BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:53 گرينويچ - چهارشنبه 04 اوت 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
در چرايی برخورد سرد مردم با تعطيلی روزنامه ها در ايران

روزنامه نگاران ايرانی اخيرا در اعتراض به تعطيلی روزنامه ها اقدام به بستن دست های خود کردند
روزنامه نگاران ايرانی اخيرا در اعتراض به تعطيلی روزنامه ها اقدام به بستن دست های خود کردند

در برابر اقداماتی که در چند سال اخیر فضای مطبوعات ایران را دیگرگون کرده است واکنشی عینی، که در قالب حرکت های جمعی بیان شود، در میان اکثریت مردم ایران رخ نداده است.

برخورد سرد اکثریت مردم نسبت به محتوا و سرنوشت مطبوعات را می توان از نمودارهای جامعه شناختی ایرانیان در سال های اخیر به شمار آورد. طرح و ریشه شناسی این پدیده می تواند در شناخت بیشتر فرهنگ عمومی به کار آید.

توقیف نشریات، زندانی کردن روشنفکران، اعتراض های نهادهای بین المللی به سرکوب آزادی مطبوعات و اعتراض های فردی و جمعی نویسندگان و روزنامه نویسان ایرانی در چند سال گذشته به پدیده ای مکرر در ایران بدل شده است. تازه ترين نمونه ها که در ایران و در اخبار بین المللی نیز بازتاب گسترده ای یافته است، گم شدن قاتل در پرونده قتل زهرا کاضمی روزنامه نویس کانادایی ـ ایرانی، توقیف روزنامه وقایع اتفاقیه و اجتماع اعتراضی بیش از 300 روزنامه نویس در ایران است.

توقیف نشریات، زندانی کردن روشنفکران، اعتراض های نهادهای بین المللی به سرکوب آزادی مطبوعات و اعتراض های فردی و جمعی نویسندگان و روزنامه نویسان ایرانی در چند سال گذشته به پدیده ای مکرر در ایران بدل شده است. تازه ترين نمونه ها که در ایران و در اخبار بین المللی نیز بازتاب گسترده ای یافته است، گم شدن قاتل در پرونده قتل زهرا کاضمی روزنامه نویس کانادایی ـ ایرانی، توقیف روزنامه وقایع اتفاقیه و اجتماع اعتراضی بیش از 300 روزنامه نویس در ایران است

تلاش های نویسندگان و روزنامه نویسان علیه سانسور و اقدامات نهادهای گوناگون دولتی و غیر دولتی علیه رسانه های مکتوب در 25 سال گذشته از خبر سازترین و مهم ترین چالش های جامعه ایرانی بوده است.

اما در 25 سال اخیر جز دو بار يعنی تظاهرات مردم در اعتراض به تحریم و مصادره روزنامه آیندگان در 1358 در روزهای داغ انقلاب و تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام در گرماگرم مبارزه اصلاح طلبان مذهبی و محافظه کاران، اکثریت مردم، به لعن و نفرین یک طرف و تمجید و تحسین طرف دیگر بسنده کرده اند.

در فضای آزادتر پس از دوم خرداد تیراژ برخی روزنامه ها به نیم میلیون رسید اما برچیدن آن فضا و بستن روزنامه هایی چون جامعه و نشاط و توس، که در مقیاس های ایرانی از مخاطبان گسترده ای برخوردار بودند، در میان اکثریت مردم از مرز انتقاد فراتر نرفت. همین واکنش اغلب در برخورد با اخبار و گزارش هایی که در رسانه ها منتشر می شوند نیز دیده می شود.

در کشورهای اروپای غربی انتشار خبری مستند درباره فساد اقتصادی دولتمردان، یا درباره سوء استفاده آنان از قدرت و نقض قانون به طور معمول به عذر خواهی علنی یا استعفای متهمان و گاه به سقوط هیات دولت منجر می شود. در ایران چنين نيست. در اروپای غربی افکار عمومی، که از رسانه ها تاثیر می پذیرد و در رسانه ها نیز منعکس می شود، وزنه مهمی در اتخاذ سیاست ها و تعیین سرنوشت سیاستمداران است. در این جوامع نارضایتی ها از سطح انتقادهای لفظی و دشنام گویی فراتر رفته و با بهره گیری از فرهنگ مسولیت پذیری قدرت و مکانیزم هایی که در جامعه پیش بینی شده است در سیاست روز موثر می شود. در ایران نارضایتی ها در روان جمعی انباشته و افکار عمومی از مکانیزم های بیان موثر محروم است.

