|
آيا تماشاگران، پيام سازنده فيلم 'مارمولک' را گرفتند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فيلم مارمولک گرچه از سينماها حذف شد اما يکی از مهم ترين قوانين تاريخ هنر را به اثبات رساند. کارشناسان تاريخ هنر بر آن هستند که تفسير مخاطبان از يک اثر هنری را نه نيت خالق آن، بلکه عواملی ديگر تعيين می کنند و گاه مخاطبان يک اثر تفسيری کاملا متضاد با برداشت خالق اثر خلق می کنند. کمال تبريزی، کارگردان مارمولک اين برداشت را که "تشبه و تقليد از روحانيون زمينه ساز تعالی انسان شده و حتی دزدی را به انسانی درستکار استحاله می کند"، پيام اصلی فيلم می داند. روحانيونی که بر نمايش عمومی فيلم صحه گذاشتند نيز با در نظر داشتن تجربه فيلم ديگر آقای کمال تبريزی، ليلی با من است، همين اميد را در سر داشتند. در ليلی با من است گرچه حساس ترين مساله آن زمان، جنگ، به قالبی طنزآميز درآمده بود اما اختلافی در فهم پيام فيلم "تقدس جنگ" رخ نداد. اما اين بار اغلب تماشاگران ايرانی "پيام سازنده" فيلم مارمولک را ناديده گرفته و با خنديدن به جنبه های منفی شخصيت روحانی فيلم واکنش منفی چند روحانی پر نفوذ از جمله آيت الله جنتی، مهدوی کنی و مکارم شيرازی را برانگيختند.
آيت الله مهدوی کنی با تأکيد بر اين که در ارزيابی فيلم "نيت کافی نيست و بايد به نتايج خير و شر نيز توجه کرد"، "شر فيلم مارمولک را، به رغم نيت خير سازندگان آن، بيش از خير آن" ارزيابی کرد و خبر داد که "از زمان اکران اين فيلم مردم به روحانيون توهين می کنند." يک روحانی مقاله خود را در روزنامه جمهوری اسلامی با اين پرسش به پايان برد:" چرا چند روزی است مردم کوچه و خيابان با خنده به من می گويند مارمولک." تفسيرهای گوناگون از يک اثر هنری پديده ای عادی است اما به ندرت رخ می دهد که اکثريت مخاطبان با برداشتی کاملا مغاير با خواست و نيت سازنده اثر، توليد کنندگان آن را غافلگير کرده و تفسير خود را بر اثر هنری چنان تحميل کنند که برداشت و نيت خالق اثر به پس زمينه رانده شود. در زمان شاه جنبش دانشجويی، بندی از منظومه عاشقانه حميد مصدق را از متن اصلی آن جدا و به شعار تظاهرات سياسی بدل کرد. هنور هم در برخی تظاهرات مخالفان حکومت، شعر "من اگر بنشينم / تو اگر بنشينی / چه کسی برخيزد" به گوش می رسد. نمايش شخصيت های روحانی در فيلم های کمدی حتی در زمان شاه واکنش منفی روحانيون را بر می انگيخت. مجموعه تلویزیونی دایی جان ناپلیون نوشته ايرج پزشکزاد و به کارگردانی ناصر تقوائی به همین دلیل با اعتراض هایی در جامعه روحانیت رو به رو شد. فیلم کمدی محلل ساخته نصرت کريمی به مقاله تند آیت الله مرتضی مطهری منجر و موجب دردسر کارگردان فيلم، پس از انقلاب شد. اين بار گرچه روحانيت به ازاء پيام فيلم مارمولک به نمايش شخصيت های روحانی دريک کمدی تن داد اما اکثريت مردم، از فيلمی که به زعم نويسنده و کارگردان آن قرار بود تاثير مثبت لباس روحانيت را نشان دهد، فيلمی ضد روحانی ساختند و برای اثبات يکی از قوانين تاريخ هنر نمونه ای جالب به دست دادند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||