|
روز هفتم: نسرین و تاکسی اش درتهران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نسرين که يک خانم ۳۷ ساله است تقريبا ۲ ساله که توی شهر تهران به عنوان يک راننده تاکسی شخصی کار ميکنه.
داشتن چنين شغلی برای يک زن توی جامعه ما به قدر کافی عجيب هست، اون هم زنی با خصوصيات نسرين که رفتاری کاملا خانمانه داره و بسيار تميز و با سليقه است. پيدا کردن يک چنين آدمی کار ساده ای نبود. من بعد از اين که از وجودش با خبر شدم، ۲ روز در خيابونهای تهران با پرس و جو از راننده تاکسی ها به دنبالش گشتم تا بالاخره تونستم پيداش کنم، بشينم تو ماشينش و با هم به صورت دربست چرخی بزنيم و صحبت کنيم. وقتی دليل انتخاب اين شغل رو ازش پرسيدم گفت: "من خيلی رانندگی رو دوست دارم حتی دوست دارم با کاميون رانندگی کنم. جاهای زيادی به دنبال کار خوب گشتم اما ديدم که حقوق کافی نميدن ماهی ۳۰ هزار تومان يا فوقش ماهی ۸۰ هزار تومان. ولی من اگه از صبح تا عصر با اين ماشين کار کنم می تونم ماهی ۳۰۰ هزار تومان در بيارم"
نسرين هر روز صبح تا غروب به صورت خطی يک مسير رو ميره و برمی گرده و بر عکس راننده تاکسی های مرد که برای سوار کردن مسافر ساعتها اسم مسير رو فرياد می زنند، توی ماشينش در انتظار مسافر ميشينه؛ البته به گفته خودش همکارهاش هم آقايونی جوانمرد هستند و بهش کمک می کنند، از حق خودشون می گذرند و ماشين نسرين رو پر می کنند. ماشين نسرين مثل خونه بک کدبانو تزيين شده و به هر گوشه اش يه شی تزئينی آويزونه. از عروسکهايی که دخترش آويزون کرده گرفته، تا تسبيحی که دور دنده ماشين پيچيده و قرآنی- که به گفته خودش - بهش قوت قلب ميده و چيزهايی که بعضی از مسافرها به دليل جسارتش بهش هديه دادن.
برخورد متفاوت برخورد مسافرها با يک راننده تاکسی زن متفاوته. بعضی از مردها به دليل غرورشون اصلا سوار تاکسيش نميشن وبعضی ديگه نصيحتش ميکنن که شغلی برازنده يک خانم انتخاب کنه! عده ای از مردها هم با ديدن پشتکارش تشويقش ميکنن و آرزو دارن تا خانمهاشون نسرين رو می ديدن و قدر زحمات آقايونشون رو می دونستن! زن هايی که با نسرين و تاکسيش برخورد ميکنن هم واکنش های مختلفی در برابرش نشون ميدن.
يه دسته از اونها به رانندگی يه زن اعتماد نمی کنن و از ترس جونشون اصلا سوار تاکسی اون نميشن .دسته ديگه ای هم اين فرصت رو غنيمت می شمرن و نه تنها سوار ماشين نسرين ميشن، که شروع ميکنن به درد دل و گله و شکايت از زندگی .... نسرين معتقده خانمهای خونه نشين به جای اينکه همه وقت و نيروشون رو توچهار ديواری خونه صرف کارهای تکراری بکنن ميتونن کار اون رو ادامه بدن که اين چند تا مزيت داره: 1- اينکه از خونه بيرون ميان و روحيه می گيرن 2- برای خودشون درآمد کسب ميکنن و دسترنج خودشون رو خرج ميکنن 3- اينکه تعداد راننده تاکسی های زن بيشتر ميشه و نسرين که فعلا تو اقليته ديگه احساس تنهايی نميکنه! |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||