|
30 ثانیه قبل از کنسرت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بر حسب اتفاق درست چند دقيقه قبل از اينکه شادمهر بره روی صحنه ديدمش. تو يکی از اتاقهای پشت صحنه داشتم با جمشيد حرف می زدم که شادمهر و گروهش آمدن توی راهرو و منتظر اعلام برنامه شون شدن. با لبخند و کله، يک درود بی کلام! برای هم فرستاديم و صدای دست مردم و جيغ هاشون رفت بالا.
من يادمه که دوبی هم همينطور بود. وقتی که ازش تعريف می کنن ناراحت می شه. توی راهرو متوجه شدم که حالش خوب نيست حتی يک کمی لرز داشت! از بی خوابی و سفر و هيجان شايد؟ روی صحنه رفت و کنسرت رو شروع کرد. ديگه بچه ها داشتن خودشونو می کشتن. به حدی دست زدن و داد زدن که صدای موسيقی به زحمت شنيده می شد. البته چند آهنگ اول صدای شادمهر به نظر می آمد يک کمی اغتشاش داره! ولی بعد درست شد.
اجرای روی صحنه شادمهر با دوبی خيلی فرق می کرد. البته اينجا تو لندن تماشاچيا می تونن بچسبن به صحنه و حتی به خواننده دست بزنن! ولی تو دوبی يک فاصله" امنيتی – طبقاتی" بين خواننده و مردم بود!!!( آخه چند رديف اول لژ نشينها بودن و محافظا). تو لندن ولی هر طرف که شادمهر می رفت دستها به طرفش دراز می شد، انگار آهن ربا داره و تماشاچيا با حرکت شادمهر موج می زدن.
آهنگ "خالی نيست " بين لندنی ها کولاک کرد، بچه ها از ته دل شعرش رو از ته دل فرياد می زدن. بار دوم که اين آهنگ رو اجرا کرد ديگه مردم بجای شادمهر می خوندنش، در حالی که در دوبی آهنگ " باور" (هر دو شعراز شاهکار بينش پژوه) مثل بمب صدا کرد. تکه های تک نوازی ويولن شادمهر مردم رو زنده کرد و همه شعر "گل مريم" رو با صدای ويولنش خوندن. من خيلی تعجب کردم چون اون گروه سنی ای که آمده بود به نظر نمی آمد با اين جور آهنگهای محلی قديمی آشنائی داشته باشن ولی همه شعر رو بلد بودن. گروه موسيقی
اعضای ارکستر شادمهر همه کانادائی بودن به جز رهبر گروه، مازيار، که کيبورد می زنه، يک ايرانی ديگه هم نوازنده سازهای کوبه ای بود که تو سوئد هم ديده بودمش. به نسبت ارکسترهای ايرانی گروه بزرگی روی صحنه بودن (۴ نفر سازهای بادی، دو نفر ارگ، يک نفر درامز، يک نفر سازهای کوبه ای و دو نفر گيتار الکترونيک و آکوستيک ). بعد که پرس و جو کردم، فهميدم که تو کارشون نخبه هستن (از تکنوازی هاشون معلوم شد). دو تا از نوازنده های گروه هم تو موسيقی پاپ غربی اسم و رسم داشتن و شنيدم که برای سلين ديون ساز می زنن. قبل از کنسرت ۲۸ روز تمرين داشتن ( خدا رحم کنه به صورتحسابی که Nava media بايد پرداخت کنه!) جالبه که چه تو کنسرتهای کوچک و چه کنسرتهای بزرگ با همين گروه کامل برنامه اجرا کرده. خدا کنه صرف کنه و کنسرتهای بعدی هم شادمهر با گروه زنده بياد رو صحنه. جلوی صحنه
تماشاچيا اکثراً زير ۲۳ سال بودن خيلی ها هم ۱۴، ۱۵ ساله هائی بودن که اصلاً بهشون نمی اومد. با بعضی ها که حرف می زدم می گفتن که دو سه ساله اومدن لندن و دانشجو هستن. خيلی ها هم از شهرهای دانشجو خيز اطراف لندن آمده بودن کنسرت. چون کنسرت مصادف بود با تعطيلات کريسمس، ايرانی های جاهای ديگه مثل کانادا و قبرس هم تو سالن بودن. مصاحبه با شادمهر
بعد از کنسرت پريدم پشت صحنه و با شادمهر يک گپ کوتاهی زدم که بعدش پشيمون شدم! چرا؟ حالا گفتگو: شادمهر اولين بار تو رو در دوبی ديدم. کنسرت امشب لندن هم آخرين کنسرت تو از سری کنسرت های اخيرت بود. چه حسی بعد از اين همه کنسرت داری؟ اجرای پشت سر هم خيلی سخته! اين مدت به تو چطور گذشت؟ شادمهر، الان ديگه بعد از کنسرت های مختلف تو عوض شدی و يک شادمهر ديگه شدی، احساس خودت چيه؟ يک سوالی بچه ها پرسيدند اينکه تو در سايت اورکوت Orkut اسم داری؟ چون دو سه نفر به اسم شادمهر عقيلی توی اورکات عضو هستند و همه هم ادعا می کنند که شادمهر هستند! شادمهر جان پرسيدند آهنگ "ستاره" رو چرا توی اين کنسرت ها کم اجرا کردی؟ خبردار شدم که برای عيد قرار شده برای بچه های بم يک آهنگ کار کنی، درسته؟ ما منتظر خودت هستيم! کلاً از نکات مشخص اجرای زنده شادمهر هنر نوازندگيشه که به کنسرتهاش تنوع ميده و با محبوبيتی که بين جوونا داره، و ابتکارش در اجرای زنده ( مثل صحنه دستگيريش تو کانادا) بدون شک جای خودش رو بين خوانندگان ايرانی خارج از کشور باز کرده. ولی آخر شب چی شد... برای گرفتن کتها سف طولانی تو سالن بسته بودن که آخر نداشت و دعوائی که بين انتظامات سالن و مردم شد و در نتيجه اش پليس دخالت کرد!!! نتيجه... خيلی خوش گذشت و نسبت به کنسرتهای لندن خوب و منظم برگزار شد و همه چيز سر وقت بود. به نسبت اون دو هزار نفری که کنسرت آمده بودن جو خيلی مثبت بود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||