|
آيا می توان شکسپير را به تصوف ربط داد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تالار تئاتر شکسپير گلوب بر کرانه رود تيمز در لندن که در زمان حيات ويليام شکسپير، شاعر و نمايشنامه نويس بزرگ انگليسی، محلی بوده که او نمايشنامه های خود را در آن روی صحنه می برده است، امسال بخش عمده ای از برنامه های پاييزی خود را به موضوع اسلام در آثار شکسپير اختصاص داده است. طی هفته جاری، اين برنامه ها با ايامی مصادف شده است که مسلمانان بريتانيا طی ده سال گذشته با عنوان "هفته آگاهی از اسلام" در آن با برگزاری مراسم و برنامه های ويژه ای به افزودن بر آگاهيهای جامعه مسلمانان اين کشور می پردازند. تلاقی اين دو مناسبت به برپايی برنامه هايی در تالار شکسپير گلوب انجاميد که حاصل همکاری اين تالار با جامعه مسلمانان بريتانياست. يکی از برنامه هايی که در اين چارچوب انجام گرفته، سخنرانی شيخ حمزه يوسف، رئيس مؤسسه اسلامی زيتونه در کاليفرنيای آمريکا با موضوع تصوف در اشعار شکسپير است. شيخ حمزه يوسف که نام اصلی اش مارک هانسن و اهل کاليفرنيای آمريکاست در هفده سالگی به دين اسلام و مذهب مالکی، از مذاهب چهارگانه اهل سنت، گرويده و از آن پس عمر خود را صرف آموزش علوم اسلامی و سپس تعليم آن کرده است. او همچنين به سلک صوفيان درآمده و از پيروان سلسله صوفيه مرابطون در کشور موريتانی است. موضوع شکسپير و تصوف که برای سخنرانی شيخ حمزه يوسف انتخاب شده بود، اين توقع را ايجاد می کرد که او اشاراتی در آثار اين نام آورترين شاعر انگليسی پيدا کرده باشد که به نمادها و تعاليم تصوف اسلامی اشاره مستقيم داشته و حاکی از اين باشد که شکسپير تصوف را در شکل اسلامی يا مسيحی آن می شناخته و در آثار خود نمادها و آموزه های آيين طريقت را به کار برده است. اما در سرتاسر سخنرانی نسبتاً طولانی شيخ حمزه که با بيانی بسيار گيرا و به شيوه واعظان سخنور ايراد شد که معمولاً جذب مخاطب را بر انسجام گفتار ترجيح می دهند، اشاره به اشعار شکسپير تنها بخش کوچکی از سخنان او را تشکيل می داد و در حد آوردن چند نمونه خلاصه می شد.
شيخ حمزه برای مثال به شخصيت ياگو در داستان اتللو به عنوان نمادی از خشم و نفرت اشاره می کرد و سپس آن را به سخنی از پيامبر اسلام درباره اين دو حس مذموم بشری ربط می داد و سپس به موعظه در اين باره می پرداخت و اندرزهای خود را به شيوه واعظان سخن پرداز به حکايات و لطيفه هايی می آراست. شواهدی که شيخ حمزه برای وجود عناصر صوفيانه در اشعار شکسپير می داد عمدتاً شباهتهايی بود که ميان پيامهايی اخلاقی که از اين اشعار برداشت کرده بود با پيامهای اخلاقی تصوف و شريعت اسلامی بر قرار می کرد. شباهتهايی که با توجه به زبان نمادين شعر، شايد بتوان در آثار هر شاعری از هر مليتی و مذهبی که باشد پيدا کرد. در گفتار شيخ حمزه، بويژه در نيمه نخست آن، بيش از آنکه حرفی از شکسپير باشد، سخن از اسامه بن لادن و مايکل مور و شخصيتهای خبرساز روز بود، هر چند او در آخرين دقايق سخنرانی به نحوی به شکسپير بازگشت و با اشاره به اينکه او با داستان پرداختن از عشق، همچون صوفيان مسلمان، عشق آسمانی و الهی را در نظر داشته بر سر اشعاری از محی الدين عربی رفت و سپس سخنرانی را با اشعاری در مورد امام حسين، امام سوم شيعيان که او وی را شهيد راه عشق و سيدالعاشقين می خواند به پايان برد. مخاطبان سخنرانی که جمع کثيری بودند و تالار بسيار بزرگی را سرتاسر در بر گرفته بودند، عمدتاً مسلمانان ساکن بريتانيا بودند و در ميان آنان چهره های بريتانياييهايی که به اسلام گرويده بودند نيز زياد به چشم می خورد. در ميان شرکت کنندگان علاقه زيادی به گفتار شيخ حمزه بوضوح حس می شد. حنان، جوان پاکستانی الاصل می گفت که شيخ حمزه در سخنرانی اش از معانی پنهان تازه ای در پس اشعار شکسپير پرده برداشته است. همچنين می گفت برايش جالب است که در حالی که شعر شکسپير برای مسلمانها چيزی است که سعی می کنند از آن فاصله بگيرند، شيخ حمزه او را به شکسپير نزديکتر می کند. ساجده، دختر پاکستانی تبار نيز می گفت شيخ حمزه در سخنرانی اش نشان داده که افکار و احساساتی که در شعر بيان می شود، چه در اشعار صوفيانه باشد و چه در آثار شکسپير، افکار و احساساتی جهانی اند و بايد به جای فکر کردن به تفاوتها به دنبال هماننديها بود. اما هلا صالح، دختر مصری تبار نظر ديگری داشت و می گفت که سخنرانی شيخ حمزه چيز تازه ای درباره شکسپير برايش نداشته و تنها برداشت شخصی شيخ حمزه از اشعار شکسپير بوده است. شايد اگر سخنرانی شيخ حمزه در محيطی تخصصی و در جمع کسانی ايراد می شد که آشنايی بيشتری با تصوف اسلامی داشتند، واکنشی متفاوت با مخاطبان جوان و پرهيجان او در تالار شکسپير گلوب بر می انگيخت. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||