BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 20:20 گرينويچ - شنبه 06 نوامبر 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سايه سرد کاغذ بر روزنامه نگاری حرفه ای در ايران

.
روزنامه شرق، از معدود روزنامه های باقی مانده دوم خردادی، با طرح مشکلاتی که کمبود و شیوه توزیع کاغذ برای نشریات مستقل به وجود می آورد، بار دیگر بر یکی از مهمترین مسائل فرهنگی ایران انگشت گذاشت.

شرق اعلام کرد که کمبود کاغذ این روزنامه را با خطر توقف انتشار رودررو کرده است.

تولید، واردات و توزیع کاغذ در ایران از مسئله ای اقتصادی به یکی از اثرگذارترین عوامل مؤثر در فرهنگ و مطبوعات ایران بدل شده است.

سهمیه بندی کاغذ و یارانه های دولتی در

 بخش خصوصی به دلیل نرخ ریسک بالا از سرمایه گذاری در نشریات پرهیز می کند، تیراژها و درآمد حاصل از آگهی پایین است و خطر توقیف نشریه همواره مطرح است، رویه جاری و راه حلهای ارائه شده پاسخی مناسب برای بحران مزمن کاغذ به شمار نمی آیند
صنعت نشر و مطبوعات نه فقط می تواند چون اهرمی کارا برای اعمال نظارت بر مطبوعات به کار رود، که مهمتر از آن، در افت کیفیت مطبوعات نقشی مؤثر دارد و می تواند با بی مقدار کردن ارزشهای روزنامه نگاری حرفه ای، رانتخواری و روحیه دلالی را در فعالیتهای فرهنگی رواج دهد.

یکی دو سالی پس از انقلاب اسلامی، تجارت خارجی و اغلب صنایع، از جمله واردات و مدیریت کارخانه های تولید کاغذ، در انحصار دولت قرار گرفت.

جهموری اسلامی که بر خلاف نظامهای غیرایدئولوژیک بر کار فرهنگی تأکید می کند، کاغذ را کالایی استراتژیک اعلام کرد و با شعار «حمایت از فرهنگ و مطبوعات» سهمیه ای با عنوان «ارز فرهنگی» با نرخی کمتر از نرخ رسمی و بسیار پایینتر از نرخ بازار آزاد ارزهای خارجی، برای خرید فیلم و زینگ و کاغذ مود نیاز ناشران و مطبوعات اختصاص داد.

ارز فرهنگی و یارانه کاغذ در اختیار روزنامه های دولتی و دو اداره کل کتاب و مطبوعات در وزارت ارشاد اسلامی قرار گرفت.

در اقتصاد نیمه دولتی ایران تفاوت بالای نرخ برابری ریال در برابر ارزهای خارجی، به پیدایش بازار آزاد ارز و کالاهای اساسی، از جمله کاغذ منجر شد.

صنعت نشر و مطبوعات مستقل ایران که به دلیل پایین بودن تیراژها و درآمد حاصل از آگهی و به دلیل بهای بالای کاغذ در بازار آزاد از تأمین کاغد مورد نیاز خود ناتوان بودند، برای ادامه حیات به یارانه های دولتی متکی شدند.

اعمال معیارهای سیاسی و مکتبی، به جای توزیع یارانه های دولتی بر اساس تیراژ واقعی، سهمیه بندی کاغذ را به اهرمی مؤثر برای سانسور و هدایت مطبوعات بدل کرد.

 اعمال معیارهای سیاسی و مکتبی، به جای توزیع یارانه های دولتی بر اساس تیراژ واقعی، سهمیه بندی کاغذ را به اهرمی مؤثر برای سانسور و هدایت مطبوعات بدل کرد

کوشش برخی مدیران مسئول و سرمایه گذاران نشریات برای هماهنگ کردن نشریه های خود با معیارهای وزارت ارشاد و دریافت سهمیه بیشتر کاغذ از عوامل مهم خود سانسوری در ایران است.

کاهش و گاه قطع سهمیه کاغد به عنوان اخطار یا تنبیه، بویژه برای روزنامه ها که به کاغذ وارداتی در حجم بالا نیاز دارند، عاملی تعیین کننده است.

اما عوارض ناگزیر اخلاقی، حرفه ای، ارزشی و روانشناختی اتکا به یارانه های دولتی در کار فرهنگی و مطبوعاتی از تشدید سانسور فراتر رفته و نتایجی زیانبار در نظام ارزشی و ساختارهای اخلاقی جامعه فرهنگی و مطبوعاتی ایران به بار آورده است.

اعلام تیراژهای غیرواقعی برای گرفتن کاغذ بیشتر و فروش آن در بازار آزاد، برخی ناشران و مدیران مطبوعات را به رانتخواری و شیوه های ناسالم دلالی سوق داده و فضای فرهنگی و مطبوعاتی ایران را به بیماريهای اقتصاد دولتی آلوده است.

در حالی که سهمیه کاغذ برخی مدیران نشریات چند برابر تیراژ واقعی است، برخی دیگر برای تهیه کاغذ مورد نیاز خود ناگزیر به بازار آزاد، همکاران یا دلالان، مراجعه می کنند.

اغلب روزنامه های مستقل به دلیل سهمیه کاغذ نامتناسب با تیراژ نمی توانند با نشریات برخوردار از سهمیه ارزی بالا رقابت کنند.

برای آن گروه از ناشران و مدیران مطبوعات که از سهمیه ای بالاتر از تیراژ واقعی برخوردارند انتشار نشریه با سهمیه بالای کاغذ مرغوب نه کاری فرهنگی که تجارتی سودآور است.

تعداد بالای ناشران و عناوین تازه در سنجش با تیراژ پایین کتاب و نشریه در ایران را نیز سود حاصل از فروش کاغذ اضافی در بازار آزاد توضیح می دهد.

سود هنگفت حاصل از فروش کاغذ در بازار آزاد نیاز به موفقیت در رقابت حرفه ای را کمرنگ می کند و در موقعیتی که سهمیه یارانه های دولتی و تفاوت نرخهای رسمی و آزاد کاغذ منبع اصلی سودآوری است جایی برای بهره گیری از تخصصهای حرفه ای گران باقی نمی ماند.

افت کیفی، ناچیز شمردن ارزشهای حرفه ای، رواج روحیه دلالی در عرصه فعالیتهای فرهنگی از نتایج ناگزیر موقعیتی از این دست است و روزنامه نویسان و ویراستاران حرفه ای و کارآمد در مطبوعات و صنعت نشر جای خود را به نیروهای کم تجربه ارزان می دهند.

بیشتر روزنامه های ایران با سرمایه دولت یا گروههای سیاسی مجاز منتشر می شوند و بخش خصوصی، جز در عرصه مجلات، پا نگرفته است.

روزنامه های مستقل همواره با خطر کاهش یارانه ها مواجهند و برای بقا به کمکهای دولتی وابسته اند.

حذف یارانه ها و سپردن تولید و واردات کاغذ به بخش خصوصی، تخصیص یارانه ها به خرید نشریات و کتاب برای کتابخانه های عمومی از پیشنهادهایی است که در سالهای اخیر مطرح شده است اما در حالی که انتشار روزنامه و مجله به مجوز دولتی نیازمند است، گروههای پرقدرتی از سهمیه بندی کاغذ و یارانه های دولتی سود می برند، روزنامه های دولتی به اتکای سهمیه کاغذ با روزنامه های مستقل رقابت می کنند، بخش خصوصی به دلیل نرخ ریسک بالا از سرمایه گذاری در نشریات پرهیز می کند، تیراژها و درآمد حاصل از آگهی پایین است و خطر توقیف نشریه همواره مطرح است، رویه جاری و راه حلهای ارائه شده پاسخی مناسب برای بحران مزمن کاغذ به شمار نمی آیند.

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران