BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 17:35 گرينويچ - چهارشنبه 14 ژوئيه 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
صدمين سالگرد درگذشت آنتون چخوف

آنتون چخوف
صد سال پس از مرگ چخوف، 'صدای ضربه ‏هاى تبر، همچنان از دوردست باغ به گوش مى‏رسد'
صد سال از مرگ آنتون چخوف، يکی از تاثيرگذارترين نمايشنامه نويسان جهان می گذرد. نويسنده ای که تنها ۴۴ سال عمر کرد اما تاثير داستانها و نمايشنامه هايش از مرزهای قرنی لبالب از انقلابهای سياسی و هنری فراتر رفته و به روزگار ما رسيده است.

چخوف چندماه پس از تماشای نخستين اجرای آخرين نمايشنامه اش باغ آلبالو به علت ابتلا به بيماری سل از پا در آمد. در آن اجرا همسرش نقش اول را به عهده داشت اما چخوف اجرا را که بارها به هنگام تمرين ديده بود و کارگردانش کنستانتين استانيسلاوسکی بود، نپسنديد و تنها به تماشای پرده چهارم بسنده کرد.

آيا چخوف خود می دانست که صد سال پس از آن، باغ آلبالو نمادی از گذار جهان از دورانی به دوران ديگر و پرده چهارم آن، شاه کليد درک رمز و راز دگرگونی جهان - و بخصوص - روسيه در جريان تحولات آغاز و پايان قرن بيستم تلقی خواهد شد؟

آنتون پاولوويچ چخوف (۱۹۰۴ - ۱۸۶۱) فرزند پيشه‏وری خرده‏پا بود. پدرش اغلب با مشکلات مالی دست به گريبان بود و از اين رو آنتون پاولوويچ کودکی سختی را گذراند.

از آخرين دستنوشته های چخوف
 دارم نمايشنامه ای می نويسم که احتمالا تا ماه نوامبر (۱۹۰۴) تمام نخواهد شد. از نوشتنش لذت وافری می برم؛ هرچند که گاهی قواعد کار صحنه را زيرپا می گذارم. يک کار کمدی است در چهار پرده که سه شخصيت زن و چهارشخصيت مرد دارد و در آن صحبتهای زيادی از ادبيات به ميان می آيد. اين نمايشنامه کم تحرک است اما عشق در آن موج می زند

در بيست سالگی برای تحصيل در رشته‏ پزشکی به مسکو رفت و از همان زمان انتشار داستانها و طرح‏های طنزآميزش را با امضاهای مستعاری نظير "برادر برادرم" و "طبيب بی‏بيمار" در نشريات آغاز کرد.

مجموعه داستانی که در سال ۱۸۸۴ از او به چاپ رسيد آنچنان موفقيت‏آميز از آب درآمد که او توانست حرفه‏ پزشکی را رها کند و اوقاتش را به تمامی به کار نوشتن اختصاص دهد. در واقع چخوف در روسيه بيشتر به عنوان داستان نويس شناخته شده است تا نمايشنامه نويس.

سه سال بعد مجموعه‏يی از داستانهايش که با نام در هوای گرگ و ميش منتشر شد جايزه‏ پوشکين را برد. با اين همه موفقيت ادبی چخوف در سال ۱۸۸۸و با انتشار داستان بلند استپ‏ها که تصويری نمادين از زندگانی روسی بود، آغاز شد. در همين حال، چخوف نوشتن در قالب نمايشنامه را نيز آغاز کرد.

آنتون چخوف دهها نمايشنامه کمدی تک پرده ای نوشت اما شهرت خود را بيشتر مديون چند تراژدی بلندی است که در سالهای پايانی عمر خود نوشت.

در پايان سده‏ نوزدهم ميلادی، به دنبال ديداری از اردوگاه محرومان در جزيره‏ ساخالين شرحی از اين سفر را منتشر کرد و همين ديدار بود که علاقمندی او را به مسايل اجتماعی افزايش داد، تا جايی که رفته رفته از انديشه‏های ضد روشنفکری و طرز تفکر انفعالی ملهم از تولستوی دست کشيد و بالاخره در آغاز سده‏ بيستم، هنگامی که به عضويت فرهنگستان علوم روسيه برگزيده شد، با تسليم استعفای خود، اعتراضش را آشکارتر بيان کرد.

آنتون چخوف
تاثير داستانها و نمايشنامه های چخوف از مرزهای قرنی لبالب از انقلابهای سياسی و هنری فراتر رفته و به روزگار ما رسيده است

چخوف در دوران روسيه تزاری اصلاح طلبی تند رو به شمار می آمد، بنا بر اين، آثارش در دوران حکومت کمونيستی اجازه اتشار داشت. هرچند که گاهی "رنگ بدبينانه" ای را که در برخی از نمايشنامه ها و داستانهايش وجود داشت، از آن حذف می کردند.

چه در داستان‏های کوتاه - که چخوف بيشتر شهرت خود را مديون نوشتن آنهاست - و چه در نمايشنامه‏های کوتاه و چه در چهار نمايشنامه‏ بلند مشهورش: مرغ دريايی (۱۸۹۶)، سه خواهر (۱۸۹۹)، دايی وانيا (۱۹۰۲) و باغ آلبالو (۱۹۰۴) آنتون پاولوويچ چخوف استادی خود را در ترسيم سيمای پرملال و محنت‏بار زندگانی وابستگان به طبقه‏ فرودست روسيه نشان داده است.

در هريک از داستانها و نمايشنامه‏های او همدردی عميقش با اين قشرها و اميدش برای بهبود روزگار آنان به چشم می‏خورد.

بسياری از منتقدين در طی هشتاد سال گذشته به شکل‏های گوناگون درصدد مقايسه ميان سرنوشت باغ آلبالو و سرنوشت روسيه برآمده‏اند و از اين طريق چخوف را دارای ديدی پيشگويانه توصيف کرده‏اند. امروز اين نظريه طرفداران بيشماری دارد.

صحنه پايانی پرده چهارم باغ آلبالو
 صحنه خالی‏ است. صدای بستن درها و حرکت کالسکه‏ها می‏آيد. آرام می‏شود. در ميان سکوت صدای تک ضربه‏های غم‏انگيز تبر بر يک درخت شنيده می‏شود. صدای پا می‏ آيد. فيرز در آستانه‏ی در ظاهر می‏شود. مثل هميشه لباس پوشيده، همان کت بلند، جليقه‏ی سفيد، دمپايی... مريض است.... صدايی، گويی از دوردست آسمان به گوش می‏رسد. صدايی همچون آوای تاری از يک ساز زهی که کشيده و رها می‏شود، صدايی که در مرگ و جنون خاموش می‏شود. صدای ضربه‏های تبر، همچنان از دوردست باغ به گوش می‏رسد. پرده می افتد

گرچه منتقدان اينگونه دلالتهای پيشگويانه را می پسندند؛ اما در واقع، آنتون چخوف يک سال پيش از خيزش ۱۹۰۵ که بعد ها لنين آن را "تمرين نهايی برای انقلاب بلشويکی ۱۹۱۷ " توصيف کرد، درگذشت.

نگاهی به متن اثر روشن می‏کند که در باغ آلبالو، ميراث فئودال ورشکسته "رانوسکايا"، سرانجام به "لوپاخين" بورژوا می‏رسد و در زندگی واقعی روسيه نيز اميد چخوف برای بهبود اوضاع به سرانجامی غيرمنتظره می انجامد.

چخوف سالهای آخر عمرش را در شهر يالتا در منطقه کريمه و دور از محيط روشنفکری مسکو گذراند و پس از آنکه در سال ۱۸۹۷ به خونريزی ريه دچار شد، باقی عمر را در انزوای نسبی گذراند و سرانجام در ۱۴ ژوئيه ۱۹۰۴ در يک آسايشگاه مسلولين در بادن وايلر آلمان درگذشت و جسدش در صومعه نوو دويچ در مسکو به خاک سپرده شد.

باوجود شهرتی که چخوف در روسيه داشت، تا سالهای پس از جنگ جهانی اول و ترجمه آثارش به زبان انگليسی ، کسی او را در خارج از روسيه نمی شناخت. اما اينک ترجمه آثار او به بيش از سی زبان در دست است. آثاری که در آنها همواره از ورای ملال و دلشکستگی توده های فرودست، کورسوی نور اميد هويداست.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران