|
روز هفتم: جوونای بم :" آخرین مشکل ما خونه است " | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گفتگوی بهزاد با نسرين و ناصر، دو جوان از بم در باره مشکلاتشان و زندگی روزمره آنها بعد زلزله بم.
من ۲۰ سالم هست. ناصر جان، شما چی؟ من هم ۲۷ سالمه. چه مشکلاتی به عنوان يک مرد جوان در بم داری؟ بعد از اين حادثه ای که در بم اتفاق افتاده، هيچ امکاناتی نيست که ما حداقل بتونيم خودمون رو سرگرم کنيم. مجبوريم يک جوری خودمون رو سرگرم کنيم! چه فشار روحی و مشکلاتی بعد از زلزله بم داری؟ نسرين: مشکلات روحی که زياده! زلزله اثرات روحی بدی روی جوونها گذاشت. يکی از مشکلات ما بيکاری هست. الان من خودم ۲۰ سالم هست و فقط توی خونه نشستم و هيچ کاری به غير از کارهای خونه ندارم و اين برام خيلی مشکله. شب ها که کلاً برام يک کابوس هست. وقتی زلزله يادم مياد تا صبح نمی خوابم.
چه سرگرمی داريد؟ ناصر: با دوستامون حرف بزنيم. تلويزيون نگاه کنيم. بعضی موقع ها موسيقی گوش می کنيم. نسرين: خودمون رو بالاخره با تلويزيون و نوارکاست و اين جور چيزها سرگرم می کنيم. چه چيزهايی توی ذهنت ميگذره و نگرانت می کنه؟ ناصر: من هميشه به اين فکر می کنم که چه اتفاقی برای آينده من ميافته چون هيچ تصوری ازش ندارم.
چه طرح هايی رو دولت بهش عمل کرده و شما در شهر بم اون ها رو می بينيد؟ نسرين: چند تايی کارگاه درست کردند ولی فايده ای نداشته. چون بعضی از جوونها اصلاً در شأن خودشون نمی بينند که بخواهند اين کارها رو شروع کنند. ناصر: اگر بخواهيد از لحاظ تفريحی بگيم که هنوز هيچ کاری صورت نگرفته! حتی مثلاً يک ورزشگاه باشه که جوون ها بتونند توی رشته ای که دوست دارند سرگرم کنند، فعلاً نيست! فقط برخی از افراد به صورت خصوصی بعضی از باشگاه ها رو راه انداختند.
شهرداری و پايگاه پژوهشی ارگ بم يک گردهمايی به عنوان "آموزش فيلم سازی" به راه انداختند که از جوون ها استفاده کنند و استقبال خوبی هم داشته! ناصر: بالاخره همه که نبايد فيلم ساز بشن! نسرين: اينکه کارهای هنری و موسيقی رو راه انداختند درسته. من خودم يک مدتی توی اين کلاس ها رفتم ولی فايده ای برام نداشت و ديگه ادامه ندادم! چه نقطه ضعفی در اين کار بود که فايده ای برات نداشت؟ نسرين: جو بم طوری بود که همچين چيزی رو قبول نمی کرد.
برای دخترها چه مشکلاتی در بم وجود داره؟ نسرين: دخترها مشکلات زياد دارند. مثل رفت و آمدها. وضع بم جوری شده که برای دخترها امنيت کامل نيست. يعنی وقتی هوا تاريک ميشه ما بايد توی خونه باشيم! يک مقداری هم از نظر بهداشتی مشکل داريم. دوست داری دولت چه طرحی رو بهش عمل کنه؟ ناصر: من فقط دوست دارم دولت به حرف هايی که می زنه بيشتر عمل کنه يعنی سعی کنه که بياد توی مردم و مشکلات مردم رو درک کنه. مشکل عمومی همه مردم اين هست که خونه هاشون خراب شده. درست شدن خونه هاشون کوچکترين خواسته اونها هست! خواسته های بزرگتری هم دارند و اينکه حيثيت از دست رفتشون برگرده. دوست دارم اگر کاری هم انجام ميشه، برای خودمون باشه. افراد غريبی توی شهر هستند که به ديده منت به ما نگاه می کنند. اما خوب دولت ما از طرف دولت های خارجی تحت فشار هست و نميشه بيشتر از اين هم ازشون توقع داشت.
نسرين: خواسته من اينه که رسيدگی بيشتری بکنند ولی خوب ما هم توقع زيادی نداريم. جداً می گم چون وقتی ما بگيم ولی فايده ای نداشته باشه ... |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||