|
گفتگو با ابراهيم نبوی در لندن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اين هفته ميزبانی هنرمندی سرشناس رو بر عهده داريم که در جريان يک سفر کوتاه به لندن به دعوت ما، در استوديوی روز هفتم حاضر شدند تا با شما گفتگو کنند.
اين مهمان، ابراهيم نبوی، طنزپرداز سرشناس ايرانی است. چون از اکثر فعاليت های آقای نبوی از طريق سايت اينترنتی خودشون آگاه هستيم، از ايشون ميخوام که به ويژه درباره سايت جديدی که داير کردند، همچنين از برنامه اخير کمدی خودشان در آمستردام بگن که بسيار مورد استقبال علاقمندان قرار گرفته که با برنامه های گذشته ايشون کاملاً متفاوت بوده. سلام. البته غير از اين دو موضوع، موضوع های ديگه ای هم هست که مردم درباره من نمی دونند. يکی از دلايل موفقيت من، همينی هست که ديگران موضوعاتی رو درباره من نمی دونند! وب سايت جديد که DoomDam نام داره، وب سايت شخصی من هست که در اون داستان، ترجمه ترانه ها و کارهای طنز خاصی می گذارم. البته هنوز اين سايت شناخته شده نيست و تازه شروع به کار کرده. اما قصد دارم که کارهای چاپ نشده و شخصی خودم رو که با هنر و ادبيات سر و کار داره در اين سايت بگذارم. آدرس کامل وب سايت جديد شما چيه؟ www.doomdam.com البته از توی صفحه ای که من در سايت گويا دارم هم می تونيد وارد اين سايت بشين. درباره برنامه آمستردام برامون بگين. برنامه آمستردام جزو برنامه هايی بود که خودم احساس خوبی نسبت بهش داشتم. معمولاً خودم نسبت به کارهايی که می کنم احساس خوبی ندارم. اما اين دفعه احساس عجيب و غريبی داشتم! من چهار شخصيت بلاتکليف داشتم که اينها رو خودم به شکلی به وجود آورده بودم و اونها محورهای اصلی برنامه آمستردام شدند. يعنی شخصيت استاد حسنی، استاد حق خواه، استاد عنکبوت که همون شخصيت آقای شريعتمداری هست و استاد عباسی که در حقيقت همون حسن عباسی هست. سعی کردم درباره اين چند شخصيت صحبت بکنم و با متدهای علمی اثبات بکنم که اين چهار نفر با هم خيلی فرق نمی کنند. چون قبلاً فکر می کردم که مردم وقتی به اين جور جاها ميان، می خواهند چيزهای خيلی مهمی رو بدونند، من هم خيلی تلاش کردم که بحث های قانع کننده ای رو به اونها بگم. اين دفعه چون من آمادگی کامل نداشتم برنامه جذاب تر شد و چون خيلی چيز مهمی رو به مردم نگفتم، مردم هم استقبال خوبی کردند و کلی خنديدند.
اگر چه اجرای همه اين نقش ها امکان پذير نيست. اما ميشه يکی از اين نقش ها رو برای ما اجرا بکنيد؟ آقای حسنی، در مورد ترور تئو ونگوک در هلند يک سری حرف های زدند که ... (شخصيت حسنی) " من اينجا اخطار می کنم به اين ونگوک که، ونگوک تو رفتی اونجا نقاشی لخت زن مردم می کشی ؟ برای چی اين کار رو می کنی؟ و اگر اين کار رو می کنی، برای همينه که اون جوان آمد از مراکش تو رو ميکشه! تا تو باشی ديگه از اين کارها نکنی و عکس های تابلوهات هم، همه رو پاره می کنم. از همين جا به اون گوجن که اسمش هم خيلی بده و بی ناموسی، ميگم که به تو هم اخطار می کنم ميان برادر تو رو هم می زنن می کشن. و يک پيام هم دارم برای سازگارا، که تو حالا برای من رفراندوم درست می کنی؟ غلط می کنی رفراندوم درست می کنی! من توی دهن تو می زنم نميزارم ديگه اين کار رو بکنی! چطور شما به فکر خلق اين قبيل شخصيت ها می افتيد و در اصل از چه چيزی الهام می گيريد؟ من گاهی فکر می کنم اين روح قبلی من بوده! چون بعضی وقت ها که به جمهوری اسلامی فکر می کنم، دچار خنگی ميشم! يعنی هر چيزی رو کج و کوله می بينم! يا وقتی می خوام حرف بزنم، می بينم حرف هام اشتباه هست! بعد يک دفعه همه ميگن "اه، تو مثل حسنی حرف می زنی!" اصلاً يک جورايی ذهن من با واژه ها درگير ميشه و قاطی می کنم! واقعيتش اينه که وقتی خود ايشون اين چيزها رو می شنوه، چه فکری می کنه! شما می تونيد خيلی چيزهايی که اتفاق افتاده رو از من بپرسيد و من از قول حسنی به شما بگم که نظرش چيه! من می تونم بلافاصله جواب اون رو بدم و لازم نيست حتی فکری هم بکنم! وقتی اول حرف بزنم و بعداً اگر لازم شد فکر بکنم، ميشم مثل اون! به اين ترتيب اگر من در يک گفتگو با شما، نظرتون رو درباره مسئله روز ايران بپرسم، شما چه نظری ميدين؟ (شخصيت حسنی) اتم از همه چيز داغ تره! برای اينکه اين بمبه منفجر ميشه، همه آدم ها رو از خودش منفجر می کنه و می کشه و اگر اين بمب اتمی به اسرائيل بخوره، اسرائيل چون ما با اون مخالفت می کنيم، اون اشکالی نداره. ولی اگر اسلام باشه به اون نبايد بخوره و ما با اون مخالفيم! شما فکر می کنيد ايران واقعاً ميتونه موشک اتمی درست بکنه؟ (شخصيت حسنی) من فکر می کنم همه چيزی ما می تونيم درست بکنيم. يعنی هر چيزی که خراب کار باشه، من خودم درست می کنم! يعنی ما چه دانشمند های زيادی دارم مثل آقای عباسی در تهران که اين دکترين درست ميکنه! دکترين از بمب اتم هم سخت تره! يک شرکتی که اين رئيسشه و اينها همه چيز درست می کنند. يخچال، شهاب ۳ ، بمب اتم، کلاهک هسته ای، حتی اورانيوم! ولی با اين محدوديت هايی که آمريکا و اروپا مطرح کردند ... (شخصيت حسنی) غلط کردند اروپا و آمريکا! ولی خوب حالا که ايران توافق کرده! (شخصيت حسنی) ايران توافق کرده! خوب حالا ما يه چيزی گفتيم! اون طوری نيست که ما يه چيزی گفتيم يعنی اون رو قبول کنيم! يعنی ممکنه شما دوباره نظرتون عوض بشه؟ (شخصيت حسنی) من که نظری ندارم، ولی عوض ميشه، بله! اون وقت در اين صورت نگران عواقبش نيستيد؟ (شخصيت حسنی) عواقب چی؟ عواقب ساختن بمب اتم؟ (شخصيت حسنی) نه! اون ساختن بمب اتم عمليات می کنيم! عواقب نمی کنيم! خوب اينکه گفتن پرونده ايران به شورای امنيت ارسال ميشه چی؟ (شخصيت حسنی) پرونده رو پاره می کنيم ميندازيم دور! پرونده چی چی؟ من اين رو چند بار گفتم، پرونده يه چيز کوچيکيه، يه نفر رو ميفرستی پرونده رو ور ميداره! پرونده رو ورداره اينها چيو ميخوان ببرن به شورای امنيت؟ کاری نداره که! اين همه نيروهای طرفدار جمهوری اسلامی ايران در مراکش و سودان هست. ميگيم ميره اونجا! ميگيم غيرت داری، ميگه آره. بعد پرونده رو می دزده مياره! کاری نداره! بنابراين هيچ وحشتی از طرح پرونده ايران ندارين؟ (شخصيت حسنی) نه! پرونده رو برداره چيو ميخواد طرح کنه! همه اون رو هم يادش ميره! اين رو کشورهای اروپايی هم می دونند؟ (شخصيت حسنی) کشورهای اروپايی .... نميدونم! فکر نمی کنم! مگر اينکه اين حرف ما رو گوش کرده باشن! که شما اگر يه کاری بکنين که اين برنامه ترجمه انگليسی نکنن، اونها نمی فهمند! خوب اين برنامه داره نشون داده ميشه و اونها هم مترجم دارند! (شخصيت حسنی) پس می خوای من اينها رو ترکی بگم که اونها نمی فهمند! |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||