|
Gooya.com ولی از پشت سر! | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فرشاد جان من فکر می کردم که تو يک مرد بالای پنجاه سال هستی و اضافه وزن هم داری!!! اينجوری بودم. اين چند ساله بعد از درست کردن سايت گويا جوون شدم! اينجوری که ما می دونيم ۵۴ درصد از کسانی که از خارج، به سايت بی بی سی مراجعه می کنند از سايت شما ميان! بنابراين سايت پرطرفداری دارين. روزی چند نفر از سايت شما ديدن می کنند؟ خيلی دقيق نمی تونم بگم چون برنامه هايی که برای کنترل اين کار استفاده می کنيم حرفه ای نيستند که بخوان اطلاعات دقيقی به ما بدهند. اما سايت گويا (Gooya) روزانه حدود ۶۰ تا ۱۲۰ هزار نفر و سايت GooyaNews هم روزانه بين ۳۰ تا ۸۰ هزار بازديد کننده داره.
چی شد که سايت گويا رو روی اينترنت باز کردين؟ اتفاقی! اشتباه کردم، رفيق بد و ... اما واقعاً من نه اينترنت بلد بودم نه کامپيوتر! الان هم بلد نيستم! يک شب پای کامپيوتر نشسته بودم و داشتم توی اينترنت جستجو می کردم. توی تبليغات يک سايتی رو ديدم که به صورت رايگان يک فضای اينترنتی می داد. من هم تصميم گرفتم سايت گويا رو راه اندازی بکنم. اولين بار چند تا لينک توی صفحه سايت گذاشتم و بالاش هم نوشتم "گويا" و اين شد سايت گويا در سال ۱۹۹۸. اون موقع خودت چکار می کردی؟ من برای چند مغازه توی بروکسل کار حمل و نقل اجناس انجام می دادم. اين همه استعداد رو داشتی اونجا خفه می کردی!!! اصلاً فکر می کردی که اين سايت انقدر طرفدار پيدا بکنه؟ نه! اون موقع سايت ما دو نفر بازديدکننده بيشتر نداشت! من و يکی از دوستانم! اون دوستم هم بعد ها به من گفت فکر می کردم تو چقدر آدم بی کاری هستی که اين همه سايت هست، تو برداشتی و دوباره اين کار رو کردی و داری وقتت رو تلف می کنی! کم کم يک سری مجلاتی که توی ايران بودند رو اسکن می کردم و توی سايت می گذاشتم که کار خيلی جذابی برای ايرانی های خارج از ايران بود. کم کم سايت های مختلف به ما لينک دادند و در نهايت سايت پا گرفت.
شما از دوره ای که صرفاً فقط لينک داشتيد گذشتيد و يک سايت خبری هم شديد، درسته؟ بله. سايت Gooya.com رسيد به جايی که شکل و حالت خودش رو پيدا کرد. مطالب و مقالات مختلفی برای من ارسال می شد و اينها تماماً در صفحه پر شدند و بخش News سايت پر از مطالب خبری شده بود. سر انتخابات دوم آقای خاتمی حجم اين اخبار زيادتر شد و من تصميم گرفتم تا سايت خبری گويا رو راه بياندازم. اين کار هم همزمان بود با راه اندازی بخش فارسی بی بی سی! کلاً چند نفر روی اين سايت کار می کنند؟ فقط دو نفر! من و يک نفر که توی بخش خبری به من کمک می کنه. الان که اومدی لندن، درو روش قفل نکردی که؟ مشکلی نيست. غذای کافی براش خريدم ...! فرشاد چند سالته؟ متولد ۱۳۴۷ هستم.
چند وقت پيش يک سری مقالات بر ضد سايت گويا توی ايران چاپ شد. اون موقع توی ذوقت نخورد يا نگران نشدی؟ نه! انقدر ماجرا و سناريويی که درست کرده بودند کمدی بود که بيشتر باعث خنده من شد! ولی متأسفانه چون يک عده برای اين کار جدی درگير شدند و به خاطر همين درگيری در زندان هستند نمی شد به اونها هم خنديد! ميشه جريان رو برامون بگی که چی بوده؟ يک سری از بچه هايی که با سايت های اينترنتی مثل سايت رويداد و ... کار می کردند رو دستگير کردند. علت اون دستگيری ها رو هم به اين صورت گفتند که يک مرد عنکبوتی هست که يک شبکه درست کرده که يک طرفش راديو فرداست و يک طرف اون راديو بی بی سی و در خارج سايت گويا هماهنگ کننده اين کار هست و در ايران سايت امروز! تو فکر می کنی چت کردن يا همين گپستان خودمون که بيشتر برای تفريح استفاده ميشه هيچ سودی هم به حال نسل جديد خواهد داشت؟
بدون شک غير مستقيم خواهد داشت. همين که بتونند با هم حرف بزنند کاری که نسل قديم نمی تونست انجام بده و مثلاً از آدمی که اون طرف دنياست تجربه کسب کنند می تونه مفيد باشه و در حقيقت می تونه نسل رو عوض بکنه. کما اينکه عوض هم شده ... حسين درخشان يک حرف خوب می زنه که گفتمان نسل جديد با قديمی ها فرق می کنه. همديگر رو راحت نقد می کنند ... خودخواهی های مثبتی دارند که قديمی ها نداشتند و غيره که اين ها خيلی راحت تر می تونه توی اينترنت اتفاق بيافته. من ديدم توی سايت تبليغات دارين، اما ايرانی ها چندان اهل خريد اينترنتی نيستند! اينجوری زندگی تو با اين سايت ميگذره؟ بيشتر تبليغاتی که ما داريم در رابطه با مهاجرت هست. همه دوست دارند از ايران بيرون بيان! شرکت های مهاجرتی هم خوب تبليغ می کنند. من فکر می کنم مجموعه گويا تونسته به ۸۰ درصد پتانسيل تبليغات اينترنت در سايت های ايرانی زبان با وجود همه مشکلاتش دست پيدا بکنه. سايت گويا شش سال هست که راه افتاده، سايت ما هم به زودی چهار ساله می شه... فکر می کنی واقعاً داريم به انقلاب اطلاعاتی می رسيم؟
قطعاً. من به طور مثال با کسی کار می کنم که هيچ وقت اون رو نمی بينمش! با يک نفر به صورت حرفی يک قرارداد بستم! حتی ما عکس همديگر رو هم نديديم! يک صحبتی با آقای خرسندی (طنز نويس ايرانی) داشتم و ايشون می گفت که تا وقتی که يک چيزی روی کاغذ نياد من فکر نمی کنم اين جديه، من گفتم که برای من برعکسه! وقتی چيزی از روی کاغذ روی اينترنت ميره من کاغذ رو پاره می کنم و اون مطلب برام تازه جدی ميشه! اين دو تا تفاوت دو نسل مختلف هست! |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||