|
هايده ۱۵ سال بعد از مرگ و اتفاق مرموز آخرين مصاحبه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مصاحبه با آقای مهدی ذکايی سردبير مجله جوانان در امريکا "خانم هايده ابتدا اومده بود لندن. مدتی بعد از انقلاب اونجا زندگی کرد و کار کرد و بعد اومد آمريکا و اينجا فعاليتش رو شروع کرد. هايده شبی که در سانفرانسيسکو روی صحنه بود درگذشت. بعد از کنسرت بلافاصله دچار حمله قلبی شد و فردای آن روز در گذشت. من فکر کنم اون موقعی که اين اتفاق براش افتاد هايده در بهترين موقعيت خوانندگی بود و هيچ کس در برابرش نبود." " و اون موقع يادمه که تمام آلبوم ها وآهنگاش گل کرده بود و روی صحنه هم موفق بود. هايده وقتی فوت کرد که در اوج بود. وقتی که رفت ، مردم خيلی خيلی متاثر شدن. براش با شکوه ترين مراسم خاکسپاری و هفت و يادبود رو برگزار کردن که در تمام سالهای اخير چنين مراسمی برای کسی انجام نشد و جای هايده هميشه خاليه وصدا وآهنگاش هميشه موندنيه."
"چهل " "هايده وقتی فوت کرد چهل و هفت سالش بود. ما ملاقاتهايی زيادی باهم داشتيم . روحيه خيلی خيلی خوبی داشت." "ماجرای عجيب آخرين مصاحبه هايده" مهدی ذکائی : آخرين مصاحبه هايده درست يک هفته قبل از مرگش بود. يک هفته بعد که مجله در اومد دقيقاٌ يک روز بعد از مرگش بود. يکی ازعجيب ترين اتفاقاتی که قبل از مرگ هايده افتاد اين بود که آقای حسام ابريشمی که نقاش معروفی در آمريکا است. يک طراحی برای روی جلد مجله در کنار عکس هايده انجام دادن که چشم هايده کاملاٌ روی اين طرح خيره شده بود و درمورد با اون سوال می کرد
"بعداً فهميدم که اين طرح در امريکای جنوبی سمبل مرگه و تقريباً به شکل يک دلقک در حال رقصه. خاطراتی که از آخرين مصاحبه با هايده در ذهن دارم اينه که از کسانی گلايه می کرد که خيلی اذيتش کرده بودن. خيلی از شايعاتی که مطبوعات براش ساخته بودن دل آزرده بود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||