* اصلِ اين مقاله به زبانِ انگليسی، با عنوانِ Nietzsche and Persia برایِ Encyclopedia Iranica نوشته شده است. منبعِ اصلیِِ اين مقاله مجموعهیِ آثار نيچه به شرحِ زير است. در ارجاعهایِِ بعدی از آن با سَرنويسِ SW ياد میکنيم: Friedrich Nietzsche, Sämtliche Werke, herausgegeben von G. Colli und M. Montinari, Kritische Studienausgabe, ۱۵ Bänden, München ۱۹۹۹. ۲ نکـ :Asien, asiatisch in SW, "Gesamtregister" ۳ Die Geburt der Tragödie ۴ Die Philosophie im tragischen Zeitalter der Griechen ۵ Nachgelassene Fragmente ۶ Also Sprach Zarathustra ۷ نکـ : تبارشناسیِ اخلاق، ترجمهیِ داريوشِ آشوری، جستارِ سوّم، پارهیِِ ۲۴. ۸ SW ۱/۷۹۲, ۵/۳۵۳. ۹ جنگهایِِ ايران و يونان لشکرکشیِِ پادشاهانِ هخامنشی، داريوش و خشايارشا، به خاکِ يونان و دنبالههایِ آن بود که پنجاه سال طول کشيد (۴۹۲–۴۴۹ قم). در اين جنگها يونانيان با برقراریِ اتحاد ميانِ دولتشهرها و ايستادگیِ جنگاورانه توانستند سپاهِ گرانِ ايران را در خشکی و دريا شکست دهند و از خاکِ خود برانند. ۱۰ در بارهیِِ اين جنگها يک سندِ درخشانِ تاريخی بازمانده است. نکـ : توکوديدس، تاريخِ جنگِ پلوپونزی، ترجمهیِِ محمد حسنِ لطفی (تهران ۱۳۷۷). ۱۱ نکـ : چنين گفت زرتشت، ترجمهیِ داريوشِ آشوری، بخشِ يکم، ’در بارهیِ هزار و يک غايت‘؛ و نيز SW ۷/۷۸۵. ۱۲ SW ۱۱/۵۳. ۱۳ زرتشت، همان، بخشِ چهارم، ’ايثارِ انگبين‘. ۱۴ SW ۸/۶۵. (تکيه بر واژهها از نيچه است) ۱۵ SW ۷/۱۰۶ ۱۶ Die Philosophie im tragischen Zeitalter der Griechen, SW ۱/۸۰۶. و ترجمهیِ فارسیِ آن: فريدريش نيچه، فلسفه در عصرِ تراژيکِ يونانيان، ترجمهیِ مجيدِ شريف (تهران ۱۳۷۸)، ص ۵۱. ۱۷ Die fröhliche Wissenschaft ۱۸ نکـ : زرتشت ، همان، بخشِ دوّم، ’در بارهیِ نجات‘ و جاهایِ ديگر. ۱۹ نکـ : زرتشت، همان، پيشگفتار ۵. Ecce Homo, SW ۶/۳۶۷ ۲۰ . ۲۱ چنين گفت زرتشت، ترجمهیِ داريوشِ آشوری، چاپِ پانزدهم، ص ۲۲. ۲۲ SW ۹/۶۰۶. ۲۳ ويراستارانِ نوشتههایِ نيچه نوشته اند که نمیدانيم نيچه اين نکتهپردازی را از کجا نقل کرده است(SW ۱۴/۶۵۰). امّا حدسِ من اين است که وی میتواند آن را از نوشتههایِ رالف والدو امرسون (R. W. Emerson)، نويسندهیِ نامدار و فيلسوفِ امريکايی، گرفته باشد. نيچه نوشتههایِ باريکبينانه و طنزآميز و گزينگويانهیِ امرسون را بسيار دوست میداشت (نکـ : نيچه، غروبِ بتها، ترجمهیِ داريوشِ آشوری، ص ۱۱۰ ۱۱۱) و امرسون نيز سعدی و حافظ را، از راهِ ترجمههایِ آلمانی و انگليسیِ آثارِشان، میشناخت و بسيار دوست میداشت و بسيار از ايشان ياد کرده است. ۲۴ نکـ : زرتشت، همان، ص ۲۰۳ و جاهایِ ديگر. ۲۵ West-östlisches Divan ۲۶ از جمله، نکـ : فراسویِ نيک و بد، ترجمهیِ د. آشوری (تهران ۱۳۶۲)، ص ۱۴۹؛ تبارشناسیِ اخلاق، ترجمهیِ د. آشوری (تهران ۱۳۷۷)، ص ۱۲۷. ۲۷ An Hafis. Frage eines Wassertrinkers, SW ۱۱/۳۱۶. نيچه به دليلِ بيماریِ گوارشیاش هرگز شراب نمینوشيد و در کل از نوشابههایِ الکلی بيزار بود و آبجو را مايهیِ فسادِ ذهنِ آلمانی میدانست (نکـ : غروبِ بتها، همان، ص ۸۵). به همين دليل، خود را در عنوانِ اين شعر’آبنوش‘مینامد مینامد و نيز زرتشتِ خود را ’آبنوشِ مادرزاد‘: زرتشت، همان،’ شامِ خداوند‘، بخشِ چهارم.
| |  | | اخبار روز | |
|