|
روز هفتم : منصور " مرا ببوس برای اولین بار . . ." | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
منصور شب و روزش بالکل بهم ریخته . یک مقدار بخاطر اختلاف ساعت بین استرالیا و آمریکا و همینطور بخاطر ضبط آهنگها ی آلبوم جدیدش و هم پیدا کردن یک کیک تولد که معلوم نیست چند تا شمع روشه .
این هفته ای چون تولد منصوره و قراره که براش تو شهر اورنج کانتی کالیفرنیا جشن بگیرن. منهم گفتم که احوالپرسی ای با منصور بکنم.بالاخره قرار شد که روز سه شنبه 27 ژوئیه که می شه 6 مرداد موقع ضبط تو استودیو بره تو یک اتاق ساکت و با هام حرف بزنه . چند تا از بچه ها هم که از قبل این خبر رو از برنامه روزهفتم بی بی سی شنیده بودن، چند تا سوال فرستاده بودن که از منصور بپرسم . خلاصه شب لندن شد و صبح لس آنجلس و تلفن زدم . منصور داشت با منوچهر چشم آذر روی آهنگها کار می کرد. (تو عکسهایئ که نوید برامون از اون روز گرفته می تونین ببینین ) منصور جان ، قبل از اين که درباره تولدت صحبت کنيم ، يه خورده از خودت برامون بگو که الان چه کار می کنی ؟ يک مقدار از آلبوم جديدت برامون بگو ، اسمی براش انتخاب کردين ؟ منصور ، چند تا آهنگ توی اين آلبوم جديد هست ؟
و اسم آهنگ ها ؟ اين آهنگ " مرا ببوس برای اولين بار " آهسته است يا تند ؟ يکی از آهنگ های آلبوم جديدت هم بدون شک " عيدی " هست که به ياد زلزله بم خونده بودی ، درسته ؟ ويدئو ها چی ، در حال ساختن اونها هم هستين ؟ بنابراين حدس می زنی اين آلبوم چه زمانی بياد بيرون ؟
بعضی بچه ها که صدای تو رو توی آلبوم خانم مهستی شنيدند ، برای ما پيک فرستادن و پرسيدند که با توجه به اين سبک جديدی که داری ، دوست نداری ترانه دو صدايی بخونی ؟ البته اون يک آهنگی بود به ياد هايده عزيز که خانم مهستی خوندند و يک قسمت کر داشت که من اون رو اجرا کردم. ولی اگر فرصت و کاری باشه که به دو نوع مختلف صدا احتياج باشه حتماً اين کار رو انجام ميدم. ولی هنوز تصميم همچين کاری رو ندارم. حالا اگر بشه ، تصميم داری با چه خواننده ای اجرا داشته باشی و فکر کنی صداتون به هم بخوره ؟ باز هم پرسيدند که آيا خودت اصلاً تمرين آواز می کنی ؟
من هم يه خاطره بگم که يادمه در ژانويه ، وقتی توی لس آنجلس با هم بوديم ، رفتيم بيرون و ناهاری خورديم ، توی ماشين چندين بار زدی زير آواز و من با اون فضا خيلی کيف کردم ... فضای دو صدايی البته چون من هم باهات خوندم !!! قربانت. شما خودت انقدر پرمجبت هستی که وقتی آدم باهات هستش يک جو دوستانه و قشنگی به وجود مياد که من در اون احساس راحتی می کنم. منصور جان ، يکی ديگه از بچه ها پرسيده که آيا تنها زندگی می کنی ؟
حالا بريم سر تولدت ... متولد مرداد ماه هستی ... درسته ؟ اين جشن همگانی هست يا خصوصی ؟ امروزی که ما داريم گفتگو می کنيم درست ششم مرداد هست ( سه شنبه ) ... تولدت حسابی مبارک باشه. اما چطور هست که تو هنوز توی استوديو هستی ؟! آخه امسال يک اشتباهی شد که توضيح ميدم! امسال تقويم ايرانی ، يک روز با تقويم ميلادی فرق داره. ما هميشه عادت داريم ۲۸ ژوئيه به تقويم ميلادی رو جشن بگيريم به خاطر همين روزهای تقويم ايرانی رو اشتباه حساب کرديم ! من خودم هم دو ساعت پيش متوجه شدم که امروز ششم مرداد است ! ديگه امسال خودمون رو حسابی لوس کرديم که دو بار تولد بگيريم !
حالا نقشه ات برای امشب چيه ؟ جايی ميری يا کار خاصی انجام ميدی ؟ در همين رابطه باز يکی از طرفدارهايت پرسيده بهترين کادوی تولدت چی بوده ؟ منصور جان ، ميدونی کنسرت های بعدی شما کی هست ؟ ما شنونده ای داريم با نام هادی که ۱۷ سالش هست و به خاطر سرطان در بيمارستان هست و برنامه ما رو هميشه گوش می کنه. دوست دارم يک آهنگ هم برای اون پخش کنيم چون يکی از طرفدارهايت هست. تو چه آهنگی رو برايش انتخاب می کنی ؟ من اميدوارم که هادی جان هر چه زودتر شفا پيدا کنه و برايش آرزوش تندرستی می کنم و دعای ما هميشه با هادی عزيز خواهد بود. من فکر می کنم آهنگی که يه مقداری همه ما رو شاد تر بکنه ، " عشق آتشی " باشه که من به هادی عزيز تقديم می کنم. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||