News image
تلاش های نویسندگان و روزنامه نویسان علیه سانسور و اقدامات نهادهای گوناگون دولتی و غیر دولتی علیه رسانه های مکتوب در 25 سال گذشته از خبر سازترین و مهم ترین چالش های جامعه ایرانی بوده است

تحقق کارکردهای اساسی رسانه ها يعنی انتشار اخبار و رویدادها و طرح افکار و گردش آزاد اطلاعات، نیازمند نهادینه شدن رسانه های مستقل بخش خصوصی است. تاثیرگذاری رسانه ها نیز به نرخ حساسیت افکار عمومی و به مکانیزم هایی مشروط است که راه را بر دخالت مسالمت آمیز افکار عمومی هموار می کنند. افکار عمومی محروم از مکانیزم های مسالمت آمیز بیان و تاثیر، در فرهنگی بیگانه با مسئولیت پذیری قدرت راه به جایی نمی برد.

رسانه ها به افکار عمومی شکل می دهند و برای بقای خود به آن متکی هستند. چالش رسانه ها با قدرت های اقتصادی و سیاسی در غیبت افکار عمومی موثر و فعال به چالش گردانندگان این رسانه ها، که به شمار اندک اند، با مراجع قدرت، که به شمار و قدرت توانمندند، تقلیل می یابد. نتیجه صف آرایی حداکثر 1000 مطبوعاتی و نویسنده مستقل در برابر قدرت هایی که تمامی امکانات جامعه را در انحصار دارند از پیش معلوم است.

فقدان مکانیزم هایی که دخالت مسالمت آمیز و موثر افکار عمومی را امکان پذیر می کنند از جمله غیبت احزاب اقلیت، پارلمان های آزاد، نهادهای غیر دولتی جامعه مدنی، فرهنگ پاسخگویی و مسولیت پذیری در محافل قدرت را می توان از دلایل مهم بی اعتنایی اکثریت مردم به سرنوشت و محتوای مطبوعات مستقل تلقی کرد. در غیبت مکانیزم هایی که راه را بر اعمال نفوذ مسالمت آمیز، موثر و هر روزه افکار عمومی باز می کنند اکثریت مردم به مطبوعات بی اعتنا می شوند چرا که راه نشان دادن واکنش و تاثیر بر آن ها بسته است.

رسانه های جمعی بزرگ غیر دولتی از نهادهای مدرن و از فرآورده های تولید انبوه و رشد بخش خصوصی است. تولید انبوه بر نیازهای بازار و تبدیل این نیازها به کالا شکل می گیرد و بخش خصوصی بر رقابت فارغ از دخالت دولت. بازار بر مبنای نیازهای حس شده، نیازهای خلق شده و نیازهای بیدار شده خود و نیز بر مبنای توانایی تولید کنندگان در پاسخ به نیازهای سه گانه واکنش نشان می دهد. در تولید انبوه خبر، اطلاعات و افکار کالاهایی هستند که به نیازهای مشخص و تعریف شده ای در بازار پاسخ می گویند. سانسور و خود سانسوری تحمیلی دست تولید کنندگان، مطبوعاتی ها، را در پاسخ گویی به نیازهای موجود موثر و بیدار کردن نیازهای خفته می بندد.

به هنگامی که مطبوعات سرنوشت حرفه ای خود را با تقدیر یک گرایش سیاسی گره می زنند نوعی از روزنامه نویسی شکل می گیرد که در میان معیارهای بی طرفی حرفه ای و جانب داری های سیاسی و گروهی در نوسان است. جانب داری سیاسی و گروهی به ناگزیر معیارهای حرفه ای را تقلیل داده، کیفیت کار را کاسته و بر بی اعتمادی مخاطبان می افزاید. هنگامی که مردم از یک گرایش سیاسی سرخورده شده و از آن فاصله می گیرند، داوری و برخورد خود را به نشریات نزدیک به آن گرایش نیز تعمیم می دهند. سرخوردگی اکثریت مردم از اصلاح طلبان مذهبی و تعمیم این سرخوردگی به روزنامه های دوم خردادی را نیز از عوامل مقطعی واکنش سرد اکثریت مردم نسبت به سرنوشت مطبوعات در یکی دو ساله اخیر بر می شمارند

از منظر برخی از جامعه شناسان مهم ترین دلیل نهادینه نشدن مطبوعات مستقل بخش خصوصی و واکنش سرد اکثریت مردم نسبت به سرنوشت و محتوای آن ها را بايد در دخالت قدرت ها، سانسور، نبود مکانیزم هایی که افکار عمومی را به اهرمی موثر و فعال بدل می کنند، غیبت فرهنگ پاسخگویی و مسئولیت پذیری در قدرت جست و جو کرد. اما در کنار این عوامل عمدتا سیاسی، فرهنگ عمومی مردم نیز سهم خود را دارد. وقوف اکثریت مردم ایران بر نیاز خود به کالاهای مطبوعات، نرخ بالایی را نشان نمی دهد.

در ریشه یابی این پدیده می توان بر عواملی چون نرخ بالای بی سوادی، نرخ پایین مطالعه، بی اعتمادی سنتی مردم جوامع استبدادی به رسانه های سانسور، نفوذ و برد شفاهیات و شایعات، اتکاء سنتی فرهنگ ایرانی به نقل و کم اعتنایی آن به عقل، همنوایی اکثریت با فرهنگ غالب و نا آشنایی آنان با مبانی فرهنگی مدرنیته انگشت گذاشت.

در کنار عوامل سیاسی و فرهنگی، عوامل مقطعی نیز تاثیر خود بر جای می گذارند. در جوامعی که از نعمت احزاب سیاسی و نهادهای صنفی مستقل بی بهره اند روزنامه نویسان، چون مطبوعات ایران در 25 سال گذشته، گه گاه، از کارکردهای سنتی خود فراتر رفته و در مقاطعی، خواسته یا ناخواسته، بخشی از کارکردهای احزاب و سازمان های سیاسی را نیز بر دوش می گیرند.

تا پیش از دوم خرداد مجله های تخصصی و فرهنگی در کنار کارکردهای تعریف شده خود، به ناگزیری موقعیت، به فضایی برای بیان اجتماعی حضور اپوزیسیون فرهنگی و گاه سیاسی نیز بدل شدند.

پس از دوم خرداد اصلاح طلبان مذهبی با بهره گیری از حمایت وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی و امکانات مالی و سیاسی برخی از روزنامه ها را به ارگان های خود بدل کرده و کوشیدند تا در بسیج مردم از مطبوعات چون جایگزینی برای سازمان های سیاسی بهره گیرند.

به هنگامی که مطبوعات سرنوشت حرفه ای خود را با تقدیر یک گرایش سیاسی گره می زنند نوعی از روزنامه نویسی شکل می گیرد که در میان معیارهای بی طرفی حرفه ای و جانب داری های سیاسی و گروهی در نوسان است. جانب داری سیاسی و گروهی به ناگزیر معیارهای حرفه ای را تقلیل داده، کیفیت کار را کاسته و بر بی اعتمادی مخاطبان می افزاید.

هنگامی که مردم از یک گرایش سیاسی سرخورده شده و از آن فاصله می گیرند، داوری و برخورد خود را به نشریات نزدیک به آن گرایش نیز تعمیم می دهند. سرخوردگی اکثریت مردم از اصلاح طلبان مذهبی و تعمیم این سرخوردگی به روزنامه های دوم خردادی را نیز از عوامل مقطعی واکنش سرد اکثریت مردم نسبت به سرنوشت مطبوعات در یکی دو ساله اخیر بر می شمارند.

برای تسخیر بازار گسترده نه تنها برداشته شدن سد سانسور و نهادینه شدن مکانیزم های تاثیر گذاری افکار عمومی ضروری است که غلبه بر عناصر و مفاهیمی در فرهنگ عمومی و پرهیز از قربانی کردن موازین بی طرفی حرفه ای در پای جانب داری های سیاسی و گروهی نیز ضرورت دارد

برای روزنامه نویسی حرفه ای ایران که در سال های اخیر، به رغم موانع سیاسی و فرهنگی، با رشد کیفی و کمی رو به رو بوده است و برای بازار مطبوعات که در سال های اخیر رونق یافته است، کسب حمایت و اعتماد بخش های قابل توجهی از مشتریان بالقوه، اکثریت مردم، اهمیت بسیار دارد. نهادینه شدن رسانه های مستقل بخش خصوصی، تولید انبوه و استقلال اقتصادی مطبوعات با مخاطبان اندک شمار دانشجویی و روشنفکری ممکن نیست. برای تسخیر بازار گسترده نه تنها برداشته شدن سد سانسور و نهادینه شدن مکانیزم های تاثیر گذاری افکار عمومی ضروری است که غلبه بر عناصر و مفاهیمی در فرهنگ عمومی و پرهیز از قربانی کردن موازین بی طرفی حرفه ای در پای جانب داری های سیاسی و گروهی نیز ضرورت دارد.

در تنگناهایی که مطبوعات مستقل ایران با آن رو به رو هستند یافتن راهی کارساز برای جلب حمایت فعال بخش های قابل توجهی از مردم دشوار است اما این حمایت نه تنها از نظر اقتصادی زمینه های مناسبی برای رشد روزنامه نویسی حرفه ای فراهم می کند که در چالش هایی که ناگزیر رخ می دهد نیز نقشی مهم ایفا خواهد کرد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران