BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 21:43 گرينويچ - جمعه 27 اوت 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
روز هفتم : منم کورش ، شهريار روشنائی . . .

اخيرأ يکی از دوستان کتاب شعری به دستم داد که مو به تنم راست کرد . کتاب شعری که از کوروش می گفت و افکارش و حتی اشعارش، ولی . . . !

News image

بالاخره تونستم با شاعر اين کتاب تماس تلفنی بگيرم و بعد همزمان با چند باستانشناس، تا با متن هائی که از کوروش هخامنشی باقی مونده و در دست هست آشنا بشم تا بيشتر به اهميت اين بازسرائی ها پی ببرم.

ماجرای يک هفته تحقيق و مکالمه تلفنی رو در اين مقاله که از متن برنامه راديوئی روزهفتم نوشتيم ، بخوانيد:

(يکی از اشعار کتاب "منم کورش، شهريار روشنائی" نشر "ابتکار نو" به انتخاب خود شاعر سيد علی صالحی)

پادشاه جهان، پادشاه پهناورترين سرزمين های آدمی، از بلندی های پارسوماش، بابل بزرگ، اين منم پيشوای خرد، خوشی، پاکی، پارسايی، نواده بی بديل نور، طوطيای ترانه، سرآمد سلطنت، "بعل" با من است و نبو با من است، من آرامش بی پايان شکوه ملت خويش ام ...

من پيام آور برگزيده اهورا و عدالتم که جز آزادی آواز ديگری نياموخته ام و جز آزادی آواز ديگری نخواهم آموخت. پس شادمان باشيد زيرا به ياری ستم ديدگان خسته خواهم آمد ...
من شريک در هم شکستگان سرزمين شما هستم ..... من امنيت بی پايان آوارگان زمينم ...

News image

درود آقای سيد علی صالحی. قطعه شعر شما رو از کتاب جديدتون "منم کورش شهريار روشنی ها" خونديم.
من هم متقابلاً سلام عرض می کنم خدمت شما و درود بسيار به خوانندگانتان.

لطفاً برامون بگين چرا بعد از گذشت يک ربع قرن از آخرين بازسرايی که داشتيد، درباره کورش شعر گفتيد؟ در اصل اين انديشه شما چطور شکل گرفت؟
پدر من شاعر و شاهنامه خوان بود. ايشان درباره شاهنامه به من گفت که قصه ها و افسانه های حماسی و ملی ، در ايران باستان بوده و بعد ها فردوسی آنها را بازسرايی کرده. اين بازسرايی در ذهن من باقی مانده بود تا بعد از انقلاب ۵۷.

درست در دوره ای که هم شعر نو و هم نشانه های هويت ملی ما مورد هجوم و يورش نوعی عقيده قرار گرفته بود، مجموعه اين شناسه ها و حس ها من رو بر آن داشت که به يک حقيقت گم شده اشاره کنم .

و برای نسل جوان که دچار يک نوع گسست تاريخی در رابطه با ميارث ها و داشته های کهنسال سرزمين ايران شده بود، اين شعر را بنويسم. اين کار را از اوستا شروع کردم و در اين دوره هم، انديشه ها و گفتارهای کورش هخامنش رو بازسرايی کردم.

برای اين کار من به شيراز سفر کردم و ساعت ها تخت جمشيد را ديدم و لمس کردم. روی نگاره ها دست کشيدم ... يعنی به يک ارتباط حسی احتياج داشتم تا اين اثر ابتدا درونی و باورمند بشه که در نهايت من آماده بشم برای زايش يک کار تازه.

همزمان مطالعه و مرور هر اثری که نشانی از سخنان کورش داشت را شروع کردم. تا اونجايی که گاه سيصد صفحه را مطالعه می کردم که شايد به دو سطر از گفتارهای کورش نزديک بشوم.

البته من با نوشته های شما از خيلی سالهای پيش آشنا هستم. اما لطفاً برای خوانندگان ما بفرماييد که آيا واقعاً اين اشعار، بازسرايی يک متن تاريخی است و در کل مربوط به هيچ کتبيه باستانی نميشه؟ و فقط شما آنها را از زبان کورش به صورت يک احساس بيان می کنيد؟
کسانی که اطلاعات کافی دارند مشکلی ندارند و تعريف بازسرايی را می دانند. اما نسل جوان طبعاً فکر می کند که شايد همين کتاب، مجموعه گفتارهای کورش است با همين زبان.

اما اين تعداد بسيار اندک است و هر کسی اين اشعار را بخواند می فهمد که زبان امروزی شاعر اين کتاب، زبان کورش نيست. من يک مشت بذر گندم از کورش عاريه گرفتم و بعد از کاشتن اين دانه ها، اکنون با يک مزرعه وسيع انديشه و کلام شاعرانه روبرو هستم ... ريشه، مادر و سرچشمه اصلی کورش بوده و من در هنگام بازسرايی به اون وسعت معنايی ميدم.

News image

اما چه تعداد متن و يا کتيبه از خود کوروش کبير باقی مونده که بشه بازسرائيش کرد؟
جواب این سوال رو از يک متخصص کتیبه های هخامنشی پرسيدم وفهميدم که فقط يک کتیبه و چند خط از کوروش باقی مانده که بازسرائی آنها به يک جزوه بسنده خواهد کرد و
کار به کتاب شعر نخواهد کشيد.

خانم " وستا کرتيس" در موزه بريتانيا در لندن کار می کند ... جايی که منشور گلی حقوق بشر کورش کبير نگهداری ميشه:

از کورش ما تنها يک کتيبه داريم که "منشور کورش" هست و در بابل پيدا شده. بيشتر کتيبه های هخامنشی متعلق به زمان داريوش، يعنی تقريباً سی سال بعد از کورش هست.

يکی دو کتيبه هم در پاسارگارد هست به اسم کورش اما اينطور به نظر می رسه که داريوش در زمان سلطنت خودش آنها را به نام کورش حکاکی کرده. تنها کتيبه ای که حتماً متعلق به خود کورش هست ، در سال ۱۸۷۹ ميلادی در بين النهرين پيدا شده که الان در موزه بريتانيا موجود هست.

و آخر کلام :
خود من از سن پانزده سالگی به اينور خودم رو غرق در تاريخ ایران باستان(بخصوص سلسله هخامنشی) کردم و در خارج از کشور( در لندن) يکسالی دنيا و لذات آن را ترک کرده و به کتابخانه موزه ملی بريتانيا پناه بردم و کتابها خواندم.
آنچه از کوروش خونده بودم و به ياد داشتم بعد از خواندن کتاب" منم کوروش، شهريار روشنائی ها" شديدأ به کلمه "بازسرائی" شک کردم وگمان نمی کنم که بازسرائی سخنان کوروش کبیر مناسب این کتاب شعر باشد. و فکر می کنم که اگر لقب بازسرائی از اين کتاب شعر برداريم
مار بجائی کرديم و به جای آن بگوئيم " اشعار الهام گرفته ازروایات تاريخی که در وصف کوروش هخامنشی".
بنده فکر کنم که با نوشتن این نتیجه قبر خود را کندم ولی . . .
کوروش" آسوده بخواب که ما بیداریم"!

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران