BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 22:05 گرينويچ - جمعه 01 اکتبر 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
روز هفتم : کامران و هومن ، تا ۵ صبح

News image

ديگه صبحونه و ناهار و شام به شکلهای مختلفی دور يک ميز يا تو راهرو يا تو آسانسور همديگر رو ديديم و دوست شديم(البته خودشون نمی دونن که ما دوستشونيم ).

اصولا آخر شبها همديگر رو تو سالن هتل می ديديم وتازه جلسه خانه و خانواده تشکيل می داديم و تا ۵ صبح می شستيم و حرف می زديم ( تو اين جمعهای تا صبح ، افشين و گروهش و اعضای گروه معين و هنگامه هم بودن به اضافه طرفدارائی که راه هتل رو پيدا کرده بودن)

خلاصه تو اون پنج روز و شب دوبی من شاهد اين بودم که کامران و هومن چقدر ملاحظه کار و خاکی و در عين حال با ادب هستن

تو اين چند روز همراه اين بچه ها سوار مينی بوس رفتيم دور و بر دوبی که عکس امضا کنن .رفتيم شام و ناهار و گردش و بالاخره کنسرت. البته اونها بالای صحنه بودن ما پشت صحنه.
نتيجه اين چند روز معاشرت عکسها ( از افشين دهکردی) و حرفهائيه که اينجا می بينين. بعدش بچه ها رفتن آمريکا که آلبوم جديدشون رو تموم کنن.

News image

با کامران و هومن توی دوبی هستيم. بچه ها سلام ، اين سفر چطور بود ؟

هومن : خيلی خوب بود. چرا که دوستان ايرانی رو بيشتر از نزديک ديدم. تونستيم بيشتر باهاشون بشينيم و صحبت کنيم و اونها هم از آهنگ هايی که دوست داشتن برامون گفتن. کلاً خيلی خوب بود.

کامران : خيلی خوب بود بهزاد جان. اومديم اينجا با دوستان به Virgin Record رفتيم. دوستان ديگه ای هم اونجا بودن. کارت پستال براشون برديم. يک سری هديه های کوچولو به عنوان يادگاری براشون برديم و يک دنيا کيف کرديم. چون هر دفعه که دوبی اومده بوديم انقدر نزديک نبوديم و بيشتر روی صحنه بوديم و معمولاً بعد از کنسرت ها از خوابمون می زديم که مردم رو ببينيم. اما اين دفعه فرق داشت و خيلی خوب بود.

News image

اتفاقاً من هم می خواستم همين رو بگم چون با کامران و هومن بودم. البته نه اينکه خودشون بخوان! دعوتم نکردن، اما من مثل انگل بهشون چسبيده بودم! ولی شايد توی اين سه چهار روز، زودتر از ۵ صبح نخوابيدين، بعضی وقت ها حتی تا ۸ صبح بيدار بودين! درسته هومن؟

هومن: آره. حتی بعضی وقت ها تا ۹ صبح بيدار بوديم!

تو Virgin Record که رفته بودين مردم زيادی جمع شده بودن و ازدحام انقدر بود که من نزديک بود چند بار چپ کنم! جريان اين روسری ها چی بود که بين مردم پخش می کردين ؟

هومن: روسری نيست. "بندنا" هست که هم می تونين سر رو باهاش بپوشونين و هم روی دست ببندين!
کامران: روی اين بندنا ها و همين طور روی کارت های ما ، علامت K و H هست که ميشه کامران و هومن. اين يه يادگاری کوچيکی بود که دوست داشتيم مردم از ما داشته باشن.

News image

من راجع به همين بندنا بگم که يه جيزی مثل دستمال يزدی خودمون هست ، اما مدل لس آنجلسی! البته آرم بچه ها قراره عوض بشه و يک B ( بهزاد ) هم بهش اضافه خواهد شد!!! خلاصه بچه ها ما خيلی با کنسرات شما حال کرديم. از کنسرت معين و شادمهر و هنگامه با همکارم افشين دوييديم اومديم ، به آخرين آهنگ سياوش قميشی رسيديم و بعدش شما اومدين روی صحنه. چطور بود کنسرت دوبی ؟

هومن: خيلی خوب بود. انرژی زيادی مردم گرفتيم.
کامران : توی دوبی که ميايم مردم بوی ايران رو با خودشون ميارن و ما اينجا که ميايم خيلی کمتر احساس غربت می کنيم تا وقتی که ميريم جاهای ديگه. از همه شون تشکر می کنيم که اين هديه رو برامون ميارن.

News image

اتفاقاً اين دفعه شما با لباس سفيد روی صحنه اومدين و عکس های جالبی هم از شما گرفتيم.

کامران: درسته. دوستان معمولاً عادت دارن ما رو با رنگ لباس سياه می بينن اما اين دفعه دوست داشتيم با رنگ سفيد که رنگ صلح هست روی صحنه بياييم.

وقتی توی دوبی برنامه اجرا می کردين ، مردم رو نگاه می کردين؟

هومن: بله. نگاه می کنيم. اتفاقاً فاميل ما هم از ايران اومده بودن و وقتی اونها رو ديدم حسابی احساساتی شدم.

News image

توی عکس ها وقتی داشتين به مردم امضاء می دادين ، مادربزرگتون هم هست. درسته ؟
بله. نزديک ۱۸ سال بود که فاميلمون رو نديده بوديم و فکر کنم ۲۲ نفر از فاميل های ما اومده بودن اينجا.

کجا ملاقاتشون کردين ؟

کامران: اول می خواستيم جايی باشه که يک مقدار خصوصی باشه. اما جايی که انتخاب يا شانس ما شد، City Center بود! شلوغ ترين جای دوبی! اونجا که رفتيم فاميل ها رو بعد از ۱۸ سال ديديم ... گريه و زاری ... ما همين جوری که مشغول بغل کردن و بوس کردن بوديم ، بين فاميل ها ، هموطنانمون هم حضور داشتن و حسابی متعجب شده بودن که ما رو ديده بودن و از ما عکس می گرفتن!

هومن: من از کامران می پرسيدم اين کيه ؟ خاله مونه ؟ می گفت نه ! اين خانم اومده باهامون فقط عکس بگيره !!! گفتم اوه ! من دو ساعته دارم ميگم دلم خيلی براتون تنگ شده !

News image

من فکر می کردم مادربزرگت يکی از طرفدارهای شماست! اما ديدم نه واقعاً مادربزرگته ! توی فاميل از همه جالب تر ، کی بود که ديديش ؟
هومن: مادربزرگم. خيلی دوست داشتم ببينمش.

چه کسی رو تعجب کردی وقتی ديديش ؟
پسر خاله مون که بزرگ شده بود! داشتن خانواده کنار انسان واقعاً بزرگترين نعمته.

روی صحنه که بودين اين همه خستگی و احساسات ، روی اجراتون تاثيری نگذاشت ؟

هومن: من وقتی خواب آلود باشم و برم روی صحنه بيشتر انرژی دارم! نمی دونم چرا اينجوری ام! ولی با انرژی که فاميل و هموطنان عزيز به ما ميدن ، اگر ۲۰ ساعت هم نخوابيده باشی و بری اون بالا ، ديگه همه چی فراموش ميشه.

کامران: شايد بعد از کنسرت خسته بشی. اما اون لحظه که پامون رو روی صحنه می ذاريم ، عقربه ساعت می ايسته و انگار ميری يک دنيای ديگه!

News image

روی صحنه شما آهنگ هايی از گروه Black Cats هم خوندين. آهنگ جديدی هم خوندين ؟

کامران: ما با گروه بسيار عالی Black Cats که باعث افتخار ما هست ، دو آلبوم بيرون داديم به نام های "سيندرلا" و "Pop Father" ... از اين دو آلبوم تقريباً ده آهنگ اجرا کرديم. به اميد خدا به زودی دوباره بر می گرديم به دوبی و اين بار با آهنگ های جديدمون.

توی اين آهنگ ها با چند نفر از هنرمندان عزيز کشورمان همکاری کرديم که دوست دارم اسمهاشون رو بگم ... آقای "رامين زمانی" که تهيه کننده اين آلبوم هستند و "خانم مريم حيدرزاده" که افتخار اين رو داريم که اشعار ايشون رو بتونيم در آلبوم جديد بخونيم. اميدوارم اين کار که من و هومن با آقای رامين زمانی و خانم مريم حيدرزاده اجرا می کنيم ، به دل دوستان بشينه.

هومن: اسم اين آلبوم هم هست "بيست".

News image

بيست ... جالبه ... نمره ای که ما هيچ وقت به عمرمون نديديم !!!
البته توی شعر خانم حيدرزاده و همچنين توی ويدئوی اين شعر خواهيد ديد که چرا اسم اين آلبوم شده بيست!

شعرهای مريم حيدرزاده يه جوری هست که تاثير می ذاره روی سبک ... يعنی ميشه گفت سکوی پرتابی ميشه برای آينده کاری ، نه ؟

هومن: دقيقاً. احساسی که مريم توی شعرهاش داره ، خود ما رو هم احساساتی کرد. کامران خودش چند بار توی يکی از آهنگ ها اشک ريخت!

اين آلبوم کی مياد بيرون ؟

هومن: فکر کنم در ماه اکتبر ( آبان ) بياد توی بازار. دو تا ويدئو تا به حال هم برای اين آلبوم درست کرديم و پنج شش تا ديگه هم قراره به زودی درست کنيم.

News image

هومن، درباره رقصيدن می خواستم ازت بپرسم. ميدونم که تو طرفدار Michael Jackson هستی. روی صحنه هم شما رقص هماهنگی می کردين ... ميشه بيشتر برامون توضيح بدی ؟

هومن: ما رقصنده داريم که قراره برای کنسرت نوروز ، اونها رو هم با خودمون بياريم و با هم برقصيم.

کامران:
رقصيدن روی صحنه کار سختيه. بيشتر وقت ميخواد ، بيشتر ورزش می خواد و کلاً خوندن هم سخت تر ميشه. چون وقتی تحرک داری ، نفس گرفته ميشه. سعی می کنيم اين برنامه های زنده ما به جايی برسه که بگيم ما هم می تونيم ... ما هم می تونيم اين رنگ و اجرا رو داشته باشيم.

News image

هومن توی خونه هم می رقصی؟

هومن:
ما هر جا ميريم ، هم می خونيم و هم می رقصيم. چه تو اطاق باشه چه با دوستان!

من خيلی خواننده ها رو ديدم که پشت صحنه ، جلوی ميکروفن و جلوی دوربين ، سه تا شخصيت مختلف دارن. اما کامران و هومن يک جورن. به خاطر همين خيلی خوشحالم با شما آشنا شدم و توی کنسرت های ديگه هم قول ميدم مثل کبک روتون فرود بيام!!!

من هم ممنونم. بهزاد جان تو هم از خانواده هنری ما هستی.

News image


اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران