BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 19:45 گرينويچ - جمعه 07 ژانويه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
30 ثانیه قبل از کنسرت

شادمهر

بر حسب اتفاق درست چند دقيقه قبل از اينکه شادمهر بره روی صحنه ديدمش. تو يکی از اتاقهای پشت صحنه داشتم با جمشيد حرف می زدم که شادمهر و گروهش آمدن توی راهرو و منتظر اعلام برنامه شون شدن.

با لبخند و کله، يک درود بی کلام! برای هم فرستاديم و صدای دست مردم و جيغ هاشون رفت بالا.
علی کوثری جوون ايرانی ای که کنسرت رو برگزار کرده بود اعلام کرد:"و حالا خواننده، آهنگساز، نوازنده و هنرپيشه پر آوازه شادمهر عقيلی..." . شادمهر فوری سرشو تکون داد.

News image

من يادمه که دوبی هم همينطور بود. وقتی که ازش تعريف می کنن ناراحت می شه.

توی راهرو متوجه شدم که حالش خوب نيست حتی يک کمی لرز داشت! از بی خوابی و سفر و هيجان شايد؟

روی صحنه رفت و کنسرت رو شروع کرد. ديگه بچه ها داشتن خودشونو می کشتن. به حدی دست زدن و داد زدن که صدای موسيقی به زحمت شنيده می شد. البته چند آهنگ اول صدای شادمهر به نظر می آمد يک کمی اغتشاش داره! ولی بعد درست شد.

News image

اجرای روی صحنه شادمهر با دوبی خيلی فرق می کرد. البته اينجا تو لندن تماشاچيا می تونن بچسبن به صحنه و حتی به خواننده دست بزنن! ولی تو دوبی يک فاصله" امنيتی – طبقاتی" بين خواننده و مردم بود!!!( آخه چند رديف اول لژ نشينها بودن و محافظا). تو لندن ولی هر طرف که شادمهر می رفت دستها به طرفش دراز می شد، انگار آهن ربا داره و تماشاچيا با حرکت شادمهر موج می زدن.

News image

آهنگ "خالی نيست " بين لندنی ها کولاک کرد، بچه ها از ته دل شعرش رو از ته دل فرياد می زدن. بار دوم که اين آهنگ رو اجرا کرد ديگه مردم بجای شادمهر می خوندنش، در حالی که در دوبی آهنگ " باور" (هر دو شعراز شاهکار بينش پژوه) مثل بمب صدا کرد.

تکه های تک نوازی ويولن شادمهر مردم رو زنده کرد و همه شعر "گل مريم" رو با صدای ويولنش خوندن. من خيلی تعجب کردم چون اون گروه سنی ای که آمده بود به نظر نمی آمد با اين جور آهنگهای محلی قديمی آشنائی داشته باشن ولی همه شعر رو بلد بودن.

گروه موسيقی

News image
مازيار رهبر گروه موسیقی شادمهر

اعضای ارکستر شادمهر همه کانادائی بودن به جز رهبر گروه، مازيار، که کيبورد می زنه، يک ايرانی ديگه هم نوازنده سازهای کوبه ای بود که تو سوئد هم ديده بودمش.

به نسبت ارکسترهای ايرانی گروه بزرگی روی صحنه بودن (۴ نفر سازهای بادی، دو نفر ارگ، يک نفر درامز، يک نفر سازهای کوبه ای و دو نفر گيتار الکترونيک و آکوستيک ).

بعد که پرس و جو کردم، فهميدم که تو کارشون نخبه هستن (از تکنوازی هاشون معلوم شد). دو تا از نوازنده های گروه هم تو موسيقی پاپ غربی اسم و رسم داشتن و شنيدم که برای سلين ديون ساز می زنن.

قبل از کنسرت ۲۸ روز تمرين داشتن ( خدا رحم کنه به صورتحسابی که Nava media بايد پرداخت کنه!) جالبه که چه تو کنسرتهای کوچک و چه کنسرتهای بزرگ با همين گروه کامل برنامه اجرا کرده. خدا کنه صرف کنه و کنسرتهای بعدی هم شادمهر با گروه زنده بياد رو صحنه.

جلوی صحنه

News image

تماشاچيا اکثراً زير ۲۳ سال بودن خيلی ها هم ۱۴، ۱۵ ساله هائی بودن که اصلاً بهشون نمی اومد.
دخترها خيلی شيک کرده بودن و چند مورد لباس زرق و برقی شب پوشيده بودن و پسرها هم بدک نبودن، طبق معمول ساده يا کلاً مدل لندنی بودن (موهای سيخ سيخی و شلوار جين).

با بعضی ها که حرف می زدم می گفتن که دو سه ساله اومدن لندن و دانشجو هستن. خيلی ها هم از شهرهای دانشجو خيز اطراف لندن آمده بودن کنسرت. چون کنسرت مصادف بود با تعطيلات کريسمس، ايرانی های جاهای ديگه مثل کانادا و قبرس هم تو سالن بودن.

مصاحبه با شادمهر

News image

بعد از کنسرت پريدم پشت صحنه و با شادمهر يک گپ کوتاهی زدم که بعدش پشيمون شدم! چرا؟
کلی سوال بود که نپرسيدم، چون فکر کردم فرداش می بينمش که ... نشد.

حالا گفتگو:

شادمهر اولين بار تو رو در دوبی ديدم. کنسرت امشب لندن هم آخرين کنسرت تو از سری کنسرت های اخيرت بود. چه حسی بعد از اين همه کنسرت داری؟
الان ديگه خيلی راحت تر می تونم برنامه اجرا بکنم. در دوبی خيلی هيجان داشتم، به خاطر اينکه اولين برنامه زنده من بود و دلهره خيلی زيادی داشتم ولی اين برنامه ها چون هر شب و پشت سر هم بود ديگه راحت تر اجرا می کنم.

اجرای پشت سر هم خيلی سخته! اين مدت به تو چطور گذشت؟
آره خيلی سخت بود. مثلاً به اين صورت بود که صبح زود پرواز داشتيم و ظهر بعد از ناهار بايد می رفتيم سر کار و آماده شدن برای کنسرت! قبل از کنسرت لندن ديگه واقعاً نگران بودم و زمان شروع کنسرت داشتم با لرز می رفتم روی صحنه! خيلی حالم بد بود و هر کسی می خواست با من صحبت کنه خودم نمی دونستم چی بايد بگم! ولی انرژی مردم ترس من رو ريخت.

شادمهر، الان ديگه بعد از کنسرت های مختلف تو عوض شدی و يک شادمهر ديگه شدی، احساس خودت چيه؟
خودم هم همين احساس رو دارم که تغييرات زيادی شده و اونها رو توی خودم می بينم.

کنسرت لندن چطور بود؟

خيلی خوب بود. همه مردم موزيک رو خوب می فهمند و اين خيلی مهمه.

تعداد خيلی زيادی جمعيت برای کنسرت لندن اومده بودند که من بايد به خاطرش بهت تبريک بگم!

قربانت. مرسی.

يک سوالی بچه ها پرسيدند اينکه تو در سايت اورکوت Orkut اسم داری؟ چون دو سه نفر به اسم شادمهر عقيلی توی اورکات عضو هستند و همه هم ادعا می کنند که شادمهر هستند!
نه! ولی خوب اين کار اشکالی نداره!

شادمهر جان پرسيدند آهنگ "ستاره" رو چرا توی اين کنسرت ها کم اجرا کردی؟
زمان برنامه خيلی مهم هست و ما بايد آهنگ ها رو جوری پشت سر هم بچينيم که هم زمان مناسب داشته باشه. زمان ما توی لندن تا ساعت ۱۲ شب بيشتر نبود ولی جاهای ديگه تا ساعت ۲ بود!

خبردار شدم که برای عيد قرار شده برای بچه های بم يک آهنگ کار کنی، درسته؟
کار کردم. البته برای يکی از خواننده ها!

ما منتظر خودت هستيم!
چشم.

کلاً از نکات مشخص اجرای زنده شادمهر هنر نوازندگيشه که به کنسرتهاش تنوع ميده و با محبوبيتی که بين جوونا داره، و ابتکارش در اجرای زنده ( مثل صحنه دستگيريش تو کانادا) بدون شک جای خودش رو بين خوانندگان ايرانی خارج از کشور باز کرده.

ولی آخر شب چی شد...

برای گرفتن کتها سف طولانی تو سالن بسته بودن که آخر نداشت و دعوائی که بين انتظامات سالن و مردم شد و در نتيجه اش پليس دخالت کرد!!!

نتيجه...

خيلی خوش گذشت و نسبت به کنسرتهای لندن خوب و منظم برگزار شد و همه چيز سر وقت بود. به نسبت اون دو هزار نفری که کنسرت آمده بودن جو خيلی مثبت بود.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران