|
حسين پناهی درگذشت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حسين پناهی هم رفت. معمولا اين اتفاق زياد می افتد. آدم ها، هرکدام به شکلی از ادامه راه بازمی مانند. بعد زمان می گذرد و تبديل به ياد و خاطره می شوند. و احتمالا اين تلخ ترين قسمت موضوع است. اما بعضی خاطره ها مثل نقش های بيستون بر اعماق روح آدمی حک می شود. مثل خاطره حسين پناهی. حسين پناهی پيش از هر چيز ديگر کودکی شاعر بود. ساده چون آب روشن و زلال. با رفتن او فقط يکی از آدم های روی زمين کم نشد، بلکه چيزی از شاعرانگی جهان کم شد. شايد تنهايی های بشری بازتاب تنهايی های انسان های است که درک نمی شوند و حسين پناهی در مناسبات روزمره حاکم نمی گنجيد و فهميده نمی شد. از همين رو سروده بود:... او هم از درون تنها بود و هم از بيرون. نشان تنهايی بيرونی او همين بس که جسد مچاله شده اش سه روز در انتظار کشف ماند و لابد اگر دختر دل نگرانش به جستجوی او برنيامده بود در خلوت آن خانه می پوسيد. او سال ها پيش سروده بود: "گفتم می روم / و در مرام ما رفتن مردن بود / و حالا سال هاست که مرده ام" از اين رو بايد گفت حسين پناهی نمرد. رفت. رفت و چيزی از شاعرانگی جهان را با خود برد. تاريخچه حسين پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان ياسوج در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصيل در بهبهان برای گذراندن تحصيلات حوزوی به مدرسه آيت الله گلپايگانی رفت. پس از انقلاب طلبگی را رها کرد و چهارسال در موسسه آناهيتا دوره بازيگری و نمايشنامه نويسی را گذراند. پناهی بازيگری را نخست از مجموعه تلويزيونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمايش تلويزيونی با استفاده از نمايشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند. با پخش نمايش دو مرغابی درمه از تلويزيون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نيز در آن بازی می کرد، خوش درخشيد و با پخش نمايش های تلويزيونی ديگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمايش های دو مرغابی درمه و يک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلويزيون پخش شد. در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد او يکی از پرکارترين و خلاق ترين نويسندگان و کارگردانان تلويزيون بود. به دليل فيزيک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می باريد و طنز تلخش بازيگر نقش های خاصی بود. پناهی در سال ۶۷ برای بازی در فيلم درمسيرتندباد کانديد جايزه بهترين بازيگر نقش دوم، در سال ۶۹ برای بازی در فيلم سايه خيال که بر مبنای شخصيت او نوشته شده بود، نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد و درسال ۷۱ برای بازی در فيلم مهاجران نامزد دريافت بهترين بازيگر نقش دوم شد و ديپلم افتخار جشنواره نهم فجر را برای بازی در فيلم سايه خيال دريافت کرد. اما حسين پناهی بيشتر شاعربود. و اين شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستين مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد. شعری از حسين پناهی "بيكرانه کارنامه هنری فيلم ها گذرگاه ۱۳۶۵ مجموعه های تلويزيونی محله بهداشت کتاب من و نازی |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||