|
روز هفتم : گروه راک "هک" | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مانی، پيتر، بهزاد و کسرا، با تمام دردسرهايی که کار موسيقی راک توی ايران همراهش داره، ماه ها تمرين کردن تا يک آلبوم شسته رفته حاصل کارشون شده. متن آهنگ های اين آلبوم از مهرداد فلاح است. مانی و بقيه بچه ها دارن سعی می کنند مجوز کنسرت بگيرن که کارهای تين آلبوم و چند تا آهنگ تازه اجرا کنند. کارهای قشنگی دارند که وسط سر و کله زدن های من و مانی می تونين آهنگ هاشون رو گوش کنين.
پيتر : گيتار باس چی شد که توفکر کردی که می تونی اين کار رو انجام بدی و تصميم گرفتی که اين کار رو انجام بدی؟ ولی زمانش بر می گرده به سه سال پيش و اينکه سه سال پيش من در استوديو بم، کسرا ، پيتر و بهزاد، بچه هائی که با هم اين آلبوم رو بستيم و تمومش کرديم ديدم. به غير از ايده اوليه باقيش در لحظه، پيش رفته.
يک مسئله ديگر که توجه شنونده رو به خودش جلب می کنه، متن ترانه هاست. چی فکر کردی که رفتی اين متن ها رو انتخاب کردی؟ متن ها متن هائی نيست که توی آلبوم های ديگه بشه ديد. چيزی که من خودم با خوندن شعرها متوجش شدم يک مقدار بار سياسی اجتماعی متن هاست.
که به نظر من داره. وقتی که می گه " اين شهر را به نام يک نفر کردن" اين کاملا سياسی است. همه متن ها رو بعد چند بار خواندن، آدم متوجه اين خاصيتش میشه که داره از درون يک نفر صحبت می کنه از قول يک جماعت که دارند در درون يک نفر زندگی می کنند، از شخصيت های مختلف درون يک نفر.
هماهنگ با متن آهنگ موسيقی که در زمينه کار هست به همين قضيه يک مقدار کمک می کنه. جه جوری تونستی از ساختن يک موسيقی برای متنی که از هيچ قافيه و وزنی برخوردار نيست بر بيايی. می تونی يک کمی در باره اين توضيح بدی. آهنگسازی واقعا به اون معنا که تو عام جا افتاده نيستش. کاملا يک داده است فقط منتقل میشه، همين. شايد هر کسی که عاشق يک داده باشه بتونه اون رو در يافت بکنه و منتقل کنه. مثل زمانی که يک نفر حامله شده چی می تونه بگه، می تونه بگه تک تک اجزای اون بچه رو درست کرده، او فقط شده يک ميديوم و اون منتقل شده ولی خوب او صاحب اثر بحساب مياد، بچه اوست. اگر يک چيز کل بخواهيم در نظر بگيريم اون کل يک عشق به درياست و يک هديه، يعنی اصلا انتظار دريافت اون هديه رو نداشته باشی، فقط از عشق زياد سعی کنی که اون هديه رو دريافت کنی که اون هديه هم هديه درونی است يعنی ابزار نيست و اين است که در موسيقی هست. که تنها و تنها يک عشق به اون هديه است که باعث می شه اون رو دريافت کنی و تقصيمش کنی با هر کسی که موسيقی دوست داره ويا هر هنر ديگری.
يعنی تو جزو کسانی هستی که با تئوری، شايد بتونيم بگيم الهام توی هنر موافقند. موسيقی چيزی نيست که نت ها رو بزاری کنار هم ديگر و بتونی چيزی ازش در بياری . ضبط موسيقيت تمام شده، درسته؟ توی کنسرت کارهای همين آلبوم را ارائه میدی |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||