانه، کوير، جلگه، پوشش گياهی، تپه های شنی و تالاب) قابل توجه است. ورزنه روستای بزرگ ورزنه که اکنون ديگر آن را شهر می نامند، آخرين نقطه جمعيتی در حاشيه زاينده رود است و به دليل بن بست بودن، فرهنگ آن دست نخورده باقی مانده است.
زبان محلی مردم زبان پارسی دری، پهلوی ساسانی (پارتی) است که ريشه اشکانی دارد و بسيار نزديک به زبان زرتشتی است. از آثار تاريخی ورزنه، مسجد جامعی است که بر روی آتشکده زرتشتيان ساخته شده، کاروان سرای رباط شاه عباسی و قلعه يا ارگ قورتان است که بازديد کننده را به ياد ارگ بم می اندازد. متاسفانه اين بنای زيبا و تاريخی نيز رو به ويرانی است و به گفته چندتن از افراد محلی شبها مدام صدای کند و کاو از آن به گوش می رسد. پل ورزنه آخرين پل از نظر موقعيت و در واقع نخستين از نظر قدمت پل ورزنه است که به روی اين رود ساخته شده و در روستای بزرگ ورزنه قراردارد. می گويند سابقه تاريخی آن حتی از "پل شهرستان" قديمی ترين پل زاينده رود که به قولی به زمان ساسانيان برمی گردد، بيشتراست. بند شاخ کنار آخرين بند روی رودخانه(دهانه تالاب) جهت تنظيم و هدايت آب زاينده رود جهت مصارف کشاورزی و راه اندازی آسياب ها استفاده می شده است. دو روستا پس از ورزنه به اسامی شاخ کنار و شاخ ميان از ساکنان آطراف تالاب بوده اند که در ظرف چهل سال گذشته با رهاکردن املاک خود به ورزنه و ديگر شهرها کوچ کرده اند. پس از بند شاخ کنار، رودخانه شاخه شاخه می شود و تالاب را تشکيل می دهد و با اين بند، رودخانه زاينده رود به تالاب می ريزد. سياه کوه کوه سراپا سياهرنگی است که از فراز آن چشم اندازهای تالاب را می توان تماشا کرد. سنگهای پراکنده ای که تا چند متری اين کوه پراکنده است و نشان از آتشفشانی اين کوه دارد می تواند برای پژوهش گران زمين شناسی جالب باشد. تپه های شن روان
اين منطقه که به فاصله کمی در نزديکی ورزنه و جنوب تالاب و روبه روی سياه کوه قرار دارد تشکيل شده از تعدادی تپه های نسبتا بلند و خوش قواره که شکل ثابتی ندارند و در اثر وزش بادهای دايمی و موسمی مدام تغيير شکل می دهند. با کشفياتی که شده (کشف جنازه و استخوان يک متری پای انسان و ديگر آثار بجامانده) از شهری به نام "سبا" در زير تپه های روان حکايت می کند. اهميت تالاب گاوخونی شناخت ارزشهای نهفته زيست محيطی، نقش و اهميت آن در جلوگيری از گسترش کوير، پذيرش ده ها هزار پرنده بومی و مهاجر و فراهم کردن زيستگاهی جهت بقا و تأمين غذای خود، تثبيت تپه های شنی و جلوگيری از گسترش آن به سوی شهرهای مسير به ويژه اصفهان، تغذيه و تأمين بخشی از سفره های آب زيرزمينی، بررسی جوامع گياهی سازگار با شرايط تالاب، مطالعه آبزيان و حيات وحش در يک چنين بوم سازگان خاص و منحصر به فرد که از تالابهای نادر و کمياب در فلات مرکزی ايران است و در آستانه ورود به کوير قراردارد، هم چنين توانايی در جهت حفظ و بقای منطقه قرق شده برای تداوم زندگی انواع آبزيان، گياهان و پرندگان بومی و مهاجر. گاوخونی شبيه اسفنجی است که در فصل های پر آب، آب را به خود جذب و در فصل های ديگر پس می دهد. گاوخونی در گذشته از لحاظ تنوع آبزيان و حيات وحش به مراتب غنی تر از حال بوده و جانورانی مانند: گورخر، آهو، يوزپلنگ، خوک و پرندگانی شبيه فلامينگو، مرغابی، آنقوت، تنجه، غاز خاکستری و...در آن به وفور وجود داشته است. رنگ سرخ و زيبای اين تالاب به دليل زندگی يک نوع سخت پوست (آرتيماساليا) است. گاوخونی در حال حاضر به دليل صيد و شکار بی رويه از يک طرف و آلودگی و کاهش شديد آب در نتيجه ورد فاضلاب ها و احداث سد زاينده رود از طرف ديگر روز به روز از تعداد پرندگان و وحوش آنان کاسته شده و به مرحله ی نابودی کامل رسيده است. افزون برآن افزايش بهره برداری از آب زاينده رود جهت مصارف کشاورزی، صنعت و نوشيدن؛ همانند پروژه عظيم انتقال آب زاينده رود به استان يزد باعث افت شديد آب ورودی به تالاب شده و کيفيت فيزيکی و شيميايی آن را آنچنان دستخوش تغيير کرده که ادامه مصرف از آب تالاب را برای شرب جانوران و مصرف گياهان غير ممکن ساخته و در نهايت اکوسيستم تالاب را در معرض مرگ تدريجی قرارداده است. خشک سالی و آتش سوزی به دليل خشک سالی، استفاده بی رويه از آب زاينده رود و اغلب نرسيدن آب به تالاب و به دنبال آن گرمای شديد هوا، آتش سوزی هايی رخ داده که عمده پوشش گياهی منطقه را نابود ساخته است. بنا به گفته مردم منطقه، وسايل فرونشاندن آتش در اين مواقع تنها با خاک است و نه چيز ديگر. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||