BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:31 گرينويچ - پنج شنبه 08 ژوئيه 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
ميرزاده عشقی و موسيقی

ميرزاده عشقی
تير ماه امسال مصادف است با هشتادمين سالگرد قتل "ميرزاده عشقی" شاعر و نويسنده برجسته انقلابی ايران.

در باره عشقی تا کنون بسيار گفته و نوشته اند ولی کم تر به سراغ منظومه هائی رفته اند که او آن ها را برای اجرای روی صحنه انديشيده بود است. در ميان اين منظومه ها "رستاخيزشهرياران ايران" از آن جهت اهميت ويژه پيدا می کند که به صورت "موزيکال" تنظيم شده و عشقی خود برآن نام "اپرا" نهاده است.

عشقی نيز چون "عارف قزوينی" در اوائل جنگ اول جهانی، و در جريان مهاجرت آزاديخواهان ايران به استانبول، دو سه سالی را در اين شهر گذرانيد و با شيوه آفريدن و اجرای کارهای صحنه ای و موزيکال آشنا شد.

او در دارالفنون "بابعالی" فلسفه و علوم اجتماعی می خواند، ولی اوقات فراغت را با شعر و موسيقی و اپرت هائی که در استانبول به روی صحنه می آمد می گذرانيد.

عشقی متن اپرای "رستاخيز شهرياران ايران" را در سال 1294 خورشيدی زير تاثير همين تجربه های ديداری خود، در استانبول نوشت، با اين اميد که روزی آن را در ايران به روی صحنه ببرد.

موضوع اپرا نيز در راه سفر به استانبول، ميانه راه بغداد به موصل و ديدار غمگنانه از ويرانه های "مدائن" به ذهن او آمد بود.

دراجرای اپرا، عشقی خود به عنوان "راوی" با لباس سفر ظاهر می شود و در ميانه خواب و رويا يکايک بزرگان ايران کهن را به روی صحنه می آورد تا نقش خود را بخوانند.

News image

در آغاز "خسرو دخت" سر از ويرانه ها در می آورد و پس از او به ترتيب نوبت به داريوش، کوروش، خسرو و شيرين می رسد، آن ها همه با حيرت و افسوس، شگفت زده می شوند که ايران با آن همه شکوه و عظمت ديروز چگونه به فلاکت امروز رسيده است؟ با ظهور زرتشت، در صحنه و رهنمود هائی که می دهد، اپرا به پايان می رسد.

جالب است که عشقی از زبان زرتشت حرف هائی را می زند که حرف های روشنفکران امروز نيز هست:

" ای گروه پاک مشرق، هند و ايران، ترک و چين،"
" برسر مشرق زمين شد، جنگ در مغرب زمين،"
"در اروپا، آسيا را لقمه ای پنداشتند،"
" هر يک اندر خوردنش، چنگال ها برداشتند،"
" بی خبر، کاخر کوه در حلقوم کاه"
" گر که اين لقمه فرو بردند، روی من سياه !"

نکته جالب ديگر اين است که ميرزاده عشقی خود نوع موسيقی بسياری از بند های منظومه را مشخص کرده و نشان داده که با موسيقی ايران و ترک آشنائی داشته است. او خود اپرا را با آهنگ مثنوی آغاز می کند.

خسرو دخت که به صحنه می آيد، به "آهنگ سه گاه قفقاز " می خواند. راوی (عشقی) وقتی به رويا فرو می رود، متن را در پيوند با تکه ای از موسيقی اپرت " ليلی و مجنون" ترکی ادا می کند. آواز انوشيروان در " بيات اصفهان" است. نوبت به زرتشت که می رسد، موسيقی حالت "سرود" به خود می گيرد.

در متن عنوان شده که اين سرود را "ميرزا حسين خان"، ديپلمه موزيک ساخته است که به نظر می رسد "حسين خان هنگ آفرين" باشد که از نخستين فارغ التحصيلان رشته موسيقی دارالفنون بود.

نوشته اند که "رستاخيز شهرياران ايران" چند بار در تهران به روی صحنه رفته و با وجود ضعف های قابل فهم صحنه ای، مورد استقبال مردم قرار گرفته است. در يکی از اجرا ها " ملوک ضرابی کاشانی" خواننده معروف نيز در نقش "شيرين" ظاهر شده است.

ميرزاده عشقی بر پيشانی منظومه موزيکال خود نوشته است:
" اين اپرای رستاخيز، نشانه دانه های اشکی است که بر روی کاغذ به عزای مخروبه های نياکان بدبخت ريخته ام!"

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران