BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 23:30 گرينويچ - جمعه 06 اوت 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
روز هفتم : بريم کنسرت افشين

يکشنبه عصر(فيتيله، يکشنبه تعطيله) شيک کردم و تو آينه کلی به خودم آفرين گفتم. ميکروفن و دستگاه ضبط و کلی سيم که نميدونم چيه ريختم تو کيفم. در رو قفل کردم و رفتم طرف محل کنسرت افشين. غافل از اينکه در عرض ۱۰ دقيقه بلکل ژست بنده آب شد. بحدی هوا گرم بود که هر پيرهن اتو کشيده ای مچاله و هر شلواری آنأ زانو مينداخت.

News image

محل کنسرت افشين تو منطقه Wembly لندن بود که پر از خانواده های ايرانيه. ( آخه هنوز خونه ارزون اونجا پيدا می شه). بعد از ۳۰ دقيقه که بکل خيس عرق و چروک خورده و زانو انداخته شده بودم، کلافه رسيدم ايستگاه مترو مربوطه.

افشين (همکارم که عکاس هم هست) اون روز در نقش راننده و همدم با ماشينش که پر از تخته چوب و گونی گچ بود، (داشت تو باغچه خونه شون بنائی می کرد) منو برداشت.

بنده : چرا دير کردی؟
افشين خان : رفته بودم باغ بوبونی ! ( افشين اينجوری فارسی حرف می زنه )
بعدش گم شديم.

News image

دو نفر رو ديديم که تا مچ دستشونو کرده بودن تو سطل چسب! داشتن پوستر افشينو می زدن به در و ديوار.

بنده : آقا محل کنسرت کجاست؟
آقاهه : می ری دست راست، بعد می ری دست چپ، بعد يک پشتک می زنی، بعد دنده عقب می ياين، با سرعت می پيچين تو يه کوچه بن بست . اونجا اشتباهه برگردين بيرون برين تو يه کوچه ای که يک ماشين هم به زور رد می شه. پشت تعميرگاه يه ساختمان آجريه . اونجا کنسرته. فهميدی؟

بنده : نه؟
آقاهه : پس دوباره می گم . می ری دست راست، بعد می ری . . .
بنده : افشين گاز بده برو . . .

بالاخره رسيدم به همونجائی که آقاهه گفت! واقعأ يک ساختمان آجری بود بدون علامت. مردم هم هم صف بسته بودن . اولين بار تو عمرم ديدم که ايرانی ها نه تنها دير که زود آمده بودن! علتش هم معلومه، نسل سومی ها بودن!

News image

دم در هم يک ليموزين ( ماشينهای دراز لوکس که مثل مينی بوس می مونه. عکس بالا رو ببينين) پارک کرده بود با راننده اش حرف زدم.

آقای علی راننده : من بچه هامو آوردم کنسرت. ايرانی ها اينجا پول برای اينجور چيزا نمی دن.

بين بچه ها که يکساعتی زود آمده بودن و منتظر بودن پرس و جو کردم و فهميدم که خيلی هاشون تو اين چند سال گذشته آمدن لندن. بقيه هم از بچه هائی بودن که يا اينجا بدنيا آمده بودن يا از بچگی اينجا بزرگ شدن.

News image

پسر ها و دخترها دسته های خودشونو داشتن و يواشکی به هم نگاه می کردن. ديدم که نسل سومی ها مثل ما نسل دومی ها خودشونو نمی گيرن و زود با هم دوست می شن.

News image

بين دخترا کمتر کسی بود که موهاشو بور کرده باشه (خدارو شکر) دماغها هم ...؟ فقط يه پسری رو ديدم که چسب زده بود. خيلی ها هم لنز رنگی گذاشته بودن و برای اينکه تو گرمای سالن و هوای شرجی لندن عرق نکنن تکون نمی خوردن.

پسرها هم تيپهاشون بدک نبود بيشتر پيرهن سفيد و تی شرت به تن داشتن و شلوار سياه و موهای تراشيده يا نمره دو يا خيلی بلند. البته بينشون تيپهای جالب پيدا می شد مخصوصأ دو تا از بچه ها که خودشونو داريوش و اشکان معرفی کردن (وسط حرفا يکيشون اون يکی رو مجيد صدا کرد!).

اين بچه ها که ۱۸ ساله بودن خودشونو عين داش مشتی ها و کلاه مخملی های ايران درست کرده بودن و با همون لهجه و تن صدا حرف می زدن و با دستمال يزدی هاشون "تق" می زدن و نفس کش می گفتن.

News image

بچه های داش مشتی لندن: عکس بده برات قبرستون بسازيم !

بنده: هر هر هر (خنده به فارسی)، بچه ها از تيپتون بگين، چرا؟
بچه های داش مشتی لندن: ما بجای اينکه بريم مثل بقيه بچه ها موهامونو سيخ سيخ کنيم و رنگ بزنيم برگشتيم به اصليتمون . فيلم قيصر رو ديديم و خيلی با تيپ و مرامش حال کرديم. تو مهمونی ها و کنسرتها اينجوری می پوشيم (کت و شلوار سياه و پيرهن سفيد و کلاه مخملی و لنگ)

News image

اشکان: اين کلاه مخملی ها و لنگو دو سال پيش، سفارشی از ايران آوردم ... بزار برات يه تق بزنم . . ."تق"
همگی : هر هر هر ( خنده به زبان فارسی).

بنده : خوش بگذره و اگه دعوا شد جدا کنين.
بچه های داش مشتی لندن: نه آقا ، ما اهل صلحيم . نمی ذاريم دعوا بشه، بين ايرانيا فقط صفا. . .

حرارت سالن که شبيه يک سالن عروسی بود با گنجايش هشتصد نفر (که البته به گفته کنسرت گذار تا 1200 بلیط فروخته شد) به مرز خفقان رسيده بود. تازه هنوز کسی شروع نکرده بود رقصيدن! دی جی هومن آهنگ می گذاشت و بچه ها رو داغ تر می کرد.


يه آقائی که عصبانی بود:
ما بيست و هفت پوند داديم که بياييم تو اين سالن عروسی که پر از دود سيگاره و از گرما نمی شه نفس کشيد؟ در ضمن من سايت روزهفتم رو هم می خونم . شما زيادی خودمونی می نويسين.

News image

بالاخره کنسرت افشين شروع شد. برادرش امير و يک پسر ديگه که تی شرتهای زرد پوشيده بودن اول آمدن روی صحنه و مثل رپرهای آمريکائی (rapper) با عصبانيت يک چيزايی به انگليسی گفتن و ارکستر شروع کردن زدن.

بعد افشين بالاخره آمد روی صحنه و با شگفتی من، که از فرط گرما و رطوبت حتی جلوی صحنه نمی تونستم نفس بکشم، زد زير آواز. . ." خوشگل بلای جون من . . ."

کلا تو اون گرما و اون سالن افشين حسابی از خودش مايه گذاشت. بعد از نيم ساعت افشين خيس عرق شده بود.
اتفاقأ من رو هم ديد و پای بلندگو چاق سلامتی کرد: بهزاد بلور از بی بی سی هم اينجاست . با اون ريش و کلاهش . چطوری بهزاد؟
در کل شب خوبی بود و بعد از اين کنسرت لندن افشين قراردادهای متعددی برای کنسرتهای اروپا بست.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران